۱) شیفته و مبهوت بازده های گذشته نشوید . سرمایه گذاری خود را منطبق با نیازهای خود انتخاب کنید :
پژوهش ها نشان داده اند که عموما" عملکرد گذشته ی بازار ضامن بازده های
آینده نیست . از این رو سرمایه گذاری ها را بر اساس ویژگی هایشان انجام
دهید . صرفا" به عملکرد گذشته دل نبندید. به عبارت دیگر احساساتی عمل نکنید
.
۲) تنها از یک روش برای انتخاب سرمایه گذاری استفاده نکنید. :
حتی خبرگان سرمایه گذاری نیز بعضا" در پیش بینی حرکت های بازار و تعیین
بهترین زمان خرید موفق نیستند . همه ممکن است اشتباه کنند فقط کسانی اشتباه
نمی کنند که هیچ گاه سرمایه گذاری نمی کنند. و این نیز خود بزرگ ترین
اشتباه است . از این رو روش ناموفق یا موفق قبلی سرمایه گذاری ممکن است در
شرایط فعلی نتیجه معکوس به بارآورد. مهم این است که از اشتباهات قبلی درس
بگیریم .
۳) به طور مستمر سرمایه گذاری کنید . :
همواره فرصت های مناسبی برای سرمایه گذاری وجود دارد . بنابر این هر ماهه
مبلغ معینی را پس اندازکنید و از فرصت های جدید سرمایه گذاری استفاده
نمایید . سرمایه گذاری مستمر غالبا" شما را در برابرضربه های سخت بازار
ایمن می سازد .
۴) به سرمایه گذاری های خود تنوع ببخشید. :
برای به حداقل رساندن ریسک های سرمایه گذاری ها و افزایش بازده های احتمالی
، به سرمایه گذاری خود تنوع ببخشید . سرمایه گذاری را می توان با خرید
دارایی های مالی مانند سهام صنایع و بخش های متفاوت و اوراق مشارکت و
داراییهای حقیقی مانند زمین و ساختمان یا دیگر دارایی های فیزیکی متنوع
ساخت .
۵) به هنگام ناپایداری و بی ثباتی بازار ، صبر و بردباری پیشه کنید . :
توجه داشته باشید که ، به لحاظ تاریخی پس از یک کاهش بازده غالبا" افزایش
بازده یا جبران نیز رخ داده است . چنانچه مجهز به یک استراتژی سرمایه گذاری
باشید آن گاه نوسان های بازار آسیب جدی به سرمایه گذاری شما نخواهد رساند .
۶) حد معقولی از ریسک را بپذیرید تا از رشد باالقوه ی بازار سهام محروم نشوید. :
پرتفویی که شامل سهام ، سپرده ی بانکی و اوراق مشارکت است ریسکش کمتر از
پرتفویی است که تنها از سپرده ی بانکی یا اوراق مشارکت تشکیل شده است . از
این رو به منظورکسب نتایج دلخواه ، همواره با توجه به میزان ریسک پذیری خود
، نسبت مناسبی از سهام را نیز در پرتفوی خود سرمایه گذاری نمایید . برای
تعیین سطح ریسک پذیری باید ابتدا اهداف سرمایه گذاری خود را معین کنید .
افق زمانی سرمایه گذاری ، یکی از عوامل مهم در تعیین اهداف سرمایه گذاری
است. سرمایه گذاران بلند مدت ریسک پذیرترند .
۷) همواره به بازارهای غیر مالی نیز توجه کنید . :
محتوا و افق سرمایه گذاری خود را گسترش دهید . توجه به بازارهای غیر مالی
مثل مسکن ، طلا ، محصولات و مواد اولیه علاوه بر امکان گسترش محتوای پرتفوی
پربازده ، امکان تحلیل دقیق تر سرمایه گذاری در بازارهای مالی را نیز می
دهد .
۸) تنها بر اساس شنیده ها عمل نکنید. :
بازار سرمایه بازاری است که کالای آن اطلاعات است . اطلاعات سطوح مختلفی
دارد . هر قدر اطلاعات دقیق تر باشد امکان تحلیل و پیش بینی درست تر نیز
بالاتر می رود . اطلاعات شنیداری و شایعات در پایین ترین سطح دقت و صحت
قرار دارند . محتوای شنیده ها ممکن است در اثر منافع گوینده ، ادراک گوینده
و شنونده ، منابع اطلاعاتی و تفاوت های ادراکی به کنش ها غیر منطقی
بینجامد . به هر ترتیب فراموش نکنید که قبل از هر سرمایه گذاری ، بررسی و
تحلیل اطلاعات درست ضروری است .
۹) با هوشیاری و آگاهی سرمایه گذاری کنید . :
همواره بر سرمایه گذاری های خود نظارت نمایید . سهامی وجود ندارد که شما آن
را برای همیشه نگه دارید . برای یک سرمایه گذاری همواره زمانی برای خرید و
زمانی برای فروش وجود دارد . سرمایه گذار موفق کسی است که این دو زمان را
تشخیص دهد .
۱۰) از خدمات مشاوران مالی و سرمایه گذاری استفاده کنید. :
نیازها و شرایط مالی شما دائما" در حال تغییر است . از این رو مراجعه شما
به متخصصان سرمایه گذاری به شما در ترکیب و انتخاب مناسب سرمایه گذاریتان
کمک می نماید . غالبا" ضروری است که حداقل سالی یک بار به متخصصان سرمایه
گذاری مراجعه کنید . توجه داشته باشید که سرمایه گذاری یک کار تخصصی است .
بهره گیری از متخصصان در هر رشته ی کاری موجب ارتقاء بهره وری ، کارایی و
اثر بخشی می گردد.
1)قانون ۸۰/۲۰:
این یکی از بهترین روش ها برای اینه که بهترین استفاده رو از وقتتون بکنید. چیزی که قانون ۸۰/۲۰ میگه اینه که ۸۰ درصد ارزشی که بدست می آورید، نتیجه ی ۲۰ درصد از تلاشیه که انجام داده اید.
این یعنی اینکه اکثر کارها و مشغولیت های ما مفید نیستند. پس میتونیم خیلی از کارها رو از لیست انجام کارمون خط بزنیم. در عوض وقت و انرژی بیشتری روی کارهای دیگه، که به نظر میرسه بازده بیشتری - چه از لحاظ موفقیت و چه از لحاظ حس رضایت درونی - دارن بذاریم.
2)قانون پارکینسون:
میتونی کارها رو خیلی سریع تر از اونچه که فکر می کنی انجام بدی! این قانون میگه کاری که قراره انجام بدی متناسب با وقتی که براش در نظر میگیری خودش رو کش میده و درجه ی سختی اش رو تعیین میکنه! یعنی اگه به خودت بگی ظرف یه هفته یه راهکار برای فلان مشکل پیدا می کنم، اون مشکل خودش رو سخت تر و سخت تر جلوه میده و ممکنه نتونی حتی توی یک هفته هم براش راه حلی پیدا کنی.
پس وقتت رو روی پیدا کردن راه حل متمرکز کن. به جای یک روز یک ساعت، و به جای یک هفته یک روز به خودت فرصت بده. این کار باعث میشه که مغزت فقط روی راه حل و کار کردن متمرکز بشه، نه سختی کار!
3)تراکتوری کار کردن!:
کارهای خسته کننده و تکراری میتونن باعث پایین اومدن سطح هیجان و به تعویق افتادن کار بشن. یکی از راه هایی که بشه اونها رو سریع انجام داد اینه که اونها رو تراکتوری انجام بدیم. یعنی چی؟ یعنی همه رو پشت سر هم انجام بدیم. اینجوری اون زمانی که برای کندن از وضعیت فعلی و راضی کردن خودتون صرف می کنید، فقط برای کار اول لازم میشه و کارهای بعدی سریع تر انجام می شن.
مثلا یه نمونه از تراکتوری کار کردن اینجوریه:
میزتون رو تمیز کنید/ قبض آب و برق پرداخت بشه/ سه تا تماس تلفنی که باید انجام میدادی رو انجام بده/ یه لیست خرید تره بار بنویس.
4)اول چیزی بده تا چیزی بگیری:
شاید این قضیه با حستون جور در نیاد. چون معمولا همه این ذهنیت رو داریم که تا کسی برامون کاری انجام نداده نباید براش کاری انجام بدیم. مشکل اینجاست که خیلی ها اینجوری فکر می کنند، و خب طبیعتا نتیجه این میشه که در آخر هیچ کدوم کاری انجام نمی دن.
