توصیههای تجاری اقتصاددانان
روز گذشته کسی از من پرسید: من مشتاقم بدانم شما چه توصیه مالی شخصیای در رابطه با کنترل، حذف
و مدیریت بدهی و نحوه سرمایهگذاری دارید؟
من یکی از شنوندگان دیو رامسی هستم، کسی که فکر میکنم برای کسانی که کاملا ناآگاهند و
مردمی که کاملا در قرض فرورفتهاند و انضباطی در زندگیشان ندارند، برنامههای بسیار خوبی تهیه
میکند. او حتی توصیههای نجیبانهای برای آن دسته از ماهایی دارد که منظمیم؛ اما مسائل را
همیشه «از همه زوایا» نمیبینیم. اما او اعتقادی به سرمایهگذاری بر طلا ندارد. او همچنین به بیمه
عمر باور دارد و من با مشاوران سرمایهگذاریای مواجهم (من در یک خردهفروشی کار میکنم و تعداد
زیادی مشتری که برای خرید میآیند، میبینم و بنابراین کمی آنها را از نزدیک میشناسم) که به
استفاده از پولهای اضافی برای «ریختن در امر مسکن» و پرداخت زودهنگام وام مسکن توصیه
نمیکنند. به هر حال من مشتاقم بدانم شما در کجای این حرفها قرار دارید. من بدهیای جز وام
خانه ندارم، هزینه مدرسه پرداخت شده است(و به صورت نقدی) و پول همه اتومبیلها نیز داده شده
است. تا حالا طلایی نخریدهام، هنوز در مورد آن دودل هستم.
اینها چیزهایی است که فورا به ذهن من میرسد:
1 - شما باید بیش از چیزی که خرج میکنید، ذخیره کنید. من عدد سحرانگیزی ندارم؛ اما فکر
میکنم دستکم باید بگویم هر آنچه در چند ماهه گذشته ذخیره کردهاید، بسیار اندک است.
بنابراین بیشتر پسانداز کنید که این معنا را میدهد: از درآمدی که هر ماه دارید سهم کمتری را به
خوردن، مصرف گاز(مثلا ماشینتان را کمتر برانید) و هر چیزی که پس از مصرف چیزی از آن برای شما
باقی نمیماند، اختصاص دهید. در عوض بیشینه درآمد ماهانهتان را پسانداز کنید که میتواند
شامل پرداخت بدهی هم باشد. در باقی گزارهها چگونگی اختصاص بهتر پسانداز در هر ماه را
توضیح خواهم داد.
2 - اگر شما اکنون موجودی کارت اعتباری مبتنی بر حداقل نرخ دارید(یعنی موجودی شما در بند
نیست.) من فکر میکنم که هدف کوتاهمدت شما باید این باشد که هر چه زودتر آن را قطع کنید.
شرکتهای ارائهدهنده کارت اعتباری دیر یا زود پتکشان را فرومیکوبند، حتی بر سر مشتریانی که
خوب عمل کردهاند. برای مثال من هیچ وقت پرداختم را فراموش نکردهام (جز سالی پیش که سفر
بودم و سهلانگاری کردم) اما چند ماه پیش آنها حداقل پراختی را بالا بردند. چیزی مشابه برای
دوستم اتفاق افتاد. او بدهی مدرسه حقوق را میپردازد و بنابراین به جهت مالی مرتب است. او وام
دستهای از دانشجویانش را به کارتهای اعتباری انتقال داد؛ چون بهره بهتری داشتند، اما آنها اخیرا
برنامه بازپرداخت او را تغییر دادهاند و این مساله او را اذیت کرد.
چرا کارتهای اعتباری چنین میکنند؟ مطمئن نیستم؛ اما فکر میکنم بخشی از آن به مقررات
«کمککننده» دولت برمیگردد که شما را مجبور میکند وامهایتان را زودتر پرداخت کنید. اما در عین
حال من فکر میکنم این مساله میتواند به این دلیل باشد که شرکتهای ارائهدهنده کارت اعتباری
مجبورند مشتریان خوبشان را به پرداخت سریع وام فراخوانند پیش از آنکه به خاطر عدم پرداخت به
موقع مشتریان بدشان نابود شوند. به هر حال زمان خوشی گذشته است. اگر شما درباره موجودی
با تمدید مهلت پرداخت 15درصد نگرانید، ولی امید دارید که در اکتبر 2010 پیشنهاد جدیدی در صندوق
نامه شما یافت شود، من پیشنهاد میکنم که امیدواری را کنار بگذارید و پرداخت را شروع کنید.
