حساب حسابه

موضوعات حسابداری اقتصاد بورس اکسل مالیاتی علمی بهداشتی دین و زندگی و اطلاعات عمومی

حساب حسابه

موضوعات حسابداری اقتصاد بورس اکسل مالیاتی علمی بهداشتی دین و زندگی و اطلاعات عمومی

6 فایده داشتن رویکرد مثبت در محل کار


 

مقاله امروزمان برای آنهایی است که صبح از خواب بیدار می‌شوند و با

خودشان می‌گویند، «وای! اصلاً دوست ندارم امروز برم سر کار.» ممکن است

گاهی‌اوقات کار چندان لذت‌بخش به نظر نرسد اما داشتن رویکرد مثبت در

محل‌کار، فواید بسیار زیادی دارد که اینجا به شش مورد آن اشاره می‌کنیم.

کار. این کلمه تصورات مختلفی را در ذهن ایجاد می‌کند: از نشستن پشت میز

گرفته، خیره شدن به کامپیوتر، ایستادن پشت یک کانتر، یادداشت برداری،

دستور گرفتن، مورد اذیت کارفرما قرار گرفتن، نوشتن و نوشتن، بلند کردن،

حمل کردن، بسته‌بندی کردن، تخلیه کردن و خیلی وقت‌ها سردرد گرفتن و

حتی داد کشیدن. یک چیزی که اکثر افراد هیچوقت درمورد کار تجسم

نمی‌کنند، محیطی آرام است که تمام روز آرام و شاد هستید، بدون استرس

به خانه برمی‌گردید و با شوق و هیجان فردا صبح برای رفتن دوباره به سر کار

از خواب بیدار می‌شوید. اما احتمالاً تعجب می‌کنید اگر بفهمید که چطور تغییر

رویکردتان برای رسیدن به شغل رویایی‌ شما می‌تواند همه چیز را برایتان

عوض کند. اشتباه نکنید. مثبت‌اندیشی یک انتخاب است؛ چیزی که خیلی از ما

هر روز و هر ساعت برای به دست آوردن آن به چالش می‌افتیم. اما داشتن

رویکرد خوب در محل کار دلایل مختلفی دارد.

۱. استرس کمتر. همه چیز برای خودتان و اطرافیانتان سالم‌تر خواهد شد.

تحقیقات بسیار زیادی نشان می‌دهند که استرس مشکلات بسیار زیاد

جسمی و روحی مثل بی‌خوابی، خستگی و نداشتن تمرکز تا مشکلات و

بیماری‌های جدی‌تر مثل افسردگی حاد، دردهای جسمی، فشارخون بالا،

مشکلات گوارشی و حتی حمله‌قلبی و سکته را به دنبال خواهد داشت.

۲. همکاران شاد. چه به دلیل پریشانی حواس شما برای فرستادن یک ایمیل

باشد یا خستگی و عصبانیت مفرط‌تان در محل‌کار،  سطح استرس‌تان مطمئناً

بر اطرافیانتان اثر می‌گذارد. تقویت رویکردتان تاثیر بسیار مثبتی بر تمام

کسانیکه در محل‌کار با شما در تماس هستند خواهد داشت.

۳. امنیت شغلی. داشتن رویکرد منفی (و عوارض جانبی ناشی از آن) ممکن

است باعث اخراج شدن شما شود پس این را یک تذکر اساسی بدانید، یک

نفس عمیق بکشید ، قبل از اینکه عذرتان را بخواهند، رویکردتان را تغییر دهید.


۴. مرزها. داشتن رویکرد مثبت نه فقط برای ارتقای سلامتی‌تان (و ثبات

کاری‌تان) مهم است، برای لذت بردن از زندگی هم اهمیت دارد. اما برای

رسیدن به نقطه خوشبختی باید مراحلی را رد کنید. ممکن است شغلتان

چیزی نباشد که همیشه آرزویش را داشته‌اید. اکثر ما آخر کار شغلی که از

بچگی می‌خواستیم را انتخاب نمی‌کنیم اما نباید روی نقاط منفی این مسئله

تمرکز کنیم. به خاطر داشته باشید که شما برای پول درآوردن کار می‌کنید. نه

بیشتر، نه کمتر. مجبور به انجام کار یا ارائه خدماتی بیشتر از آنچه برایش

استخدام شده‌اید نیستید، به همین دلیل ایجاد مرز و محدودیت به شما کمک

می‌کند رویکرد بهتری در محل‌کار پیدا کنید.

۵. افزایش قدرت. نباید بگذارید کسی تحقیرتان کند. مطمئناً زمان‌هایی خواهد

بود که مجبورید کارهایی انجام دهید که از آن لذت نمی‌برید، ضرب‌العجل‌های

مسخره و تقاضاهای مفرط، همکاران یا کارفرمایان پررو و پرتوقع. یک راه عالی

برای غلبه بر اینها این است که با «نه» گفتن قدرت خودتان را بالا ببرید. وقتی

نمی‌خواهید یا نمی‌توانید کاری را انجام دهید، خیلی راحت بگویید «نه». آسان

نیست اما مطمئن باشید احساس بسیار خوبی به شما خواهد داد.

۶. کنترل. شما زندگیتان، راهتان و تصمیماتتان را کنترل می‌کنید (حتی گاهی

اوقات حس و حالتان را). پس از اینکه کارتان را ترک کنید و به دنبال کاری بهتر

باشید نترسید. در مواجهه با مشکلاتی که با دیگران در محل‌کارتان دارید،

سعی کنید منطقی و روراست رفتار کنید. افراد زیادی هستند که دوست دارند

استاندارد رفتارهایشان را بدانند و خوشحال می‌شوند شما رفتارهای

نادرستشان را به آنها گوشزد کنید.