اگر
میخواید ارزشی که بدست می آورید بیشتر بشه (اون ارزش میتونه پول، عشق،
محبت ، فرصت و خیلی چیزهای دیگه باشه...)، بهتره ارزشی که خودتون میدید رو
افزایش بدید. چون در گذشت زمان شما بالاخره اونچه که از دستی دادین رو از
دست دیگه ای میگیرین. پس فکر کنید چقدر خوب میشه که هیچ کاری انجام ندین و
چیزی بگیرین. اما این اتفاق خیلی کم پیش میاد...
5) فعالیت کن، واکنش نشون نده!:
این هم به نکته ی قبل مربوط میشه. اگه همه رفتارشون واکنشی بود، شاید خیلی از اتفاقات هیچ وقت نمی افتاد و همه منتظر مینشستند تا کسی فعالیتی بکنه... این اتفاق ممکنه بالاخره بیفته، ولی خیــــلی طول خواهد کشید!
پس یه فکر به صرفه تر اینه که خودتون فعالیت کنید. به سادگی میتونید اولین نفری باشید که حرکتی میزنه و یه سری آدم واکنشی به دنبالش راه میفتن. این کار نه تنها شما رو از حس وحشتناک انتظـــار دور می کنه، بلکه باعث میشه احساس کنید اون کسی که زندگیتون رو تو دست داره و در حال کنترل کردنشه خودتون هستید، نه نیروهای جورواجور بیرونی!
6)اشتباهات و شکست ها بد نیستند:
وقتی سنمون کمتر و به اصطلاح "مغزمون هنوز بوی قرمه سبزی میده"، انقدر کارهای مختلف رو امتحان میکنیم و شکست می خوریم تا یاد بگیریم. اما هر چی بزرگتر میشیم، محتاط تر عمل میکنیم و کمتر از قبل روحیه ی "فعال بودن" رو داریم. چون از شکست خوردن می ترسیم، ترجیح میدیم که بشینیم تا یک نفر دیگه کاری رو شروع کنه.
حالا اگه واقعا شکست بخوریم چه اتفاقی میفته؟ همه بهمون می خندن؟
آره خب، شاید بخندن. اما وقتی همچین تجربه ای داشته باشی، خیلی زود بعدش می فهمی که بابا آخر دنیا که نرسیده! و حقیقت اینه که مردم خیلی زود شکست های ما رو فراموش می کنند. اونها انقدر درگیر زندگی و مشکلات خودشون هستن که اینجور موارد براشون اهمیتی ندشته باشه!
و فراموش نکنید که موفقیت توی زندگی از تسلیم نشدنه!
یادتون بیاد وقتی که ۵ ساله بودین و میخواستین دوچرخه سواری یاد بگیرین. زانو ها درب و داغون می شد و شاید هم یه کم گریه میکردید. ولی بلند می شدید، لباس ها رو می تکوندید و دوباره روی صندلی اش می نشستید. پس سعی کنید اون روحیه ی بچه ی ۵ ساله رو درون خودتون زنده کنید و با یکی دو بار شکست خوردن توی کاری تسلیم نشید!
7)به خودت سخت نگیر:
چرا آدمها بعد از یکی دوبار اشتباه کردن و شکست خوردن از کاری دست می کشند؟ خب، یه دلیل خیلی بزرگ اینه که دارن از درون خودشون رو میزنن! این عادت به درد نخوریه! چون فقط به ناراحتی و درد درونی ات اضافه می کنه و وقت با ارزشت رو ازت می گیره. پس این عادت رو از خودتون بگیرید و انقدر خودتون رو ملامت نکنید.
8) یک دفعه صمیمی بشو!
آشنا شدن با آدمهای جدید خیلی کیف داره، ولی میتونه باعث به وجود اومدن استرس بشه. همه ی ما دوست داریم تو برخورد اول آدمهای خیلی جالب و جذابی به نظر بیایم و از صحبت های عجیب و غریب و سکوت های طولانی فرار می کنیم.
بهترین راه برای انجام این کار اینه که تو برخورد اولتون با کسی، تصور کنید که اون صمیمی ترین دوستتونه. اینجوری اضطراب رو از ذهنتون دور می کنید و راحت تر با طرفتون ارتباط برقرار می کنید.
9) روی چیزی که میخوای تمرکز کن، نه چیزی که نمیخوای!
شما در مغزتون سیستمی به نام سیستم فعالیت مشبک دارید که بهتون اجازه میده چیزهایی که ذهنتون روشون تمرکز کرده رو ببینید. این یعنی شما هرچقدر تمرکزتون رو روی اهدافتون بیشتر کنید، بیشتر با اونها مواجه میشید.
یکی از کارهایی که برای تمرکز روی چیزهایی که میخواین میتونید انجام بدید اینه که اهداف تعیین کنید و به این فکر کنید که چه چیزی در این شرایط مهم تره. میتونید از یادآوری های بیرونی استفاده کنید. مثلا روی کاغذی که به دیوار چسبوندید بنویسید : "فعالیت کن، واکنش نشون نده!" تا هر روز به چشمت بخوره و یادت بندازه.
10)رفتار تو واقعیت رو عوض می کنه:
همه ی ما شنیدیم که باید رفتار مثبت داشته باشیم و ممکنه خیلیها بهمون بگن: "یه فکری به حال رفتارت بکن!"
این نصیحت خیلی با ارزشیه، ولی معمولا چه اتفاقی میفته؟ از یه گوش میره تو و از گوش دیگه میاد بیرون و فردا ما باز همون رفتار قبلی رو داریم.
ولی نکته ی خیلی ظریف و قابل توجهی که وجود داره اینه که رفتار ما، واقعیت های اطرافمون رو عوض می کنه. ممکنه که توی ذهن همه بدبینی به عنوان واقعیت زندگی پذیرفته شده باشه، اما اینها به خاطر اینه که سیستم فعالیت شبکه ای مغزمون عادت به پیدا کردن چیزهای بد داره.
اگه سعی کنید رفتارتون رو به طور جدی عوض کنید - و با این کار واقعیت اطرافتون رو تغییر بدید - به نتایج متحیر کننده ای می رسید.
11)شکر کردن یه راه آسون برای خوشحال کردن خودتونه:
معلومه که این یکی رو تو مدرسه بهمون یاد دادن...خیلی زیـــــاد! احتمالا می گفتن قدر چیزهایی که دارید و بدونید و شکر گذار باشید چون کار درست اینه...یا اینکه کلا کاریه که باید انجام داد!
ولی حالا اینجوری به قضیه نگاه کنید که یکی دو دقیقه وقت گذاشتن برای شکر کردن، خیلی راحت میتونه یه حال بد رو به یه حال خوب تبدیل کنه.
این کار میتونه برای خوشحال نگه داشتن روحیه تون، و تمرکز روی چیزهای خوبی که میخواین به دست بیارین کمکتون کنه.
12)خودت رو با کسی مقایسه نکن:
امان از
این "من" درون که همیشه دنبال مقایسه کردنه! "آخ جون من یه دوچرخه ی جدید
خریدم!" احتمالا این جمله خوشحالتون می کنه، ولی بعدش فکر میکنید که "ای
وای! دوچرخه ای که علیرضا گرفته که خیلی بهتــــــره!!" و اینجوری میشه که
حال خوبتون دووم زیادی نمیاره و باز حس می کنید از خودتون راضی نیستید.
اگه دست از مقایسه کردن خودتون با دیگران برندارید، در واقع دارید به دنیا
اجازه میدید که احساسی که نسبت به خودتون دارید رو کنترل کنه.
بهترین راه اینه که خودت رو با خودت مقایسه کنی. ببین چقدر از جایی که بودی فاصله گرفتی، چه چیزهایی به دست آوردی و چقدر رشد کردی. شاید خیلی کار هیجان انگیزی به نظر نرسه، اما در طولانی مدت کلی بهت قدرت و ثبات درونی میده!
13)80-90% اون چیزهایی که ازشون وحشت داریم، اتفاق نمیفتن!
این یکی خیلی مهمه! اینها فقط هیولاهایی هستن که ما تو ذهن خودمون ساختیم، و اگرهم اتفاق بیفتن، قطعا به اون دردناکی و وحشتناکی که فکر می کردیم نخواهند بود.
