X
تبلیغات
رایتل

رسول خدا (ص) در حالى که نشسته بودند، ناگهان لبخندى بر لبانشان نقش بست، به طورى که دندان هایشان نمایان شد! از ایشان علت خنده را پرسیدند، فرمود: دو نفر از امت من مى آیند و در پیشگاه پروردگار قرار مى گیرند؛ یکى از آنان مى گوید: خدایا! حق مرا از ایشان بگیر! خداوند متعال مى فرماید: حق برادرت را بده ! عرض مى کند: خدایا! از اعمال نیک من چیزى نمانده متاعى دنیوى هم که ندارم . آنگاه صاحب حق مى گوید: پروردگارا! حالا که چنین است از گناهان من بر او بار کن !
پس از آن اشک از چشمان پیامبر (ص) سرازیر شد و فرمود: آن روز، روزى است که مردم احتیاج دارند گناهانشان را کسى حمل کند. خداوند به آن کس که حقش را مى خواهد مى فرماید: چشمت را برگردان ، به سوى بهشت نگاه کن ، چه مى بینى ؟

سرش را بلند مى کند، آنچه را که موجب شگفتى اوست - از نعمت هاى خوب مى بیند، عرض مى کند: پروردگارا! اینها براى کیست ؟
مى فرماید: براى کسى است که بهایش را به من بدهد.
عرض مى کند:چه کسى مى تواند بهایش را بپردازد؟
مى فرماید: تو.
مى پرسد: چگونه من مى توانم ؟
مى فرماید: به گذشت تو از برادرت .
عرض مى کند: خدایا! از او گذشتم .
بعد از آن ، خداوند مى فرماید: دست برادر دینى ات را بگیر و وارد بهشت شوید!
آن گاه رسول خدا (ص) فرمود: پرهیزکار باشید و مابین خودتان را اصلاح کنید.

)بحارالانوار، ج 77، ص 182.(

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد



در این وبلاگ
در کل اینترنت