تنها چیزی که باید به ذهن داشته باشید این است که قدرت دست خودتان

است. این شما هستید که انتخاب می‌کنید رویکردی مثبت به زندگی داشته

باشید، نقاط مثبت اتفاقات و موقعیت‌ها را ببینید و برای حل مشکلات و

اختلافات به طریقی منطقی و بدون استرس تلاش کنید. و بدانید که هر زمان

که خواستید می‌توانید از کارتان بیرون بیایید یا همانجا بمانید. پس برای مسائل

و مشکلات کوچک اعصاب خودتان را خرد نکنید. چانه‌تان را بالا نگه دارید،

تاجاییکه می‌توانید لبخند بزنید و به خودتان یادآور شوید که زندگی به اندازه‌ای

خوب است که خودتان بخواهید.

چگونه مثل یک ثروتمند فکر کنیم؟


مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

1. ثروت یک مقوله ذهنی است
اشتباه رایج ما این است: « چیزهایی را که باید در درون خودمان جستجو کنیم، اغلب در دنیای خارج منتظرشان هستیم.» موفقیت از درون ما ریشه می‌گیرد. تنها وقتی واقعا احساس خوشبختی می‌کنیم که منشاء رویدادهای خوب و خوشایند از درون هر یک از ما ریشه بگیرد. قبل از ثروتمند شدن در زندگی، باید از ثروتمند شدن در ذهنمان شروع کنیم. یادگیری اصول با ذهن ناهوشیار نکته‌ای بسیار اساسی و بنیادی است. آموختن این موضوع به مردم بسیار مهم است؛ آن‌ها باید موفقیت و خوشبختی را باور کنند . آن را با شور و اشتیاق فراوان بخواهند. هنوز اکثر مردم، با یک یا چند بار زمین خوردن و ناکامی سست می‌شوند و به جای تلاش، زانوی غم بغل می‌گیرند. اراده برای قدرتمند شدن، همیشه ساده نیست . در افراد بی‌ثبات، بی اراده، منفعل و بی‌انگیزه، این ضعف اراده پایدار و مستحکم  شده است و برطرف کردن آن بسیار دشوار است.

2. باور داشته باشید که می‌توانید موفق شوید.
قبل از اینکه به موفقیت برسید، باید باور داشته باشید که می‌توانید موفق شوید. این جمله فقط یک عبارت کلیشه‌ای نیست. مهم نیست که قبلا چه باوری داشته‌اید از هم اکنون می‌توانید با تغییر در باورهای زندگی خود را متحول کنید. «بدون داشتن باورهای مثبت و عمیق، هرگز موفق نخواهید شد.» اگر باور نداشته باشید که می‌توانید ثروتمند و متمول شوید، هرگز به ثروت دست نمی‌یابید. متاسفانه اجتماعاتی که در پرورش فکر افراد دخیل‌اند، بیش از پرورش خوش‌بینی در افراد، آن‌ها را به سمت افکار بدبینانه هدایت می‌کنند. اغلب افراد می‌گویند « هرچه را که می‌خواهید در دنیای واقعی نمی‌توانید به دست آورید یا با خیال‌پردازی وقت خود را تلف نکنید.» ما غالبا این حرف‌ها را می‌شنویم و با این تفکرات، باورهایمان شکل می‌گیرد، در نتیجه این‌طور به نظر می‌رسد که ثروت به تعداد محدودی از افراد خوش‌شانس اختصاص دارد. اما این افکار درست نیست، نقطه عطف زندگی افراد موفق جایی است که به کامیابی خود ایمان می‌آورند.

3. تصویر مثبتی از پول وموفقیت در ذهنتان ایجاد کنید.
موانع ذهنی خود را درباره‌ی پول و موفقیت، بشناسید. نوع رابطه خود را با پول کشف کنید. ارتباط شما با پول مثبت است یا منفی؟ وقتی افکار خود را درباره‌ی پول به خوبی شناختید، حتما آن‌ها را یادداشت کنید. نگاهی بیاندازید و ببینید چرا این افکار و باورها را نسبت به پول داشته‌اید. سپس، کم‌کم تصویرهای قدیمی ذهنتان را که شما را مایوس و دلسرد کرده‌اند، کنار بگذارید و از آن‌ها صرف نظر کنید.

4.بادقت و مراقبت، افکار خود را وارسی کنید.
بر روی اهداف خود تمرکز کنید. برکت، خوشبختی و موفقیت به زندگی شما رو می‌آورد. حساب بانکی باز کنید و هر هفته مبلغی را پس‌انداز کنید. این کار باعث  رشد و افزایش این پول می‌شود و تمرکز  شما را کم‌کم از مفهوم نداشتنبه مفهوم رشد، سوق می‌دهد. سرانجام بدون تلاش آگاهانه، تمرکز و توجه شما به رشد و موفقیت معطوف خواهد شد؛ با این روش همه‌ی افکار شما متحول می‌شود.

5.برای افکارتان مجدداً برنامه ریزی کنید.
هر روز، با اطمینان ساعتی را به برنامه‌ریزی ذهنتان اختصاص دهید. خیال‌پردازی کنید و تصویرهای ذهنی مثبت و حتی خیالات خام، در سر بپرورانید. در حالت آرامش، قبل از خواب ذهنتان را غرق تصویرهای مثبت کنید، احساس کنید هر چه را می‌خواهید، اکنون دارید. این کار را به‌طور روزانه و هر هفته، تکرار کنید. به زودی شاهد تحول در زندگیتان خواهید بود.