البته که حرف زدن از این کار همیشه آسونه، اما سعی کنید به خودتون یادآوری کنید که درصد خیلی کمی از ترس ها و وحشت های گذشته تون به واقعیت پیوستن...پس چرا فکر می کنید این بار با بقیه ی وقت ها فرق می کنه؟؟
14) هیچ چیزی رو خیـــــلی جدی نگیر:
خیلی راحت میشه درگیر مسائل شد. ولی اون احتمالات بدی که میدیم معمولا اتفاق نمیفتن و چیزی که الان براش نگرانیم و حرص میخورم به احتمال خیلی زیاد در سه سال بعد اصلا به یادمون نمیاد!
پس خودت، افکار، و احساساتت رو اونقدر جدی نگیر که اسباب شکنجه ی خودت بشه. راحت باش و به چیزهای خوب زندگیت فکر کن.
15)همه چیز رو بنویس:
اگه مغزتون یه سطل پر سوراخه و هر چیزی که توش میریزین یهو ناپدید میشه، پس خطر اینکه ایده های ناب و خوبی که به ذهنتون میرسه خیلی راحت از ذهنتون پاک بشن، وجود داره. خودتون رو عادت بدید به اینکه افکار و اهدافتون رو بنویسید - همه چی رو! اینطوری راحت تر میتونید روی چیزهایی که میخواید متمرکز بشید.
16)توی هر تجربه ی بدی یه فرصت وجود داره:
توی هر شکست یا تجربه ی تلخی، چیزهایی وجود داره که میتونی ازشون درس بگیری و برای رشد خودت استفاده کنی. شاید حتی بشه گفت که تجربه های منفی، چیزهای بیشتری برای یاد دادن نسبت به تجربه های موفقیت آمیز دارن. بعضی وقتها، نکته ای که از یه تجربه ی بد یاد گرفته میشه، از توی ده ها تجربه ی موفقیت آمیز در نمیاد!
پس هر بار که یه "تجربه ی منفی" برات پیش اومد، از خودت بپرس: چه چیزی راجع به این شرایط میتونه خوب باشه؟ اون چیزی که من الان باید یاد بگیرم چیه؟
یه تجربه ی منفی میتونه باعث بشه چندین تجربه ی مثبت برات اتفاق بیفتن.
پیتر لینچ (Peter Lynch) یکی از مدیران افسانهای وال استریت است که استراتژی «سهامی را بخرید که میشناسید» وی شهرت زیادی دارد.
او
پس از تحصیل در Boston College و مدرسه بازرگانی Wharton در آمریکا به مدت
۱۳ سال مدیریت یک صندوق سرمایهگذاری مشترک معروف به نامMagellan در
شرکتFidelity را بر عهده داشت و توانست بازده خیرهکننده سالانه ۲۹ درصد را
کسب کند. او در کتاب مشهور خود با عنوان «One Up on Wall Street» ضمن
توصیف استراتژیهای سرمایهگذاری خود به سرمایهگذاران پیش از تصمیم به
سرمایهگذاری در بازار سهام، تستی با عنوان تست آینه را پیشنهاد میکند. وی
سپس لیستی از توصیهها ارائه میکند که لازم است سرمایهگذاران آنها را
همواره به خاطر بسپارند. تست آینه: هر فردی قبل از آنکه تصمیم به
سرمایهگذاری در بازار سهام بگیرد باید در برابر آینه بایستد و به سه سوال
زیر صادقانه پاسخ دهد:
آیا من مالک خانهای که در آن زندگی میکنم
هستم؟ قبل از آنکه شما وارد حوزه سرمایهگذاری در بورس شوید، واجب است
خانهای برای خود تهیه کنید. سرمایهگذاری در خانهای که در آن زندگی
میکنید پیش از ورود به بورس، یک سرمایهگذاری خوب است که تقریبا هر کس قبل
از هر سرمایهگذار دیگر باید به فکر آن باشد.
آیا به پولی که قصد
سرمایهگذاری آن را دارم نیاز مبرم دارم؟ هزاران فرمول و روش برای تعیین
میزانی از داراییهایتان که باید وارد بازار سهام کنید وجود دارد. اما یک
قاعده سرانگشتی اما موثر این است که تنها بخشی از پولتان را وارد بازار
سهام کنید که تحمل از دست رفتن آن را دارید بدون آنکه خلل جدی به زندگی
روزمرهتان وارد شود.
آیا ویژگیها و خصوصیات لازم برای موفقیت را دارم؟
این در واقع مهمترین سوال پیشروی شما است. لیست خصوصیات یک سرمایهگذار
موفق شامل صبر، اعتماد به نفس، داشتن شهود قوی، قدرت تحمل درد، داشتن ذهنی
باز، پشتکار، حوصله،
انعطاف پذیری، توانایی پذیرش اشتباهات و همینطور قدرت نادیده گرفتن ترس و وحشت عمومی در بازار است.
در
صورتی که پاسخ شما به سه سوال بالا مثبت است و تصمیم به سرمایهگذاری در
بورس دارید پنترلینچ توصیههای زیر را برای شما مطرح میکند:
۱- روزی از
روزها شاید در ماه بعد یا طی سال آینده یا سه سال آینده، بازار سقوط شدیدی
را تجربه خواهد کرد. پس برای آن آماده باشید!
۲- سقوطهای شدید بازار فرصت ایده آلی برای خرید سهام شرکتهای مورد علاقهتان هستند.
۳- سرمایهگذاری در سهام میتواند سود چشمگیری به ارمغان آورد.
۴- سرمایهگذاری در سهام میتواند زیان چشمگیری به ارمغان آورد.
۵- برای کسب سودآوری بالا لازم نیست همیشه یا حتی بیشتر اوقات پیشبینی شما درست از آب دربیاید.
۶- شما میتوانید با کسب بازده ۲۰ تا ۳۰ درصدی اما به طور مستمر به طرز شگفت آوری ثروتمند شوید.
۷- قیمت سهام شرکتها در بیشتر مواقع در خلاف جهت ارزش ذاتی آنها حرکت میکند اما همواره در درازمدت به ارزش ذاتی آنها همگرا میشود.
۸- اینکه سهام یک شرکت عملکرد بدی داشته و قیمت آن سقوط کرده به این معنا نیست که نمی تواند در آینده سقوط بیشتری را تجربه کند.
۹- افزایش قیمت سهامی که شما خریدهاید لزوما به معنای درست بودن تحلیلهای شما نیست!
۱۰- اگر یک سهام موفق را در سبد خود نداشته باشید چیزی را از دست ندادهاید؛ حتی اگر قیمت آن ده برابر شود. اما یک سهم بد میتواند شما را به خاک سیاه بنشاند!
۱۱- یک سهم نمی داند که شما مالک آن هستید!
۱۲- آنقدر شیفته یک سهم موفق نشوید که دلیل موفقیتش را به فراموشی بسپارید.
۱۳- با از ریشه کندن گلها و آب دادن به خارها (فروش زودهنگام سهام با ارزش سبد خود و نگه داشتن سهام بی ارزش) انتظار موفقیت نداشته باشید.
۱۴- اگر مطمئن نیستید بتوانید عملکردی بهتر از عملکرد بازار داشته باشید پولتان را در یک صندوق مشترک بگذارید و خیال خودتان را راحت کنید!
۱۵- در بازار سهام همیشه چیزی هست که باید در مورد آن نگران بود.
۱۶- ذهن خود را بر روی ایدههای جدید باز نگاه دارید.
۱۷- لازم نیست شما تکتک سهام پربازده بازار را داشته باشید. من بسیاری از سهام پر سود را در سبد خود نداشتم و در عین حال همواره عملکردی بالاتر از عملکرد بازار داشتهام.
|
|
|
|
روزی مرد جوانی نزد سقراط رفت و از او پرسید، رمز موفقیت چیست؟سقراط رو به مرد جوان کرد و گفت: فردا صبح به کنار رودخانه بیا، در آنجا رمز و راز موفقیت را به تو می گویم. صبح فردارسید و مرد در کنار رودخانه حاضر شد. سقراط از او خواست که لباس برکند و به داخل آب برود. مرد درخواست سقراط را اجابت کرد و آرام آرام در عرض رودخانه پیش رفت. هنگامی که آب تاگردن مرد جوان بالا آمد، سقراط در کمال ناباوری مرد جوان ، سر او را گرفت و کاملاً زیر آب کرد. |
١- قانون علت و معلول
هر چیز به دلیلی رخ میدهد. برای هر علتی معلولی هست، و برای هر معلولی علت یا علتهای بخصوصی وجود دارد، چه از آنها اطلاع داشته باشید چه نداشته باشید. چیزی به اسم اتفاق وجود ندارد.