برای برانگیختن خودتان میتوانید چنین فکر کنید: اگر شما یک موجودی با تمدید مهلت پرداخت 15
درصد دارید، این یک 15 درصدی است که شما برای هر دلاری که با زمین زدن اصولتان
«سرمایهگذاری» میکنید، گارانتی شده است.
توجه: اگر شما واقعا در بدهی کارتهای اعتباری فرو رفتهاید، بعضی جاها ممکن است شما فکر کنید
که بهتر است منصرف شوید و اعلام ورشکستگی کنید. من شخصا از چنین اقدامی بیزارم، چون نه
تنها اعتبار مرا به فنا میدهد، بلکه به هر میزانی که این تصمیم، آگاهانه باشد، من آن را خلاف
اخلاق میدانم، اما من این اشاره را کردم چون ممکن است بعضی از مردم واقعا به سختی در بدهی
کارتهای اعتباری فرو رفته باشند و شاید سعی کنند بدهیشان را بپردازند قبل از آنکه ضربات تورم
هر کاری را بیهوده کند.
3 - تا وقتی که وام مسکن، وام خودرو و بقیه بدهیها، نرخ بهره ثابتی دارند، من هیچ کاری نمیکنم
جز این که حداقل پرداختی را داشته باشم. (و اگر آنها دارای نرخ بهرههای متفاوتی هستند، من فکر
میکنم که در اولین فرصت شما باید به بانک زنگ بزنید و بپرسید که باید چه کنید تا نرخ بهره
وامهایتان ثابت شود.) چیزی که مرا در برابر دیوانگی پولی برنانکه آرام میدارد این است که او در
نهایت خانهام را از من نمیگیرد. اکنون، احتمالا آب از سر من گذشته است، اما اگر هزینههای
مطبوعات چاپی و وام مسکن ماهانهاندکی سر خم کند، ممکن است با میزان هزینهای که من برای
نوشتن میگیرم برابری کند.
4 - اگر شما هنوز دهههای کاریای را در پیش رو دارید، من برنامهای برای تهدیدی که میتواند تورم
بالا برای شما ایجاد کند دارم. با انباشت سرمایه به صورت دارایی فیزیکی، یعنی مقداری کافی سکه
طلا و نقره که خانواده شما را همیشه در هنگام خطر بالای جزر و مدها قرار میدهد.
برای مثال اگر قیمت دلار به 80 درصد الان نزول کند و قیمتها در والمارت 50 درصد بالا رود و قیمت
گاز به 15 دلار بکشد، حقوق شما احتمالا نمیتواند سریعا با شما همراه شود. این جا است که
انباشت شما از سکهها به کارتان میآید و وقت آن است که آنها را یکی یکی پایین بیندازید
(بفروشید یا هر کاری دیگر) تا رسیدن به آن نقطهای که شما استهلاک ناشی از دلار را تعدیل
کردهاید. من خودم فروشگاههای محلی سکه را از مجموعههای «نقره بنجل» خالی کردهام. منظورم
سکههای واقعی آمریکایی (بیست و پنج سنتی، ده سنتی و پنج سنتی) پیش از 1962 است که در
آن واقعا نقره هست. به این طریق بقیه آمریکاییها میفهمند که چرا میتوانند در گوگل سرچ کنند تا
بدانند چقدر در اشتباهند که فرض میکنند روزی قیمت نقره ثابت میشود. من همچنین مقداری
سکه طلا دارم و حتی اگر به معاملات پایاپای برگردیم (توجه کنید که اگر شما از نقره استفاده کنید،
معامله پایاپای نیست!) من با سکههای طرح قدیم آمریکایی که همگان آن را به رسمیت
میشناسند، در تقابل با عقابهای آمریکایی یا هر چیزی، راحتترم.