6. از خودتان بپرسید: اگر همه‌ی دنیا مال من بود و بی‌نهایت  زمان داشتم چه می‌کردم؟
اگر همچنان به کار فعلی خود می‌پرداختید یعنی دقیقا در مسیر خوبی حرکت می‌کنید و همان کاری را انجام می‌دهید که باید انجام دهید. اما اگر ترجیح می‌دهید به کار دیگری بپردازید از خودتان بپرسید: چگونه می‌توانم آن‌طور زندگی کنم که واقعا دوست دارم؟

7. از گفتگوهای درونی خود، آگاه شوید.
زندگی همان چیزی را به شما می‌دهد که می‌خواهید. زندگی را آن‌طور که در رویاهایتان می‌بینید، به صورت یک نمایشنامه بنویسید. تصمیم با شماست که زندگیتان را چگونه رقم بزنید.

8. برای رسیدن به رویاهایتان مبارزه کنید تا آن‌ها را به رویای بزرگ تر مبدل سازید.
داشتن آرزوهای بزرگ و رویاهای عمیق کلید موفقیت است. ذهن ناهشیار تنها محدودیت‌هایی را می‌شناسد که خود شما بر باورهایتان تحمیل کرده‌اید. البته این باورها می‌توانند تغییر کنند. آرزوی افراد، با تحول دورهای زندگی تغییر می‌کند.

9. در حالت آرامش، عبارات تلقینی و فرمول‌های زیر را برای موفقیت با خود تکرار کنید.
من انسان منحصر به فردی هستم و چیزهای زیادی برای ارئه به دیگران دارم.
من موظفم که خودم باشم.
من موفق می‌شوم.موفقیت وخوشبختی را به زندگی‌ام دعوت می‌کنم.
اشخاص و موقعیت‌هایی را که به من کمک می‌کنند، پیدا می‌کنم.
من روز به روز، بهتر و بهتر می‌شوم.

10. روی یک برگ کاغذ بنویسید که دوست دارید درآمدتان در سال چه‌قدر باشد.
با این کار یک تصویر ذهنی از مبلغی که درنظر دارید در ذهن خود می‌سازید و هدفتان را مشخص می‌کنید. شما می‌توانید ثروتمندتر از آن باشید که فکر می‌کنید.

11. مبلغی را که چند لحظه قبل نوشتید در دو ضرب کنید و واکنش خود را ارزیابی کنید.
اگر در ابتدا مبلغ 50000 دلار را یادداشت کرده‌اید حالا از خودتان بپرسید که چرا همان موقع رقم 100000  دلار را ننوشته‌اید. درباره‌ی این هدف بزرگتر چه احساسی دارید؟ آیا فکر می‌کنید 100000 دلار خیلی زیاد است؟ هر ساله هزاران نفر، به جمع میلیونرها می‌پیوندند و میلیون‌ها نفر دیگر درآمدی بالغ بر 1000000 دلار دارند. آن‌ها به قدر کافی تصویر مثبتی از خود دارند که بتوانند به اهداف مورد نظرشان برسند.

12. حال بنویسید که می‌خواهید با زندگی‌تان چه کنید.
تا آنجا که امکان دارد جزئیات را هم منظور کنید.  چه کاری دوست دارید انجام دهید؟ چه مقدار پول می‌خواهید به دست آورید؟ در 5 سال آینده؟ در 10 سال آینده؟ در 20 سال آینده؟

13. اهداف سال آینده‌ی خود را ترسیم کنید.
همین که هدف روشنی برای سال بعد در ذهن خود ساختید، برنامه‌ای گام به گام برای دستیابی به آن هدف، بنویسید. هر آنچه را که برای اجرای این برنامه نیاز دارید، در برنامه‌ی خود بگنجانید و برای هر مرحله‌ی تاریخی تعیین کنید.
با تمام قوا حرکت کنید و همیشه آینده را مثبت ببینید و فراموش نکنید آینده از همین لحظه آغاز می‌شود.

چطور سریع‌تر از آنچه تصور می‌کنید به اهداف خود برسید!


مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
   

موفقیت دست‌یابی به اهداف است و هر چیز غیر از آن حاشیه است. این کشفی فوق‌العاده در همه تاریخ بشریت است. زندگی شما زمانی به زندگی فوق‌العاده‌ای تبدیل می‌شود که خواسته‌های خود را دقیقا مشخص کنید، برنامه‌ای برای دست‌یابی به آن‌ها تعریف کرده و هر روز بر آن کار کنید.

فرایند تعیین هدف
1. خواسته‌های خود در هر حوزه کلیدی زندگی را دقیقا مشخص کنید.
کار خود را با ایده‌ال‌گرایی آغاز کنید. تصور کنید هیچ محدودیتی برای تحقق خواسته‌هایتان و آنچه می‌خواهید باشید، داشته باشید و انجام دهید، وجود ندارد. تصور کنید که زمان‌ و پول لازم، همه دوستان و رابطه‌ها و تحصیلات و تجارب لازم برای تحقق اهداف تعیین شده را در اختیار دارید.
فرض کنید می‌توانید چوبی جادویی را تکان داده و در هر چهار حوزه کلیدی زندگی، کاملا موفق شوید.