٢- قانون ذهن
همه علتها و معلولها ذهنی هستند. افکار شما تبدیل به واقعیت میشوند. افکار شما آفرینندهاند. شما تبدیل به همان چیزی میشوید که درباره آن بیشتر فکر میکنید. همیشه درباره چیزهایی فکر کنید که واقعا طالب آن نستید و از فکر کردن درباره چیزهایی که خواستار آن نیستید اجتناب کنید.
٣- قانون عینیت یافتن ذهنیات
دنیای پیرامون شما تجلی فیزیکی دنیای درون شماست. کار اصلی شما در زندگی این است که زندگی مورد علاقه خود را در درون خود خلق کنید.زندگی ایدهآل خود را با تمام جزئیات آن مجسم کنید و این تصویر ذهنی را تا زمانی که در دنیای پیرامون شما تحقق پیدا کند، حفظ کنید.
٤- قانون رابطه مستقیم
زندگی بیرون شما بازتاب زندگی درونی شماست. بین طرز فکر و احساسات درونی شما از یک طرف و عملکرد و تجارب بیرونی شما از طرف دیگر رابطه مستقیم وجود دارد.
٥- قانون باور
هر چیزی را که عمیقا باور داشته باشید برایتان به واقعیت بدل میشود. شما آنچه را که میبینید باور نمیکنید، بلکه آن چیزی را میبینید که قبلا به عنوان یک باور انتخاب کردهاید. پس باید: باورهای محدود کنندهای را که مانع موفقیت شما هستند شناسایی کنید وآنها را از بین ببرید.
٦- قانون ارزشها
نحوه عملکرد شما همیشه با زیربناییترین ارزشها و اعتقادات شما هماهنگ است.آنچه براستی ارزشهایی را که واقعا به آن اعتقاد دارید بیان میکند ادعاهای شما نیست بلکه گفتهها، اعمال و انتخابهای شما به ویژه در هنگام ناراحتی و عصبانیت است.
٧- قانون انگیزه
هر چه میگویید یا انجام میدهید از تمایلات درونی، خواستهها و غرایز شما سرچشمه میگیرد. این کار ممکن است بصورت خودآگاه و ناخودآگاه انجام شود.
رمز موفقیت دو چیز است:
- تعیین اهداف و برنامهریزی برای آنها.
- مشخص کردن انگیزهها.
٨- قانون فعالیت ذهن ناخودآگاه
ذهن ناخودآگاه شما موجب میشود همه گفتهها و اعمالتان مطابق با الگویی انجام پذیرد که با تصویر ذهنی و باورهای زیر بنایی شما هماهنگ است.ذهن ناخودآگاه شما بسته به اینکه چگونه آنرا برنامهریزی کنید میتواند شما را به پیش ببرد و یا از پیشرفت باز دارد.
٩- قانون انتظارات
اگر با اعتماد به نفس انتظار وقوع چیزی را داشته باشید در جهان پیرامونتان امکان وقوع پیدا میکند.شما همیشه هماهنگ با انتظاراتتان عمل میکنید و انتظارات شما بر رفتار و طرز برخورد اطرافیانتان تاثیر میگذارد.
١٠- قانون تمرکز
هر چیزی که ذهن خود را به آن مشغول سازید در زندگی واقعیت پیدا میکند.هر چیزی که روی آن تمرکز کنید و مرتبا به آن فکر کنید در زندگی واقعی شکل میگیرد و گسترش پیدا میکند. بنابراین باید فکر خود را بر چیزهایی متمرکز کنید که در زندگی واقعا طالب آن هستید.
١١- قانون عادت
حداقل ٩٥٪ از کارهایی که انجام میدهید از روی عادت است، خواه عادتهای مفید و خواه عادتهای مضر.
شما میتوانید عادتهایی را که موفقیتتان را تضمین میکند در خود پرورش دهید. به این صورت که تا هنگامی که رفتار مورد نظر به صورت اتوماتیک و غیر ارادی انجام نشوند تمرین و تکرار آگاهانه و مدام آنرا ادامه دهید.
١٢- قانون جذب
شما مرتبا افکار، ایدهها و موقعیتهایی را که با افکار غالب شما هماهنگ هستند به خود جذب میکنید، خواه افکار منفی خواه افکار مثبت.
شما میتوانید بهتر از اینکه هستید باشید، ثروتمند تر از اکنون باشید و تواناییهای بیشتری داشته باشید چون میتوانید افکار غالب خود را تغییر دهید.
١٣- قانون انتخاب
زندگی شما نتیجه انتخابهای شما تا این لحظه است.
چون همیشه در انتخاب افکار خود آزاد هستید، کنترل کامل زندگیتان و تمامی آنچه برایتان اتفاق میافتد در دست شماست.
١٤- قانون تفکر مثبت
برای موفقیت و شادی در تمام جنبههای زندگی تفکر مثبت امری ضروری است.شیوه تفکر شما نشان دهنده ارزشها، اعتقادات و انتظارات شماست.
١٥- قانون تغییر
تغییر غیر قابل اجتناب است و چون با دانش روزافزون و تکنولوژی رو به پیشرفت هدایت میشود با سرعتی غیر قابل قیاس با گذشته در حال حرکت است.کار شما این است که استاد تغییر باشید نه قربانی آن.
١٦- قانون کنترل
این که تا چه حد در مورد خودتان مثبت فکر میکنید بستگی به این دارد که فکر میکنید تا چه حد زندگیتان را تحت کنترل دارید.
سلامتی، شادی و عملکرد عالی از طریق کنترل کامل افکار، اعمال و شرایط پیرامونتان به وجود میآید.
١٧- قانون مسئولیت
هر جا که هستید و هر چه که هستید بخاطر آن است که خودتان اینطور خواستهاید.
مسئولیت کامل آنچه که هستید، آنچه که بدست آوردهاید و آنچه که خواهید داشت بر عهده خود شماست
١٨- قانون پاداش
عالم در نظم و تعادل کامل به سر میبرد. شما همیشه پاداش کامل اعمالتان را میگیرید.
همیشه از همان دست که میدهید از همان دست میگیرید. اگر از عالم بیشتر دریافت میکنید به این دلیل است که بیشتر میبخشید.
١٩- قانون خدمت
پاداشهایی که در زندگی میگیرید با میزان خدمت شما به دیگران رابطه مستقیم دارد.
هر چه بیشتر برای بهبود زندگی و سعادت دیگران کار و مطالعه کنید و تواناییهای خود را افزایش دهید، در عرصههای مختلف زندگی خود نیز پیشرفت بیشتری به دست میآورید.
٢٠- قانون تاثیر تلاش
همه امیدها، رویاها، هدفها و آرمانهای شما در گرو سخت کوشی شماست.
هر چه بیشتر تلاش کنید، بخت و اقبال بهتری پیدا میکنید.
هیچ راه میانبری وجود ندارد.
٢١- قانون آمادگی
شانس در واقع به هم پیوستن موقعیت و آمادگی است. عملکرد خوب نتیجه آمادگی کامل است که مراحل کسب آن اغلب از هفتهها، ماهها و سالها قبل آغاز میشود.در هر حوزهای موفقترین افراد آنهایی هستند که همواره در مقایسه با افراد ناموفق وقت بیشتری را صرف کسب آمادگی برای انجام کار میکنند.
٢٢- قانون حد توانایی
هیچ وقت برای انجام همه کارها وقت کافی وجود ندارد ولی همیشه برای انجام مهمترین کارها وقت کافی است. هر چه بیشتر کار کنید کارایی بیشتری پیدا میکنید. اما اگر بخواهید بیش از حد حد توانتان انجام امور مختلف را به عهده بگیرید نتیجهای جز این نخواهد داشت که بفهمید توانایی شما برای انجام کارها حدی دارد.
٢٣- قانون تصمیم
مصمم بودن از ویژگیهای اساسی افراد موفق است.
در زندگی شما هر جهشی در جهت پیشرفت، هنگامی حاصل میشود که در موردی تصمیم روشنی گرفته باشید.
٢٤- قانون خلاقیت
ذهن شما میتواند به هر چیزی که برایش قابل درک باشد و آن را باور داشته باشد دست یابد.
هر نوع پیشرفتی در زندگیتان با یک ایده آغاز میشود و چون توانایی شما در خلق ایدههای جدید نامحدود است آینده شما نیز محدودیتی نخواهد داشت.