5 - در مورد تورم بالا، تنها دارایی دراز مدتی که باید نگرانش باشید داراییهای وابسته به دلار است.
مشخص است که این داراییها شامل اوراق قرضه و البته سیاستهای بیمه عمر میشود.(به هر
حال اگر شما برای همه عمر در سود سهام با شرکتی مشترکید، همانطور که من و کارل در کتابی
که به زودی منتشر میشود با هم شریکیم، هنوز کارهای زیادی هست که شما میتوانید برای
موقعیت خودتان بکنید. مثلا این که شما میتوانید تمام موجودی نقدی اضافهتان را در این سیاست
پمپاژ کنید سپس همه آن را یک جا قرض بگیرید و با آن سکه طلا یا ملکی واقعی یا هر چیزی از این
قبیل بخرید.) حال اگر قرار باشد که افت قیمتی فقط برای دلار اتفاق بیفتد، بازنشستگی شما هیچ
مشکلی نخواهد داشت اگر شامل این ذخیره باشد، چون اشتراک قیمتها سبب میشود که در هر
افزایش قیمتی، همه قیمتها با هم بالا برود.
6 - بنابراین من فکر میکنم که پوشاندن فروریختن دلار واقعیتی ترسناک برای اقتصاد آمریکا خواهد
شد. بنابراین به مجرد این که شما نازبالشی از طلا و نقره ساختید، اگر در پی سرمایهگذاری
بلندمدتی هستید که شما را از فروپاشی دلار محافظت کند، میتوانید به چیزهایی مثل
بیاندیشید که شما را در بازارهای جهانی سهام معرفی میکند یا بازارهای آسیایی اگر گمانتان این
است که آنها آینده را در دست دارند.
7 - آخرین نکته اینکه شما باید سعی کنید بیش از یک محل درآمد برای خود ایجاد کنید. اگر و وقتی
که اوضاع بد شد، شما نمیخواهید که کارتان را از دست دهید و نمیدانید که پرداخت چک بعدی را
از کجا بیاورید. در حالت ایدهآل شما دو یا سه سرمایه در جریان با 10 درصد ثبات میخواهید، که این
اطمینان را میدهد که اگر اوضاع بر شما بد شد میتوانید از آن خیز بردارید. برای بعضی از مردم این
بدانمعناست که مسکن کوچکی برای اجاره دادن بیابند و یاد بگیرند که چه طور مستاجر پیدا کنند و
چطور یک توالت را جابهجا کنند و چیزهای دیگر. در این صورت بعد از مرخص کردن اولین مستاجر با
ذخیرهکردن کافی سرمایه آن فرد میتواند هشت واحد دیگر را بخرد و بنابراین یک صاحبخانه تمام
وقت شود.
یا من دانشجوی سابقی را میشناسم که در کنار درسش سعی کرد که وارد گاراژهای فروش شود
و چیزهایی را پیدا کند و آنها را در سایت
بدهید و سعی کنید تا راههایی را برای پول بهدست آوردن امتحان کنید، میتوانید چند روز تعطیل
وقت بگذارید تا بسنجید که چقدر پول در هر ساعت میتوانید کسب کنید. مشخصا من نمیتوانم به
هر کس پاسخی جادویی بدهم. راه کسب پول در اقتصاد بازار این است که نیاز مشتریان ناکامل را
تحت نظر بگیرید و آن را کامل کنید. آنچه من میخواهم بگویم این است که شما باید جست و جو را
همین الان شروع کنید و بنابراین چیزهایی را تجربه کنید، یا حداقل تا زمانی که هنوز شغل معمولتان
را دارید، برخی حوزهها را تحقیق کنید. وقتی کار به جای خطرناک برسد، شرکتهای معمولی قفل
میکنند. هیچ کسی در آن زمان چیزی کرایه نمیدهد و شما باید بتوانید لااقل برای چند ماه کارگشا
باشید
مقدمه :
یکی از عواملی که در توسعه و رشد بازار سرمایه نقش موثری دارد آشنایی سرمایه گذاران و