اگر زندگی شما در این حوزه‌ها از هر نظر کامل بود، چه شکلی داشت؟
1. درآمد: می‌خواهید امسال، سال آینده و پنج سال دیگر درآمد شما چقدر باشد؟
2. خانواده: دوست دارید سبک زندگی خود و خانواده‌تان چگونه باشد؟
3. سلامتی: اگر از هر نظر سالم باشید، چه فرقی با امروزتان دارید؟
4. ارزش خالص: مایلید در طول زندگی کاری خود چه مقدار پول پس‌انداز کنید؟

سه روش هدف گذاری
همین الان و در کمتر از 30 ثانیه  سه هدف مهم زندگی خود را بنویسید. سریعا این کار را انجام دهید.
نحوه عکس‌العمل شما به این «روش سریع نوشتن فهرست سه هدف»، تصویر دقیقی از خواسته‌های شما در زندگی به دست می‌دهد.

2. آن‌ها را بنویسید
باید اهدافتان را بنویسید. آن‌ها باید واضح، مشخص، با جزئیات دقیق و قابل اندازه‌گیری باشند. باید اهدافتان را طوری بنویسید، انگار اولویت آن‌ها را مشخص کرده‌اید تا کارخانه‌ای با شرایط عالی آن‌ها را بسازد. در هر مورد، توضیحات شفاف و جزئی ارائه کنید. تنها 3 درصد افراد بالغ، اهداف خود را می‌نویسند و سایرین برای آن‌ 3 درصد کار می‌کنند.

3.  مهلتی تعیین کنید
ذهن ناخودآگاه شما از مهلت‌ها به عنوان «سیستم فشار» برای هدایت خودآگاه و ناخودآگاه شما برای دست‌یابی به اهداف تعیین‌شده استفاده می‌کند. اگر هدفتان بزرگ است، ریز‌مهلت‌هایی تعیین کنید. اگر می‌خواهید به استقلال مالی دست یابید، می‌توانید هدفی 10 تا 20 ساله برای خود در نظر بگیرید و سپس هر سال، آن‌را به اهداف کوچکتری تقسیم کنید، به این ترتیب می‌فهمید که سالانه چه مقدار پول برای پس‌انداز و سرمایه‌گذاری در اختیار دارید.  اگر به دلایلی در موعد مقرر به اهداف خود نرسیدید، مهلت جدیدی برای خود تعیین کنید. هیچ هدف غیرمنطقی وجود ندارد، این مهلت‌ها هستند که غیرمنطقی هستند.

4. موانعی که برای دست‌یابی به اهدافتان باید بر آن‌ها غلبه کنید را مشخص کنید.
چرا قبل از این به اهداف خود نرسیده‌اید؟ تئوری محدودیت‌ها می‌گوید:‌ همیشه عامل محدودکننده یا محدودیتی وجود دارد که سرعت دست‌یابی به اهداف را تعیین می‌کند. محدودیت شما چیست؟
قانون 20/80 در مورد محدودیت‌ها صدق می‌کند. 80 درصد دلایلی که شما را از دست‌یابی به اهدافتان باز می‌دارد، درون خودتان است و عبارتند از کمبود مهارت‌ها، کیفیت یا دانش. تنها 20 درصد دلایلی که شما را از دست‌یابی به اهدافتان باز می‌دارد، در محیط خارج است. همیشه از خودتان شروع کنید.

5. دانش، اطلاعات و مهارت‌هایی که برای دست‌یابی به اهدافتان نیاز دارید را مشخص کنید.
مخصوصا مهارت‌هایی که برای قرار گرفتن در میان 10 نفر برتر حوزه کاری خود لازم دارید را مشخص کنید. ضعیف‌ترین مهارت کلیدی شما، بیشترین درآمد و موفقیت را برایتان به‌همراه دارد. با کار کردن بر مهارتی که بیشتر از سایر مهارت‌ها باعث عقب‌ افتادن شما شده است، پیشرفت بیشتری خواهید داشت. کدام مهارت در صورت بهتر شدن، بیشترین کمک را در دست‌یابی به مهم‌ترین هدف به شما خواهد کرد؟ این مهارت هر چه هست، آن را بنویسید، برنامه‌ای طراحی کنید و هر روز روی آن کار کنید.

6. افرادی که با کمک و همکاری آن‌ها  قادر به دست‌یابی به اهدافتان هستید را مشخص کنید.
فهرستی از همه افرادی که برای دست‌یابی به اهداف باید با آن‌ها یا در کنار آن‌ها کار کنید را مشخص کنید. این کار را با اعضای خانواده خود شروع کنید که به همکاری و حمایت آن‌ها نیاز دارید. رئیس، همکاران و زیردستان خود را نیز به این فهرست اضافه کنید. مخصوصا، مشتریانی را مشخص کنید که برای فروش میزان کافی از محصولات و خدمات خود و کسب پول موردنظر به حمایت آن‌ها نیاز دارید.
برای دست‌یابی به اهداف بزرگ، به کمک و حمایت افراد زیادی احتیاج دارید. حضور یک شخص کلیدی در زمان و مکانی خاص در زندگی شما، همه چیز را تغییر می‌دهد. موفق‌ترین افراد کسانی هستند که بزرگ‌ترین شبکه‌ها را از سایر افراد شکل داده و حفظ می‌کنند، افرادی که می‌توانند به آن‌ها کمک کنند و آن‌ها نیز می‌توانند در عوض به این افراد کمک کنند.