٢٥- قانون انعطاف پذیری
در تعیین اهداف خود قاطعیت داشته باشید، اما در مورد روش دستیابی به آنها انعطافپذیر باشید.
در عصر تحولات سریع، رقابت شدید و کهنه شدن مدام همه چیز، انعطافپذیری و سازگاری از شرایط اساسی موفقیت است.
٢٦- قانون استقامت
معیار ایمان به خود، توانایی استقامت در برابر سختیها، شکستها و نا امیدیهاست.
استقامت ویژگی اساسی موفقیت است. اگر شما به اندازه کافی استقامت کنید، طبیعتا سرانجام موفق میشوید.
٢٧- قانون صداقت
خوشبختی و داشتن عملکرد عالی هنگامی به سراغ شما میآید که تصمیم بگیرید هماهنگ با والاترین ارزشها و عمیقترین اعتقادات خود زندگی کنید.
همیشه با آن بهترین _ بهترینها که در درون شماست صادق باشید.
٢٨- قانون احساس
شما در فکر کردن، درک کردن و تصمیم گرفتن صددرصد احساسی عمل میکنید. با احساستان تصمیم میگیرید و با عقلتان توجیه میکنید.
از آنجایی که کنترل افکارتان در دست خودتان است، خوشبختی شما نیز بستگی به میزان اراده شما در کنترل افکارتان دارد.
٢٩- قانون خوشبختی
کیفیت زندگیتان را احساس شما در هر لحظه تعیین میکند و احساس شما را تفسیر شما از وقایع پیرامونتان تعیین میکند نه خود وقایع.
هرگز برای اینکه تجربه خوشی از دوران کودکی داشته باشید دیر نیست. کافی است گذشته را مرور کنید و روشی را که برای تفسیر تجربیات خود داشتهاید تغییر دهید .
٣٠- قانون جایگزینی
ذهن خودآگاه شما در آن واحد فقط میتواند یک فکر را در خود جای دهد، یا مثبت یا منفی. شما میتوانید با جایگزین کردن افکار مثبت به جای افکار منفی به خوشبختی دست پیدا کنید.
ذهن مانند باغی است که در آن یا گل میروید یا علف هرز.
٣١- قانون اظهار
هر گفتهای تاثیری به جا میگذارد. وقتی چیزی را با حالتی سرشار از احساس به خودتان میگویید، افکار، ایدهها و رفتارهایی هماهنگ با همان کلمات بوجود میآید.فقط راجع به چیزهایی فکر کنید که طالب آن هستید و راجع به آنچه که طالب آن نیستید فکر نکنید.
٣٢- قانون عکس العمل
افکار و احساسات شما تعیین کننده اعمال شماست و اعمال شما نیز به نوبه خود تعیین کننده افکار و احساسات شماست.
اگر برخوردی مثبت، خوشایند و خوشبینانه داشته باشید، فردی مثبت، خوشایند و خوشبین خواهی شد.
٣٣- قانون تجسم
دنیای پیرامون شما تصویری از دنیای درون شماست. تصاویر ذهنی که به آن مشغول هستید افکار، احساسات و رفتار شما را تحت تاثیر قرار میدهد.
هر چیزی که به روشنی و با تمام وجود تجسم کنید نهایتا در زندگی شما به واقعیت میپیوندد.
٣٤- قانون تمرین
هر چیزی را که مرتبا تمرین کنید تبدیل به یک عادت جدید میشود . شما میتوانید رویکردها، تواناییها و کیفیات خوشبختی و موفقیت را در خود بپرورانید، به این صورت که قوانین موفقیت را برای خود آنقدر تکرار کنید تا جزئی از شخصیت شما شوند.
٣٥- قانون تعهد
کیفیت عشق و طول مدت یک دوستی رابطه مستقیم با عمق تعهد هر دو نفری دارد که میخواهند با یکدیگر رابطه موفقی داشته باشند.
نسبت به کسانی که برایشان اهمیت زیادی قایل هستید از صمیم قلب و بیقید و شرط متعهد باشید.
٣٦- قانون ارزش
شما همیشه به سوی کسانی که با شما ارزشها، باورها و اعتقادات مشترکی دارند و با آنها توافق دارید، جذب می شوید.
عشق کور نیست.
٣٧- قانون تفاهم
میزان تفاهم شما با هر کس بستگی به این دارد که تا چه حد ارزشها، رویکردها، هدفها و باورهای مشترکی دارید.
٣٨- قانون ارتباطات
کیفیت روابط شما را، کیفیت و کمیت ارتباطات شما با دیگران تعیین میکند.ایجاد و حفظ روابط خوب نیاز به صرف وقت دارد.
٣٩- قانون توجه
شما به چیزی توجه میکنید که آن را بسیار دوست دارید و برایش ارزش قائل هستید.
با دقت گوش کردن به دیگران باعث میشود بفهمند که شما آنها را دوست دارید و این کار باعث ایجاد اطمینان میشود، یعنی همان چیزی که اساس یک ارتباط دوستانه است.
٤٠- قانون عزت نفس
هر کاری که در زندگی انجام میدهید برای حفظ یا افزایش عزت نفس است. شما در کنار کسی احساس خوشبختی میکنید که باعث میشود احساس کنید فردی ارزشمند و مهم هستید.
هر چه بیشتر سعی کنید که عزت نفس را در دیگران افزایش دهید خودتان را نیز بیشتر دوست خواهید داشت و برای خودتان احترام بیشتری قائل خواهید شد.
٤١- قانون تلاش غیرمستقیم
در روابط با دیگران غیر مستقیم عمل کردن بیشتر باعث موفقیت میشود. برای اینکه یک دوست خوب داشته باشید باید یک دوست خوب باشید. اگر میخواهید روی دیگران تاثیر بگذارید باید شما هم از دیگران تاثیر بگیرید. برای ایجاد و حفظ روابط دوستانه باید اول خودتان یک فرد دوست داشتنی باشید.
٤٢- قانون تلاش معکوس
هر چه بیشتر تلاش کنید که به زور رابطه خوبی با دیگران ایجاد کنید کمتر موفق خواهید شد.
برای ایجاد یک رابطه خوب کافی است فقط راحت باشید، خودتان باشید و از لحظاتی که با دیگران هستید لذت ببرید.
٤٣- قانون هویت
حساسیت بیش از حد یا شخصی کردن مسائل یکی از دلایل اصلی بروز مشکل در برقراری روابط با دیگران است.
فقط از طریق غیرشخصی کردن، جدا کردن خود از مسائل و داشتن یک نگرش عینی و واقع بینانه میتوانید خوب عمل کنید و با دیگران روابط موثر برقرار سازید.
٤٤- قانون بخشش
سلامت روانی شما دقیقا بستگی دارد به اینکه تا چه حد میتوانید کسانی را که با اعمالشان به نحوی به شما آسیب رساندهاند براحتی ببخشید.
بسیاری از ناراحتیها و بدبختیها ناشی از ناتوانی در بخشیدن دیگران است. این عدم توانایی منجر به مقصر شمردن دیگران و احساس کینه و نفرت نسبت به آنها میشود.
٤٥- قانون پذیرش واقعیت
مردم تغییر نمیکنند. آنها را همانطور که هستند بپذیرید. سعی نکنید دیگران را عوض کنید یا انتظار داشته باشید تغییر کنند. شما نتیجه نگرش خودتان را میبینید.
کلید داشتن روابط خوب با دیگران؛ پذیرش آنها به همان صورتی است که هستند.
٤٦- قانون کم کوشی
بشر سعی میکند آنچه را که میخواهد با کمترین تلا ش ممکن بدست آورد. همه پیشرفتهای بشر در زمینه تکنولوژی در واقع راههای دستیابی به بیشترین برون داد با کمترین درون داد است.
بنابراین همه افراد بشر اساسا تنبلند و همواره به دنبال آسانترین راه ممکن برای انجام کارها هستند.
٤٧- قانون حداکثر
بشر همیشه سعی میکند در قبال صرف وقت، پول، تلاش یا احساس خود بیشترین نتیجه را حاصل کند. در انتخاب بین کمتر یا بیشتر، ما همیشه بیشتر را انتخاب میکنیم.
بنابراین، ما مردم اصولا در انجام هر کاری حریص هستیم. این ویژگی فی نفسه نه خوب است و نه بد. این فقط یک واقعیت است.