معامله گران بازار سرمایه با روشهای تجزیه و تحلیل اوراق بهادار و افزایش توان تحلیل گیری آنها
است . بی شک از طریق تجزیه و تحلیل دقیق و هوشیارانه می توان ریسک بازار سرمایه یا
مخاطره سرمایه گذاران را تقلیل داد و جلوی ضرر و زیان افراطی و ناشی گری حاصل از برآیند
سرمایه گذاری را خنثی نمود . با توجه به سیاست های اخیر بورس اوراق بهادار در خصوص
گسترش جغرافیایی و موضوعی بورس که در پی آن تالارهای متعدد منطقه ای در اقصی نقاط
کشور ایجاد شده است یقیناً می طلبد که فرهنگ عامه سرمایه گذاری در بازار سرمایه تقویت گردد
یکی از این عوامل موثر و تقویت کننده که به نوبه خود می تواند سبب تداوم رشد و توسعه بورس
اوراق بهادار گردد و سر منشاء گفتمان بهتری در مدیریت نقدینگی جامعه و مبحث فاینانس شرکتها
باشد، بدون تردید گسترش آموزش های مورد نیاز جهت انجام معاملات سودمند و در وهله بعد
آموزشهای لازم در خصوص مهارت تحلیل گری و تجزیه و تحلیل اوراق بهادار است. زیرا هر اندازه که
بینش و درک سرمایه گذاران و معامله گران در این زمینه ها افزایش یابد از رکودهای لحظه ای ،
ترقی قیمت ها بصورت حبابی و واکنش های نابهنگام در معاملات جلوگیری می کند و نه تنها
شفافیت و روشنگری در معاملات را تقویت می کند بلکه بازار را به سمت و سوی کارا بودن سوق
خواهد داد . بدیهی است که این امر با افزایش انگیزش سهامداران ، رقم معاملات در بورس را نیز
ترقی داده و از نظر حجم معاملاتی فاصله بورس ایران را با کشور های همردیف خود کاهش خواهد
داد . با این مقدمه کوتاه مقاله حاضر بیان می دارد که در خصوص آنالیز قیمت سهام و سرمایه
گذاری در دارائیهای مالی در ادبیات مالی سه دیدگاه کلی وجود دارد که شامل روش بنیادین
(Fundamental) روش چارتیست یا تکنیکال (Technical) و روش تئوری مدرن پرتفولیو (MPT) است
که در ادامه این مبحث به آنها پرداخته می شود .
1- روش بنیادین
در بازار سرمایه ارزش سهام بر اساس میزان منافع آتی و اطمینان از تحقق آنها تعیین می گردد و
هر اندازه اطمینان نسبت به کسب بازده بیشتر باشد مخاطره از دست دادن اصل سرمایه و سود
آن کمتر می رسد .
عوامل و متغیرهای متعددی در بازار سرمایه و در سطح کلان کشور بر روی قطعیت یا عدم قطعیت
سود و نیز تغییرات قیمت دارائیهای مالی اثر می گذارد . به همین خاطر روش بنیادین به بررسی
دقیق عوامل محیطی که ممکن است بر روند حرکت قیمت سهام و به تبع آن بر بازده دارائیهای
مالی تاثیر گذارد می پردازد . در این روش به منظور تحلیل گزینه های سرمایه گذاری در بورس اوراق
بهادار قاعدتاً بایستی به سه مرحله اساسی ذیل که ارکان اصلی تحلیل بنیادین است توجه نمود .
الف- بررسی و تحلیل اوضاع اقتصادی کشور :
در نظام کنونی اقتصاد جهانی ، بورس اوراق بهادار نقش دماسنج اقتصادی را ایفاء می کند و
وضعیت اقتصادی و حتی سیاسی و اجتماعی کشور در حال و آینده تاثیر بسزایی بر میزان سود
آوری شرکتها خواهد گذاشت . بنابراین در تحلیل بنیادین ابتداً بایستی تغییر و تحولات اوضاع
اقتصادی حال و جهت گیری های آتی بدقت مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد .
این تجزیه و تحلیل شامل بررسی شاخص های کلان اقتصادی از قبیل نرخ تورم ، تولیدات ملی ،
نرخ بهره ، نرخ ارز ، میزان بیکاری ، نرخهای رشد اقتصادی و سیاستهای پولی و مالی دولت و سایر
نهادهای تاثیر گذار است که تحلیل گر با بررسی آنها پیش بینی های دقیق تری از وضعیت بازار
سهام و صنعت خاص بعمل می آورد و از دور نمای آتی سهام موجود در بازار و بالحض سهام شرکت
مورد نظر مطلع می گردد .
ب – بررسی صنعت مورد نظر : دومین مرحله از تحلیل بنیادین بررسی وضعیت و موقعیت فعلی
صنعت مورد نظر و روند رشد آتی آن است . سهامداران و معامله گران برای شرکتهایی که در صنایع
روبه رشد و سود آور فعالیت می کند ارزش بیشتری قایل هستند . عوامل مطلوب صنعت در این
تحلیل عبارتند از :
ب – 1- تقاضای رو به رشد و فزاینده برای محصولات یا خدمات آن صنعت
ب – 2- برخورداری از ویژگی ممتاز به گونه ای که محصولات مشابه خارجی یا رقیب تهدید جدی
برای نفوذ در بازار داخلی نباشند . ویژگی ممتاز می تواند از نیروی کار ماهر و متخصص ، اسم و
رسم تجاری مناسب ، فناوری پیشرفته تولید و سهم بازار در خور توجه ناشی شود .
ب – 3- محدود بودن کالاهای جانشین برای محصولات آن صنعت که در این حالت هر چقدر تعداد
کالاهای جانشین محدودتر باشد موقعیت بازاری آن صنعت ، مطلوبتر خواهد بود .
ب-4- دخالت محدود ارگانهای تصمیم گیرنده دولتی در تعیین قیمت محصولات صنعت و کم و کیف
فعالیت آنها یک عامل مثبت تلقی می گردد زیرا مداخله نهادهای دولتی در فعالیت شرکتها و اتخاذ
تصمیمات اثرگذار توسط آنها موجبات تضعیف حیطه عملکرد مدیریت و نوسانات حاد قیمت سهام و
بازده شرکت را فراهم می آورد .
ب-5- استراتژیک بودن محصولات صنعت و نیز گاهاً فشردگی بازار صنعت مورد نظر باعث می گردد
که رقباء جدید به آسانی وارد آن صنعت نگردند و بازار صنعت دستخوش نوسانات ناشی از ورود آنها
قرار نگیرد .
ج- تجزیه و تحلیل شرکت :
در مرحله سوم تحلیل بنیادین ، تحلیل گر بازار سرمایه بعد از انتخاب صنعت مناسب بایستی
شرکتی را از میان شرکتهای موجود در آن صنعت با توجه به معیارهای زیر انتخاب نماید .
ج-1- موقعیت رقابتی برتر شرکت : در هر صنعتی شاید دهها شرکت و موسسه به فعالیت بپردازند
لیکن ممکن است تنها چند شرکت عمده موفقیت چشمگیری در بازار داشته باشند بررسی
موقعیت رقابتی شامل میزان فروش و نرخ رشد آن ، سهم بازار شرکت از صنعت ، کیفیت محصولات
یا خدمات و تمایز آنها و سایر عوامل خاص رقابتی می باشد .
ج-2- کیفیت عملکرد مدیریت شرکت : از آنجا که موقعیت هر شرکت وابسته به قابلیت ها و
تواناییهای مدیریت آن است لذا بایستی در وهله اول به خصوصیات و ویژگیهای مدیران آن شرکت
همانند تجربه ، تحصیلات ، موفقیت های قبلی ، نوآوری ، ابتکارات و جدیت و تلاش آنها توجه نمود .
و در وهله دوم اعمال مدیریت یعنی کارایی مدیریت در اداره دارائیها ، تولید و عملیات ، فروش
محصولات ، به خدمت گرفتن فناوری جدید وعرضه محصولات جدید مورد بررسی و تجزیه و تحلیل
قرار می گیرد .