7. فهرستی از همه کارهایی تهیه کنید که برای دست‌یابی به اهداف باید انجام دهید.
موانعی که باید بر آن‌ها غلبه کنید، دانش و مهارتی که باید ارتقا دهید و افرادی که به همکاری آن‌ها نیاز دارید را با هم ترکیب کنید. فهرستی از همه گام‌های قابل‌تصوری تهیه کنید که برای دست‌یابی به اهداف باید از آن‌ها پیروی کنید.
وقتی فهرستی از همه موارد لازم برای دست‌یابی به اهداف تهیه کردید، می‌فهمید که این هدف خیلی ساده‌تر از آنچه تصور می‌کردید، قابل دسترسی است. «سفر چند هزار کیلومتری با اولین قدم آغاز می‌شود.» می‌توانید با اضافه کردن یک آجر در هر زمان خاص، بزرگ‌ترین دیوار دنیا را بسازید.

8. فهرست خود را در قالب یک برنامه سازماندهی کنید.
این فهرست را با مرتب کردن گام‌هایی سازماندهی کنید که ترتیب و اولویت آن‌ها را مشخص کرده‌اید.
قبل از هر کاری، باید چه کار دیگری را و با چه ترتیبی انجام ‌دهید؟ چه‌ چیز مهم‌تر و چه ‌چیز کم اهمیت‌تر است؟
قانون 20/80 می‌گوید که 80 درصد نتایج، نتیجه 20 درصد فعالیت‌های شماست. قانون 80/20 می‌گوید که اولین 20 درصد زمانی را که به برنامه‌ریزی اهدافتان و سازماندهی برنامه‌تان می‌گذرانید، به اندازه 80 درصد زمان و تلاش لازم برای دست‌یابی به اهداف ارزشمند است. برنامه‌ریزی بسیار مهم است.

9. برنامه‌ای تهیه کنید.
فهرست خود را از ابتدای شروع کار تا دست‌یابی به هدف، در قالب مجموعه ای از گام‌ها سازماندهی کنید.
• پیشاپیش برای هر روز،‌ هفته و ماه برنامه‌ریزی کنید.
• در ابتدای هر ماه برای آن ماه برنامه‌ریزی کنید.
• آخر هر هفته برای هفته بعد برنامه‌ریزی کنید.
• هر روز عصر برای روز بعد برنامه‌ریزی کنید.
هرچه در برنامه‌ریزی فعالیت‌‌ها دقیق‌تر و جزئی‌نگر‌تر باشید، کارهای بیشتری را در زمان کمتری به انجام می‌رسانید. قانون این است که هر یک دقیقه‌ای که صرف برنامه‌ریزی می‌شود، باعث صرفه‌جویی 10 دقیقه‌ای در فعالیت‌های اجرایی می‌شود. بدین معنی که با برنامه‌ریزی پیشاپیش روزها، هفته‌ها و ماه‌ها، 1000 درصد بازگشت سرمایه زمانی دارید.

10.  مهم‌ترین کار هر روز خود را مشخص کنید.
با استفاده از قانون 20/80،  اولویت های فهرست خود را مشخص کنید.  این سوال را از خود بپرسید: «اگر فقط بتوانم یکی از کارهای این فهرست را انجام دهم، کدام فعالیت از همه مهم‌تر است؟» پاسخ این سوال هرچه هست، عدد «1» را کنار آن بنویسید.
سپس از خود بپرسید:‌ «اگر بتوانم یک کار دیگر از این فهرست را هم انجام دهم، کدام مورد بیشترین ارزش صرف زمان را دارد؟» سپس عدد «2» را کنار آن فعالیت بنویسید و این کار را تا زمانی ادامه دهید که 7 فعالیت مهم به‌ترتیب اولویت مشخص شده باشد.
سوال دیگری که می‌توانید از خود بپرسید این است که: «اگر بتوانم تمام طول روز فقط یک کار را انجام دهم، کدام فعالیت بیشترین ارزش را برای من و اهدافم دارد؟»

11. عادت به نظم شخصی را در خود ارتقا دهید.
وقتی مهم‌ترین وظیفه خود را مشخص کردید، صرفا بر همان وظیفه تمرکز کنید تا آن را 100 درصد به انجام برسانید. 
توانایی شما برای انتخاب مهم‌ترین وظیفه و کار روی آن بدون انحراف یا حواس‌پرتی، کیفیت و کمیت خروجی و بهره‌وری را دو یا سه برابر می‌کند. 
انجام یک کار در زمان واحد، یکی از قدرتمندترین تکنیک‌های مدیریت در همه دوران‌هاست و بدین معنی است که وقتی کاری را آغاز می‌کنید، از هر نوع حواس‌پرتی اجتناب کرده و آنقدر به آن کار می‌پردازید تا کار تمام شود. وقتی به انجام کامل کارها عادت کردید، دو، سه و حتی پنج برابر سایر افراد درآمد کسب می‌کنید.

12.  تجسم اهداف را تمرین کنید.
اهدافتان را چنان ببینید انگار قبلا به آن‌ها دست یافته‌‌اید. خود را در حال لذت بردن از این اهداف به‌نتیجه‌‌‌رسیده مجسم کنید. اگر هدف شما خرید یک اتومبیل خاص است، خود را در حال رانندگی با آن اتومبیل مجسم کنید. اگر این هدف رفتن به تعطیلات است، خود را در آن تعطیلات مجسم کنید. اگر این هدف خانه زیبایی است که در رویای آن هستید، خود را در حال زندگی در آن خانه مجسم کنید.
در تجسم، چند دقیقه را به ایجاد احساسی اختصاص دهید که دست‌یابی موفقیت‌آمیز به هدف در شما ایجاد می‌کند. یک تصویر ذهنی که با احساس همراه باشد، اثر بزرگی ‌بر ضمایر ناخودآگاه و فراآگاه شما دارد.