٤٨- قانون مصلحت
شما همیشه سعی میکنید در سریعترین زمان ممکن و با آسانترین راه به هدف هایتان برسید و کمتر به عواقب این کار توجه دارید.
شما در هر کاری که انجام میدهید تمایل دارید که از روشی استفاده کنید که دردسر و مشکلات کمتری ایجاد کند.
٤٩- قانون دوگانگی
شما برای هر کاری که انجام میدهید همیشه یکی از این دو دلیل را ارائه میدهید:
- دلیلی که درست به نظر میرسد.
- دلیل واقعی.
دلیلی که درست به نظر میرسد دلیلی احترام برانگیز و ظاهرا شرافتمندانه است. اما دلیل واقعی این است که راهی که انتخاب کردهاید در حال حاظر سریعترین و آسانترین راه برای رسیدن به اهداف شماست.
٥٠- قانون انتخاب
هر کاری که انجام میدهید بر اساس ارزشهای غالب در آن لحظه است. حتی هیچ کاری نکردن هم نوعی انتخاب است.
هر جا که هستید و هر کسی که هستید به دلیل انتخاب ها و تصمیم هایی است که تا این لحظه گرفته اید.
٥١- قانون ارزش واقعی
ارزش هر چیز در چشم بیننده است. برای هیچ چیز ارزش از پیش تعیین شدهای وجود ندارد. میزان ارزش هر چیز بهایی است که کسی حاضر است برایش بپردازد.کسی که حاضر است در مقایسه با دیگران بالاترین بها را برای چیزی بپردازد ارزش نهایی آنرا تعیین میکند.
٥٢- قانون تعجیل
شما همیشه ترجیح میدهید که زودتر به آرزوهایتان برسید تا دیرتر.
به همین دلیل است که در تمام عرصههای زندگیتان بیقرار هستید.
٥٣- قانون ارزش نهایی
تعیین کننده بهای اصلی هر محصول اینست که آخرین مشتریها برای آخرین اقلام باقی مانده آن، چقدر حاضرند بپردازند.
٥٤- قانون عرضه و تقاضا
هنگامی که مقدار کالا یا مواد اولیه محدود است، افزایش قیمت منجر به کاهش تقاضا میشود و برعکس.
تشویق باعث افزایش و تنبیه باعث کاهش میشود. در فعالیتهای تولیدی ، مالیات و مقررات در حکم تنبیه عمل میکنند و در فعالیتهای غیر تولیدی، سود و مزایا به عنوان پاداش عمل میکند.
٥٥- قانون کهن (Kohen)
همه چیز قابل بحث و مذاکره است.
چه در خرید و چه در فروش، هر پیشنهاد قیمت یا شرایطی از سوی یکی از طرفین معامله در صورتی بهترین پیشنهاد است که بازار، آنرا بپذیرد.
همیشه برای رسیدن به قیمت بهتر صحبت کنید.
٥٦- قانون داوسن (Davson)
اگر بدانید چگونه به بهترین نحو وارد مذاکره شوید، همیشه میتوانید معامله بهتری انجام دهید.
همیشه بیشتر از آنچه در نظر دارید مطالبه کنید. هرگز اولین قیمت پیشنهادی را نپذیرید. عجله نکنید و سپس قیمت بهتری را درخواست کنید.
٥٧- قانون تعیین مهلت
تعیین مهلت یکی از جنبههای ضروری معامله است. هرگاه پیشنهادی میدهید، برای رد یا قبول آن مهلتی تعیین کنید.
اما اگر طرف مقابل برای شما مهلتی تعیین کند، کافی است بگویید: اگر فقط همین قدر وقت دارم جواب من منفی است.
٥٨- قانون شرایط پرداخت
شرایط پرداخت یک معامله از سایر شرایط، حتی از قیمت مهمتر است.
شما معمولا میتوانید هر قیمتی را بپذیرید اگر شرایط پرداخت مطلوب باشد.
٥٩- قانون آمادگی
٨٠٪ موفقیت در معاملات بستگی به این دارد که تا چه حد از قبل خود را آماده کنید.
قبل از معامله حتما اطلاعات لازم را جمعآوری کنید، کارهای مقدماتی را انجام دهید و از صحت فرضیات خود اطمینان حاصل کنید.
٦٠- قانون جابجایی
قبل از معامله خود را به جای طرف مقابل بگذارید و پیشبینی کنید که او قصد دارد چگونه معامله را پیش ببرد.
هنگامی که از موقعیت طرف مقابل درک درستی پیدا کردید، بهتر خواهید توانست معامله را به نفع خود به انجام برسانید.
٦١- قانون اشتیاق
از طرفین معامله، آنکه از خود اشتیاق بیشتری نشان میدهد امکان کمتری برای بدست آوردن بهترین قیمت دارد.شما تنها در صورتی میتوانید معامله را انجام دهید که بتوانید در صورت نامطلوب بودن قیمت از خیر معامله بگذرید.
٦٢- قانون عمل متقابل
مردم ذاتا عادل هستند و حاضرند در مقابل لطفی که به آنها میکنید متقابلا پاداش شما را بدهند.
در معامله با دادن امتیازات کوچک میتوانید در عوض امتیازات بزرگتری بدست آورید.
٦٣- قانون عدم ختم معامله
هیچ معاملهای تمام شده نیست. اگر اطلاعات جدیدی بدست آوردید که باعث شد از شرایط معامله راضی نباشید از طرف دیگر معامله بررسی مجدد شرایط را تقاضا کنید.
٦٤- قانون وفور نعمت
ما در جهانی سرشار از نعمت زندگی میکنیم، جهانی که در آن گنجینه عظیمی از ثروت برای تمام کسانی که طالب آن هستند وجود دارد.برای دستیابی به استقلال مالی همین امروز برای افزایش ثروت خود تصمیم بگیرید و سپس همان کاری را انجام دهید که دیگران پیش از شما برای رسیدن به همین هدف انجام دادهاند.
٦٥- قانون معاوضه
پول وسیله معاوضه خدمات و تولیدات یک نفر است با خدمات و تولیدات شخص دیگر.
میزان درآمد شما در هر زمان بازتاب ارزشی است که دیگران برای کار شما قائل هستند.
٦٦- قانون سرمایه
سرمایه عبارت از داراییهایی است که میتوان برای تولید پول نقد از آن استفاده کرد. باارزش ترین دارایی شما توانایی کسب درآمد است.
منابع جسمانی، ذهنی و عقلانی شما که مرتبا در حال رشد و تغییر است سرمایه شخصی شماست.
٦٧- قانون پس انداز
همیشه اول از همه حق خودتان را بدهید. آزادی مالی از آن کسانی است که همیشه حداقل ده درصد از درآمد خود را پسانداز میکنند.
اگر نمیتوانید پول پسانداز کنید، استعداد ثروتمند شدن ندارید.
٦٨- قانون نگهداری
اینکه چقدر درآمد داریم مهم نیست، بلکه نکته مهم این است که چه مقدار از آن را میتوانید نگه دارید.
افراد موفق وقتی که درآمد خوبی دارند پس انداز میکنند و در نتیجه وقتی درآمد کمی دارند پشت گرمی مالی دارند.
٦٩- قانون پارکینسون
مخارج معمولا آنقدر افزایش پیدا میکند تا اینکه به میزان درآمد برسد. به همین دلیل است که اکثر مردم هنگام بازنشستگی فقیر هستند.
برای اینکه ثروتمند شوید باید مخارجتان کمتر از درآمدتان باشد و باقیمانده را پسانداز کنید.
٧٠- قانون سرمایهگذاری
قبل از سرمایهگذاری تحقیقات لازم را به عمل آورید. هنگامی که مشغول انجام تحقیقات مقدماتی برای سرمایهگذاری هستید وقت کافی صرف این کار کنید،درست همانطور که پس از سرمایهگذاری برای پول درآوردن وقت صرف میکنید.هرگز خود را بطور ناگهانی درگیر یک سرمایهگذاری غیر قابل برگشت نکنید.
٧١- قانون بهره ی مرکب
جمعآوری پول و افزایش دادن آن از طریق بهره مرکب، که هم به اصل سرمایه و هم به سود آن تعلق میگیرد، شما را ثروتمند میکند.
رمز دستیابی به استقلال مالی از طریق پسانداز این است که پول را کنار بگذارید و هرگز به هیچ دلیلی به آن دست نزنید.
٧٢- قانون برآیند
موفقیت مالی بزرگ برآیند صدها، بلکه هزارها، تلاش کوچک است که ممکن است هرگز توسط کسی دیده یا تحسین نشده باشد.