ج-3- بررسی موقعیت مالی شرکت از قبیل نسبت های سود آوری ، بدهی ، کارایی و نقدینگی و
مقایسه آن با گذشته شرکت و رقباء موجود در صنعت است .
بررسی ها نشان می دهد که تحلیل بنیادین از توان بالقوه ای برای تشخیص وضعیت کلان اقتصاد
حاکم برخوردار است و تغییر و تحولات جاری شرکتها را به خوبی در تیررس نگاه خود قرار میدهدو
نیز مهارت نگاه نمودن از بالا به پائین را به تحلیل گران می آموزاند و با این مشخصه ها ضمن اینکه
احتمال بدست آوردن منفعت مورد انتظار را تقویت می کند نوعی منطق گرایی مالی را نیز به
سرمایه گذاران عرضه می دارد . مزیت اصلی تحلیل بنیادین کاربرد فراوان اش در سرمایه گذاری
های میان مدت وبلند مدت است .
2- روش تکنیکال
متخصصین و معتقدین روش تکنیکال (Technical) بر این باورند که در بازار سهام ، تمامی اطلاعات
موردنیاز در قیمتها نهفته است . و با تمرکز بر روی قیمت های دوره های قبل و زمان حال سهام و
پیش بینی آتی آن می توان از یک انتخاب مناسب در بازار سود جست . در واقع تکنیکالیست ها بر
عکس بنیادگراها که به چرایی قیمت ها تاکید داشتند بر روی «چیستی قیمت تمرکز دارند» . این
نوع سرمایه گذاری با استفاده از مطالعه رفتار و حرکات قیمت سهام در گذشته و تعیین قیمت و
روند آینده آن و امکان تکرار الگوهایی مشابه صورت می پذیرد . زیرا تکنیکالها ابراز می دارند که
تمامی وقایع جاری اقتصادی کشور و نیز صنعت و انتظارات سهامداران نهایتاً بر قیمت سهام تاثیر
گذاشته است . لذا بایستی پیشینه تاریخی و نمودار قیمت سهام بدقت بررسی گردد .
در واقع تحلیل گر یا تکنسین صرفاً به یک روند قیمتی نیاز دارد که در قالب نمودار (Chart) عرضه می
شود به همین دلیل به تکنسین ها ، چارتیست نیز گویند . چارتیست ها عنوان می دارند که
قیمتهای کنونی یک سهم که به نظر تصادفی می رسد ممکن است بتدریج به الگوهای قابل
تکراری تبدیل شوند . این تکرار قیمتها یک روند (Trend) را ایجام می کند که می تواند حالت
صعودی (uptrend) یا نزولی (Down Trend) به خود گیرد و نوع معامله (Trade) در هر یک از حالت
متمایز از دیگری خواهد بود . استراتژی معامله گر ( یا سهامدار ) برای تعیین زمانهای خرید یا فروش
بستگی مستقیم به مدت انتظار او برای رسیدن به سود دارد. این زمانها می تواند بسیار کوتاه در
حد چند ساعت یا نسبتاً طولانی به چندین سال برسد . که عملاً در بازار سهام ایران بدلیل
محدودیت های قانونی موجود و فقدان سیستمهای خرید و فروش بلادرنگ (Real Time) خرید و
فروش در کمتر از یک هفته عملاً امکان پذیر نیست . این متد تحلیل نیاز به یک شعور باز و عاری از
هرگونه تعصب به سهام شرکت مورد نظر دارد تا تحت تاثیر شایعات و اطلاعات نادرست و گمراه
کننده قرار نگیرد و همچنین نیاز به نرم افزار محاسباتی است که اطلاعات شرکتها را بعنوان ورودی
پذیرفته و خروجی آن نموداری از روند قیمت ها باشد .
عوامل اصلی موفقیت در این روش نیازمند داشتن تبحر ، ممارست و یادگیری مداوم و توانایی در
مهارتهای زیر است .
1- مطالعه و بررسی عمیق که باید با صرف وقت و در آرامش و بدور از هیاهوی بازار و خصوصاً
شایعات صورت گیرد .