13. تمرین هدف‌گذاری
یک صفحه کاغذ بردارید و واژه «اهداف» را بالای آن بنویسید و تاریخ امروز را درج کنید. خود را موظف کنید که حداقل 10 هدفی که می‌خواهید در سال آینده یا در آینده قابل پیش‌بینی به آن‌ها دست یابید را بنویسید. هر هدف را با کلمه «من» شروع کنید. بعد از آن یک فعل عملی بیاورید که مانند ارسال فرمانی از ضمیر خودآگاه به ضمیر ناخودآگاه عمل می‌کند. اهداف خود را با فعل زمان حال بنویسید، گویی قبلا به آن‌ها دست یافته‌اید. اگر هدف شما این است که مقدار معینی پول در سال مشخصی به‌دست آورید. باید بگوئید:‌ «من این مقدار پول را تا آخر امسال به‌دست می‌آورم.»
اگر هدف شما این است که اتومبیل جدیدی بخرید باید بگوئید:‌ «من ماشین جدید .... را تا تاریخ ..... می‌خرم.»
نهایتا، وقتی اهدافتان را می‌نویسید، همیشه آن‌ها را با لحن مثبت بنویسید. به جای اینکه بگوئید:‌ «سیگار کشیدن را ترک خواهم کرد»‌، بگوئید:‌ «من غیرسیگاری هستم.»
همیشه اهداف خود را طوری بیان کنید انگار قبلا به واقعیت پیوسته‌اند و قبلا آن‌ها را انجام داده‌اید. این کار ضمایر ناخودآگاه و فراآگاه شما را فعال می‌کند تا واقعیت خارجی را طوری تغییر دهند که با فرمان‌های درونی شما سازگار باشد.

14. بر‌اساس هدف مشخص و اصلی خود تصمیم‌گیری کنید.
وقتی فهرستی از 10 هدف خود تهیه کردید، این سوال را از خود بپرسید:‌ «اگر بتوانم چوب جادویی را تکان دهم و ظرف مدت 24 ساعت به یکی از اهداف این فهرست دست یابم، کدام هدف مثبت‌ترین اثر را بر زندگی من دارد؟»
دایره‌ای دور هدفی بکشید که پاسخ این سوال است.

سپس این هدف را بالای صفحه سفید دیگری بنویسید.
1. آن را شفاف و با جزئیات دقیق بنویسید.
2. مهلت یا اگر لازم است ریز‌مهلت‌هایی برای دست‌یابی به این هدف تعیین کنید.
3. موانعی که برای دست‌یابی به هدف باید بر آن‌ها غلبه کنید و مهم‌ترین موانع داخلی و خارجی را مشخص کنید.
4. دانش و مهارت‌هایی که برای دست‌یابی به هدف به آن‌ها احتیاج دارید و مهم‌ترین مهارتی که باید در آن خبره شوید را مشخص کنید.
5. افرادی که به کمک و همکاری آن‌ها احتیاج دارید را مشخص کنید و فکر کنید چه کاری می‌توانید انجام دهید که شایسته کمک آن‌ها باشید.
6. فهرستی از همه کارهایی که برای دست‌یابی به هدف باید انجام دهید، تهیه کنید. هر موضوع جدیدی که به ذهنتان می‌رسد را به این فهرست اضافه کنید.
7. فهرست خود را بر اساس ترتیب و اولویت سازماندهی کنید و کارهایی که باید اول انجام دهید و مهم‌ترین کار را مشخص کنید.
8. با سازماندهی فهرست در قالب اولین تا آخرین گام، برنامه‌ای تهیه کنید و سپس هرروز روی آن کار کنید.
9. هدف خود را در قالب فعالیت‌هایی برنامه‌ریزی کنید که برای دست‌یابی به هدف باید آن‌ها را روزانه، هفتگی و ماهانه انجام دهید. 
10.  اولویت‌های فهرست خود و مهم‌ترین کارهایی که هر روز می‌توانید انجام دهید تا با سرعت به‌سوی هدف بشتابید را مشخص کنید.
11. خود را موظف کنید که فقط روی مهم‌ترین کار امروز متمرکز شوید تا آن را 100 درصد به نتیجه برسانید. انجام تک‌تک و مجزای کارهای مهم را تمرین کنید.

نتیجه‌گیری
از پیش به خود قول بدهید هر اتفاقی بیافتد، از کارتان دست نمی‌کشید. مقاومت به معنی داشتن نظم شخصی در کارهاست. هربار که مقاومت کرده و بر شکست‌ها و ناامیدی‌های غیرقابل‌اجتناب غلبه می‌کنید، حس می‌کنید قوی‌تر و بهتر شده‌اید. شخصیت قوی‌تر و عمیق‌تری پیدا می‌کنید و اعتمادبه‌نفس و عزت‌نفس‌تان افزایش می‌یابد.
هدف شما این است که به تدریج «توقف‌ناپذیر» شوید. خواسته خود را دقیقا مشخص کنید، آن‌را بنویسید، برنامه‌ای طراحی کنید و هر روز روی آن کار کنید. اگر این کار را آنقدر انجام دهید که به عادت تبدیل شود، در هفته‌ها و ماه‌های کمتری کارهایی بیشتر از آنچه مردم در طول چندین سال انجام می‌دهند، انجام خواهید داد. همین امروز آغاز کنید.