برای ثروتمند شدن هیچ راه سریع یا آسانی وجود ندارد.
٧٣- قانون جذب
جمعآوری پول موجب میشود که پول بیشتری به سوی شما جذب شود.در حین جمعآوری پول، تفکر مثبت در مورد آن شما را تبدیل به چیزی شبیه آهن ربا میکند، با این تفاوت که شما پول را به سوی خود جذب میکنید.
٧٤- قانون اشتیاق
برای ثروتمند شدن باید اشتیاق شدیدی برای این کار داشته باشید. اشتیاقی اندک یا علاقهای مختصر کافی نیست.
شدت علاقه ی خود را می توانید با مشاهده فعالیتهای خود بسنجید. آیا این فعالیتها با ثروتمند شدن هماهنگی دارد یا نه ؟
٧٥- قانون هدف
قطعیت هدف نقطه آغاز ثروتمند شدن است. برای ثروتمند شدن باید تصمیم بگیرید که دقیقا چه میخواهید. آن را یادداشت کنید و سپس برای دستیابی به آن برنامهریزی کنید. تمام مردمان موفق افکارشان را روی کاغذ میآورند.
٧٦- قانون ثروتمند کردن
تمام ثروتهای پایدار از طریق ثروتمند کردن دیگران از راههای مختلف بوجود میآید. هر چه بیشتر تمرین کنید که در بالا بردن کیفیت زندگی دیگران سهیم شوید ثروتمند شدن شما بیشتر تضمین میشود.
٧٧- قانون کارآفرینی
مطمئنترین راه برای ثروتمند شدن این است که کار موفقی را برای خود طرحریزی کنید و به مرحله اجرا درآورید. هیچکس با کار کردن برای دیگران ثروتمند نمیشود. تولیدات یا خدمات شما کافی است تنها ده درصد بهتر از رقیبانتان باشد تا راه را برای ثروتمند شدن شما هموار کند.
٧٨- قانون خودساختگی
بهترین و مطمئنترین راه برای راهاندازی یک کار جدید این است که بدون سرمایه یا با مقدار اندک شروع کنید، و سپس مرحله به مرحله با استفاده از سود حاصله پیش بروید. کسانی که با پول خیلی کم شروع میکنند در مقایسه با کسانی که با پول خیلی زیاد شروع میکنند احتمال موفقیت بیشتری دارند.
٧٩- قانون آمادگی برای شکست
آمادگی شما برای شکست خوردن، تنها معیار واقعی تمایل شما برای ثروتمند شدن است.
شکست پیش نیاز موفقیت بزرگ است. اگر میخواهید سریعتر موفق شوید آمادگی شکست خود را دو برابر کنید.
٨٠- قانون ریسک
در هر کاری، بین میزان ریسکپذیری و احتمال شکست رابطه مستقیم وجود دارد.
کارآفرینان موفق کسانی هستند که برای سود بیشتر خطرات کار را تجزیه تحلیل میکنند و به حداقل میرسانند.
٨١- قانون خوشبینی نابجا
خوشبینی بیش از حد مانند شمشیر دو دم است که میتواند هم به شکست و هم به موفقیت منجر شود.
در تجارت، هر کاری دو برابر آنچه فکر میکنید هزینه دارد و سه برابر مدت زمانی که پیشبینی میکنید به طول میانجامد.
٨٢- قانون ثبات قدم
اگر در راه ثروتمند شدن به اندازه کافی ثبات قدم داشته باشید، بدون تردید موفق خواهید شد.
موانعی که در حین کار ظاهر میشود پلکان موفقیت شما است به شرط آنکه از هر ناامیدی و شکستی درس بگیرید.
٨٣- قانون هدف تجارت
هدف اساسی تجارت پیدا کردن و حفظ مشتری است و در هر تجارتی کلیه فعالیتها باید بر این هدف متمرکز باشد. سود نتیجه پیدا کردن و حفظ مشتری با روشی مقرون به صرفه است.
٨٤- قانون سازمان
موسسه تجاری مرکب از گروهی از افراد است که برای تنها هدف خود که همان پیدا کردن و حفظ مشتری است تشکیل شدهاست.
وجود هر کدام از کارکنان باید برای انجام وظایف موسسه ضروری باشد.
٨٥- قانون رضایت مشتری
در تجارت هر کسی مشغول حفظ رضایت مشتری است و همیشه حق با مشتری است.
مشغولیت ذهنی تاجران موفق ارائه خدمات بهتر به مشتری است.
٨٦- قانون مشتری
مشتری همیشه به دنبال بهترین و بیشترین است با پایینترین قیمت ممکن.
یک برنامهریزی خوب تجاری ایجاب میکند که شما همواره به منافع شخصی مشتری توجه و بر آن تاکید داشته باشید.
٨٧- قانون کیفیت
کیفیت آن چیزی است که مشتری میگوید و مشتری است که در مورد ارزش کالا یا خدمات تصمیم میگیرد. توانایی شما در افزودن ارزش به محصولات و یا خدمات خود تعیین کننده موفقیت شما در بازار است.
٨٨- قانون کهنگی
هر چیزی که مورد استفاده قرار گیرد کهنه خواهد شد.
محصولات یا خدمات امروز بدلیل تکنولوژی پویا و رقابت از همان ابتدا در فرآیند کهنه شدن قرار میگیرد.
معجزه جدید یا محصول جدید شما که قرار است به بازار بیاید چیست؟
٨٩- قانون ابتکار
برای شروع راه موفقیت، داشتن یک ایده خوب تنها چیزی است که به آن نیاز دارید.
پیشرفت در تجارت نتیجه یافتن راههای سریعتر، ارزانتر، بهتر و آسانتر برای انجام یک کار است.
٩٠- قانون عوامل ضروری موفقیت
هر کار یا تجارتی بیش از پنج تا هشت عامل ضروری برای موفقیت ندارد. این عوامل، تعیین کننده چگونگی عملکرد شما هستند.
کارهایی را که منجر به موفقیت یا شکست شما میشوند تعیین کنید و سپس با بهرهگیری از این اطلاعات، برای داشتن عملکرد بهتر در هر زمینه برنامهریزی کنید.
٩١- قانون بازار
قیمت واقعی هر کالا بهایی است که مشتری حاضر است برای آن کالا در بازار آزاد و رقابتی، که در آن سایر کالاهای مشابه نیز وجود دارد، بپردازد.همیشه حق با بازار است.
٩٢- قانون تخصصی کردن
برای موفقیت در تجارت، باید ابتدا محصول یا خدمات بخصوصی را انتخاب کنید و سپس تمام توانایی خود را برای انجام کار با بهترین روش به کار گیرید.
یکی از دلایل اصلی شکست در تجارت غیر تخصصی کار کردن است.
٩٣- قانون تمایز
در یک بازار رقابتی، محصولات یا خدمات برای کسب موفقیت باید در نوع خود ویژگی منحصر به فردی داشته باشند تا از سایر محصولات و خدمات مشابه متمایز گردند.
برای رقابت در بازار، برتری کالای شما باید قابل توجه و قابل تبلیغ کردن باشد و چیزی باشد که بازار حاضر باشد به خاطر آن پول پرداخت کند.
٩٤- قانون تعیین خریدار
موفقیت در تجارت در گرو تعیین گروههایی است که در بازار، خریدار تولیدات یا خدمات شما هستند.
- مشتریان شما دقیقا چه کسانی هستند ؟
- کجا هستند؟
- علت خرید آنها چیست؟
٩٥- قانون تمرکز بازار
موفقیت در بازار در گرو تمرکز کامل بر روی مشتریان بخصوصی است که میتوانند از ویژگیهای خاص کالا یا خدمتی که ارائه میدهید بیشترین استفاده را ببرند.
تعیین و متمرکز کردن تلاشهایتان روی این گروه خاص و اصلی، رمز سوددهی است.
٩٦- قانون برتری
بازار تنها برای عملکرد برتر، تولیدات برتر یا خدمات برتر بهای عالی میپردازد.
اولین کار در مدیریت، تعیین و بهبود بخشیدن به حوزهای است که میتوانید در آن برتر باشید.
٩٧- قانون احتمالات
هر رخدادی به میزان معینی احتمال وقوع دارد. برای افزایش احتمال وقوع رخداد مورد نظر خود، تعداد موارد را افزایش دهید.
هر چقدر کارهای بیشتری را به دفعات بیشتر امتحان کنید، احتمال موفقیت شما نیز بیشتر میشود.