فرق بین حسابداربادانش آموخته حسابداری


ویژگیهای حسابدارباتجربه و ماهر :
حسابدار می داند چگونه از دانش حسابداری خود پول بدست آورد.
حسابدار روش بکارگیری دانش حسابداری را برای خلق پول به خوبی می داند.
حسابدار می داند چگونه با دانش حسابداری خود ارزش آفرینی کند،که صاحبکارش به او خوب پول بدهد.
حسابداراصول کاربرد نرم افزارهای مالی، Excel و سایرابزارهای کاری را بلداست و آنها را به خدمت
می گیرد تا مسئولیت و وظایفش را به نحو احسن انجام دهد.
حسابدار در هر موسسه ای مشکلات کاری حسابداری آن را برطرف می کند.
حسابدار مسائل مالیاتی را خوب می فهمد و می داند آنها را چگونه حل کند.
حسابدار به خوبی می داند که سر برج حقوق کارکنان را چطور محاسبه و پرداخت کند.
حسابدار روش های مصاحبه شغلی و رزومه نویسی را به خوبی بلد است.
حسابدار را اگر از شرکتی به شرکت دیگری ببرند باز هم می داند چکار کند.
حسابدار رمز و راز اظهارنامه های مالیاتی را خوب بلد است.
حسابدار صورتهای مالی را می شناسد و مراحل تهیه آن را اجرا کرده وبه اتمام رسانده است.
حسابدار در پایان سال مالی به خوبی می داند چه وظایفی دارد و باید چکار کند.
حسابدار مفهوم بهای تمام شده را می داند و در هر موسسه ای بر حسب مورد آن را تهیه می کند.
حسابدار خوب بلد است که موجودی های نقدی و جنسی را چگونه کنترل کند.
حسابدار با همکاران و اطرافیان ارتباط خوبی برقرار می کند به لطف این مهارت کارش را پیش می برد.
حسابدار دفتر دار نیست که کارهای معمولی انجام دهد.
حسابدار برای هر روزش برنامه کاری دارد، بدون برنامه کار نمی کند.
حسابدار اصول مکاتبات اداری را می داند و آن را به خوبی بکار می گیرد.
حسابدار دانا و توانا و با وقار است، به خاطر همین همیشه مورد احترام اطرافیان است.
حسابدار امین، قابل اطمینان، درستکار، محرم، رازدار، کاردان و آرام ، سودمند است.
حسابدار در کارش خلاق و مبتکر و راه گشا است.
حسابدار از مهارتهای کلامی خوبی برخوردار است. در جمع خوب صحبت می کند و خوب اظهار نظر می کند.
حسابدار اعتماد به نفس خوبی دارد و از توانایی ها و ارزشهای شخصی خود به خوبی آگاه است.
حسابدار به رغم تصور عام شاد و سرحال است و اهل مطالعه و تفریح است.
حسابدار تحمل شنیدن انتقاد سازنده را دارد و برای بهبود عملکردش همیشه در حال یادگیری است.
حسابدار مانند یک پزشک حرفه ای عمل می کند، معاینه می کند و راه حل ارائه می دهد.
حسابدار به کسی بدبین نیست ولی از اسناد و مدارک موسسه اش به خوبی حفاظت می کند.
حسابدار انضباط کاری دارد و محیط کارش منظم و تمیز و آراسته است و قابل تحسین.
حسابدار نگرش مثبتی به آینده، اطرافیان و کارش دارد.
حسابدار کارها را نیمه کاره رها نمی کند. آنها را تمام می کند و به علایقش می پردازد.
حسابدار کارایی و اثربخشی بالایی دارد، کار را به موقع، با کیفیت تهیه و ارائه می کند.
حسابدار گزارشهایش همیشه مبنای تصمیم گیری است.
حسابدار کار درست را درست انجام می دهد.
حسابدار وقت خود را برای آموزش نرم افزارهای ارزان قیمت ناکارآمد تلف نمی کند.
حسابدار دفتر دار نیست که فقط چند کار جزء و کوچک مالی را بلد باشد و انجام دهد.
حسابدار می داند چگونه گزارشهایی را تهیه و ارائه دهد که مدیرش کیف کند و حقوق بیشتری به او بدهد.
حسابدار ارزش دانش و تجربه و مهارتهای خود را می داند.
حسابدار قدر داراییهای خود را به خوبی می داند. )دانش حسابداری، مهارت ها و تجربیاتی که کسب نموده(
حسابدار تعهد حرفه ای دارد و مسئولیت پذیر است و کارش را با عشق و علاقه انجام می دهد.
حسابدار همیشه خوب حرف می زند، خوب لباس می پوشد و آراستگی در حد عالی دارد.
حسابدار معنی کفایت و لیاقت و شایستگی را به خوبی می داند.
حسابدار برای یادگیری مطالب جدید در حوزه کاریش همیشه آمادگی دارد.
حسابدار از کاری که انجام می دهد لذت می برد و آن را با کیفیت و به موقع انجام می دهد.
حسابدار مدیریت زمان برایش خیلی مهم است، می داند اگر کاری را به موقع انجام ندهد چه خساراتی را به بار
می آورد.
حسابدار مفهوم شایستگی حرفه ای را خوب درک می کند.
حسابدار هم حساب دخل و خرج دیگران را دارد و هم حساب زندگی خودش را.
حسابدار در کار و زندگی اش تعادل ایجاد می کند. یکی را قربانی دیگری نمی کند.
حسابدار کار جمعی را دوست دارد و همیشه در آن شاخص است.
حسابدار هم یاد می گیرد و هم یاد می دهد، چون می داند این حرفه باید رشد کند.
حسابدار خسیس نیست، اقتصادی می اندیشد و عمل می کند.