٩٨- قانون وضوح اهداف
هر چقدر با وضوح بیشتری بدانید که چه میخواهید و حاضرید چه اقداماتی برای دستیابی به آن انجام دهید احتمال موفق شدن و رسیدن به آنچه میخواهید بیشتر میشود.
روشن بودن اهداف مورد نظر مانند مغناطیسی عمل میکند که اقبال را به سوی شما میکشد.
٩٩- قانون جذب
شما در زندگی، افراد، ایدهها و موقعیتهایی را به سوی خود جذب می کنید که با افکار غالب شما هماهنگ هستند.
هنگامی که اهداف شما از مغناطیس اشتیاق شما سر شار شد به چیزی دست پیدا میکنید که مردم به آن شـــانس میگویند.
١٠٠- قانون توقعات
اگر مدام توقع داشته باشید که اتفاقات خوب برایتان رخ دهد، میزان شانس خود را در زندگی افزایش میدهید. هر روزتان را ا این جمله آغاز کنید: می دانم امروز یک اتفاق عالی برایم میافتد.
١٠١- قانون فرصت
بهترین فرصتها اغلب در معمولیترین موقعیتهای پیرامون شماست.
بزرگترین فرصت شما، به احتمال زیاد درست پیش پای شماست، در کار، حرفه، تحصیل، تجربه یا علایق فعلی شما.
١٠٢- قانون قابلیت
شانس هنگامی رخ میدهد که آمادگی و موقعیت در یک جا جمع شود.
در هر زمینهای، هر چقدر تواناییهای بیشتری داشته باشید و آنها را بیشتر پرورش دهید شانس رسیدن به موقعیتهای مطلوب نیز برای شما بیشتر میشود.
١٠٣- قانون دانش
در هر زمینهای، شخصی که دانش و مهارت گستردهتری داشته باشد شانس موفقیت بیشتری نسبت به دیگران دارد.
دانش و مهارت گسترده، فرد را آگاه ساخته و از چند و چون اوضاع با خبر میکند و در نتیجه فرصتهایش را افزایش میدهد.
١٠٤- قانون پیش فرضها
پیش فرضهای نادرست ریشه شکستها هستند. شهامت محک زدن پیش فرضهای خود را داشته باشید. پذیرش اینکه احتمال دارد پیش فرضتان اشتباه باشد، راه را برای یافتن پیش فرضهای جدید و دگرگونیهای لازم باز میکند، چیزهایی که در غیر این صورت بدست نخواهید آورد.
١٠٥- قانون وقتشناسی
وقتشناسی همه چیز است. اگر آمادگی لازم را در خود ایجاد کنید، زمان مناسب برای شما فرا خواهد رسید.
در دریای پر تلاطم زندگی، همیشه میتوان موجی را یافت که اگر با آن حرکت کنید شما را به ساحل خوشبختی میرساند. (ویلیام شکسپیر )
١٠٦- قانون انرژی
هر چقدر انرژی و اشتیاق بیشتری داشته باشید، احتمال اینکه موقعیت مناسب را تشخیص دهید و از آن استفاده کنید بیشتر میشود.
بهترین ایدهها و افکار خلاق بعد از مدتی استراحت و آرامش بدست میآید.
١٠٧- قانون روابط
هر چه افراد بیشتری را بشناسید که دید مثبتی نسبت به شما دارند موقعیتهای بهتری به دست خواهید آورد. افرادی که شما را دوست دارند به شما ایدههای جدیدی میدهند و راه موفقیت را برای شما باز میکنند.
١٠٨- قانون درک دیگران
وقتی از دید فرد دیگری به موقعیتی نگاه کنید، اغلب اوقات به ایده و راه حلهایی دست پیدا میکنید که قبلا به آنها پی نبرده بودید.
مرتب از خودتان بپرسید که مردم به چه نیاز دارند و چه میخواهند و شما چطور میتوانید نیازها و خواستههای آنها را برآورده کنید.
١٠٩- قانون رشد
اگر در حال رشد فکری نیستید پس دارید در جا میزنید. اگر روز به روز بهتر نمیشوید پس دارید بدتر میشوید. یادگیری دائمی و رشد مداوم فکری را جزئی از برنامه روزانه زندگی خود قرار دهید.
١١٠- قانون تکرار
تمرین و تکرار بهای بدست آوردن مهارت است. چیزی را که مدام و مرتب تکرار میکنید به صورت یک عادت جدید ذهنی و عملی در میآید.
رشد فکری و احساس رضایت و خشنودی نتیجه کنار گذاشتن عادتهای گذشته و جایگزین کردن تمرینها و عادتهای جدید است.
١١١- قانون پشتکار
یک زندگی خوب و درخشان مجموعهای از هزاران تلاش و ایثاری است که هیچ کس از آن باخبر نیست.
مردان بزرگ از ارتفاعاتی که فتح کردهاند حفاظت میکنند، جاهایی که یک شبه به آن نرسیدهاند. اما هنگام شب در حالی که همراهانشان خفتهاند باز هم به تلاش خود برای پیشروی ادامه میدهند. (هنری وادزورث لانگفلو)
١١٢- قانون خودشکوفایی
شما میتوانید هر چه را که برای رسیدن به اهداف تعیین شده خود به آن نیاز دارید بیاموزید.
آنهایی که میآموزند توانا هستند.
١١٣- قانون استعدادها
در درونتان مجموعهای از استعدادها و تواناییها نهفته است که اگر درست شناسایی و به کار گرفته شوند شما را قادر میسازند تا به هر هدفی که در نظر دارید برسید.
از چه قسمتهایی از کارتان بیشتر لذت میبرید و آنها را خیلی خوب انجام میدهید؟ این سوال بهترین راهنما برای یافتن استعدادهای واقعی شماست.
١١٤- قانون کمال
موفقیت و خوشبختی هنگامی بدست میآید که کاری که از انجام آن لذت میبرید، بیعیب و نقص انجام میدهید.
تعیین کننده کیفیت زندگی شما این است که تا چه حد به کمال در زندگی اهمیت میدهید و برای رسیدن به آن تا چه اندازه خود را مسئول و متعهد میدانید. (وینس لمباردی - مربی فوتبال)
١١٥- قانون موقعیت
مشکلات مانع کار نیستند بلکه معلم ما هستند. در درون هر مشکلی بذر سود یا موقعیتی نهفته است، برابر یا بیشتر از سود حاصل از انجام کار مورد نظر.
در راه موفقیت مشکلات را تبدیل به پلههای صعود کنید.
١١٦- قانون شهامت
وجود شهامتی سنجیده و حساب شده برای دستیابی به موفقیت ضروری است. ترس بزرگترین مانع رسیدن به هدف است.
رویارویی با ترسهای خود را جزئی از عادت هایتان کنید و در هر شرایطی این کار را انجام دهید.
١١٧- قانون سختکوشی
موفقیتها و دستیابی به اهداف با سختکوشی بدست میآید. هنگامی که شک دارید موفق میشوید یا نه، سختتر تلاش کنید و اگر به نتیجه نرسیدید باز هم بیشتر تلاش کنید.
هنگامی که مشغول کار هستید، تمام مدت کار کنید و وقت تلف نکنید.
١١٨- قانون بخشندگی
هر چه بیشتر، بدون انتظار پاداش، به دیگران خدمت کنید، خیر و نیکی بیشتری به شما میرسد، آن هم از جاهایی که اصلا انتظار ندارید.
شما تنها در صورتی حقیقتا خوشبخت خواهید بود که احساس کنید به دلیل خدمت به دیگران انسان با ارزشی هستید.
١١٩- قانون پذیرش
اینکه چطور با خودتان حرف میزنید، حداقل ٩٥٪ از فکر و احساس شما را مشخص میکند. ذهن ناخودآگاه گفتههای درونی شما را به عنوان دستور میپذیرد.
همواره با خودتان گفتگوهای مثبت، سودمند و موثر داشته باشید، حتی هنگامی که احساس خوبی ندارید.
١٢٠- قانون خوشبینی
نحوه تفسیر و توجیه تجربیاتتان، تفکرات و احساسات شما را شکل میدهد.
اگر عادت کنید در هر موقعیتی به دنبال یافتن نقاط مثبت باشید موفق خواهید شد که یک نگرش فکری مثبت را برای خود پایهریزی کنید و سرانجام هیچ چیز نمیتواند سد راهتان شود.
عمل کنید موفق شوید.