افزایش کارآیی و بهره وری


از کارآیی و بهره وری بسیار بالای خود، با انجام دادن 8 مورد زیر لذت ببرید:

یک لیست کوچک تر تهیه کنید: شما باید تا جایی که امکان دارد سعی کنید بیشتر از 8 ساعت در طول یک روز کاری کار نکنید، در این صورت ممکن است کارهای کمتری انجام دهید. درک این نکته ممکن است سخت به نظر برسد، اما قرار دادن کارهای زیادی در چک لیست روزانه باعث کمتر شدن کارآیی و بهره وری می شود. نکته اصلی اینجاست که شما باید نگرش خود را به سوی رویکرد «کمتر، بیشتر و بهتر است» تغییر دهید و تعداد وظایف کمتری را در چک لیست روزانه خود قرار داده و با تمرکز بیشتری به انجام آنها بپردازید.به خود استراحت های کوتاه بدهید
آیا شما می دانید هنگامی که کاری را به مدت چند ساعت و بدون وقفه انجام می دهید، مغز شما برای تامین انرژی مورد نیاز چقدر درد می گیرد؟ دلیل این موضوع، استفاده مغز از گلوکز می باشد زیرا در این حالت، ذخیره آن به اتمام رسیده است. بدن در این حالت به استراحت نیاز دارد و این نیاز را بدین صورت مخابره می کند، ولی بسیاری از مردم، معنی این حس را درست درک نمی کنند. در چنین زمان هایی لازم است به پیاده روی بروید، چیزی بخورید یا بنوشید به عبارت دیگر به مغز خود استراحت بدهید. شما می توانید به راحتی با استراحتی کوتاه، به بهره وری بیشتری در طول روز کاری دست پیدا کنید. در این صورت بدن شما شارژ شده و برای رسیدن به کارآیی و بهره وری بیشتر آماده خواهد شد.

از قاعده 80/20 پیروی کنید:
آیا می دانید که تنها 20 درصد از آنچه هر روز انجام می دهید، شما را به 80 درصد از نتایج مورد نیاز می رساند؟ شما باید کارهایی را که اهمیت زیادی ندارند، حذف کنید؛ زیرا دارای کمترین اثر بر روی کارآیی و بهره وری کلی شما هستند. به عنوان مثال، در یک پروژه، شما به صورت سیستماتیک دیگر وظایف را تا زمانی که با 20 درصد از کارها به 80 درصد از نتایج مطلوب می رسید، کنار بگذارید.

روزتان را با تمرکز بر روی خود شروع کنید:
اگر صبح خود را با چک کردن ایمیل هایتان آغاز کنید، به دیگران این امکان را می دهید که به شما دیکته کنند که چه کاری انجام دهید. شما باید خود را با نادیده گرفتن ایمیل هایتان در یک مسیر درست قرار دهید و در اول صبح بر روی خود تمرکز کنید، یک صبحانه خوب بخورید یا اخبار روزنامه ها را بخوانید.

وظایف سخت تر را در اوایل روز انجام دهید: سعی کنید کارهای چالشی تر را زمانی که در اول صبح تازه نفس هستید و مغز شما آماده تر است، انجام دهید و دیگر وظایف کم اهمیت را در صورت وجود برای بعدازظهر که انرژی شما رو به اتمام است، نگه دارید.

تلفن خود را بردارید:
دنیای دیجیتال عادات ارتباطی ضعیفی ایجاد کرده است. می توان گفت که ایمیل یکی از قاتلان کارآیی و بهره وری است و معمولا باعث انحراف از وظایفی که واقعا مهم هستند، می شود. به عنوان مثال، مردم اغلب اسامی زیادی بر روی ایمیل های خود کپی می کنند و برای آنها ایمیل ارسال می کنند شما قربانی این عمل نشوید. این کار برای دیگران از طریق بر هم زدن تمرکز افراد در انجام وظایف، ایجاد مزاحمت می کند و نشانه ای از تنبلی است. اگر شما ایمیلی دریافت کردید که اسامی بسیاری از افراد نیز در رونوشت (CC) آن بود، در پاسخ خود می توانید در حق هر کدام از آنها که دوست داشتید، لطف کنید و آنها را در رونوشت پنهان (BCC) قرار دهید. اگر چرخه ایمیل ها دارای بیش از دو پاسخ بود، زمان آن رسیده است که گوشی تلفن خود را بردارید و با یک تماس، موضوع یا مشکل به وجود آمده را حل کنید و کارآیی خود را افزایش دهید.

یک سیستم ایجاد کنید: اگر می دانید که چیزهای خاصی باعث خدشه دار کردن کارآیی روزانه شما می شود، یک سیستم برای مدیریت آنها ایجاد کنید. آیا ایمیل های خود را در طول روز چک می کنید؟ شما می توانید زمان خاصی از صبح، بعد از ظهر و یا شب را برای مدیریت آنها اختصاص دهید. در غیر این صورت، شما از اهداف مهم خود در طول روز عقب می مانید.

بهره وری و کارآیی را با تنبلی اشتباه نگیرید:
با وجود اینکه هیچ کس دوست ندارد به این نکته اعتراف کند، اما تنبلی، عامل شماره 1 کاهش کارآیی و بهره وری است. در واقع، تعدادی از روش های صرفه جویی و مدیریت زمان برای مثال برگزاری جلسات و ارسال ایمیل واقعا تنها راه برای فرار از انجام دادن کار واقعی است. تا جایی که امکان دارد تمرکز خود را بر روی انجام کارهایی قرار دهید که از مهم ترین و موثرترین موضوعات هستند. به یاد داشته باشید زمانی که می خواهید در طول روز کاری، کارآیی داشته باشید، جمله «کمتر، بیشتر و بهتر است» را فراموش نکنید.