2- تصمیم گیری به موقع و قاطعانه خرید یا فروش که بلافاصله باید به آن عمل کرد .
3- بعد از اقدام ( خرید یا فروش سهم ) رفتار آن همواره زیر ذره بین قرار گیرد و بررسی و تحلیل
حالت استمرار داشته باشد .
مراحل بررسی قیمت سهام توسط چارتیست ها یا تکنیکالیست ها به قرار زیر است :
1- انتخاب نوع نمودار از لحاظ بعد زمانی ( همانند تغییرات قیمت در هر ساعت ، روز ، هفته ، ماه و
... ) و نیز انتخاب اشکال نمودار از قبیل میله ای ، خطی ، شمعی (Gandlistick) که معمولاً از مورد
آخری جهت نشان دادن روند ها استفاده بعمل می آورند .
2- بررسی روند شاخص کل
3- بررسی روند شاخص 50 شرکت برتر ( خصوصاً اگر سهم مورد نظر بین این شرکتها باشد )
4- روند قیمتی سهم که برای معاملات میان مدت و کوتاه مدت دوره های روزانه وهفتگی و برای
افق بلند مدت دوره های ماهانه بررسی می گردد .
5- تعیین سطح مقاومت (Risstance) یا حد بالای قیمت و سطح حمایت (Support) یا حد پائین
قیمت و نقطه پرش (Breakout) یا قیمتهای بالاتر از دو نقطه فوق الذکر است . در این حالت فرصت
های خرید یا فروش از راه برآورد محدوده نوسانات در دو سطح حمایتی و مقاومتی مشخص می
شود که نحوه تعیین اینگونه فرصتها خود به مهارت و تبحر و درک تکنسین ها بستگی دارد که بدقت
حرکات بازار را تشخیص می دهند و از روند گذشته نتیجه گیری بهتری داشته باشند .
3- روش تئوری مدرن پرتفولیو (MPT)
این روش که ابتدا توسط هری مارکویتزبصورت عملی بیان شد بر اساس یک سری مفروضات
خاصی است که اهم آن گویای این است که بازار کارا است و انتشار اطلاعات بصورت یکپارچه و در
اختیار همکان است و شفافیت اطلاعات در معاملات حاکم است .
مبنای این روش بر پایه این استدلال استوار است که احتمال خطر از دست دادن سرمایه یا سود
یک نوع سهام در بازار بسیار بیشتر از مجموعه یا ترکیب سهام است. لذا قاعدتاً سرمایه گذار حرفه
ای نباید تمامی سرمایه خود را دریک قلم دارایی سرمایه گذاری کند ( و منطق اقتصادی نیز این را
تایید می کند ) . بلکه بایستی آن را در مجموعه ای از سهام یا دارائیها سرمایه گذاری کند که این
مجموعه به پرتفوی معروف است . پرتفوی[3] یا سبد سهام متشکل از سهام متعدد شرکتهایی
است که در شرایط عادی احتمال کاهش بازده همه دارائیها تا حدودی به صفر نزدیک است . و
تلاشها بر این است که ریسک غیر سیستماتیک یا تنوع پذیر به حداقل ممکن تقلیل یابد . به
همین جهت ترکیب پرتفوی بهتر است به گونه ای باشد که نوسانات مشابهی نداشته باشند یعنی
زمانیکه بازده یکی کاهش پیدا می کند بازده دیگری افزایش یابد در این راستا مراحل زیر توسط
سرمایه گذار و یا معاملگر در بازار رعایت می گردد .
1- تعیین بازده مورد انتظار سبد سهام و تک تک سهام
2- ارزیابی وضعیت سهام مختلف و انتخاب آنها
3- بهینه نمودن ترکیب سهام ( پرتفوی )
4- ارزیابی پرتفوی و بازنگری در مجموعه سهام
تحلیل پرتفوی ، کاربرد زیادی در آنالیز ریسک و بازده و نیز تجزیه و تحلیل بازار دارد و به همین خاطر
نرم افزارهای طراحی شده است که قابلیت محاسبه ریسک بازار و مقایسه آن با ریسک صنعت و
شرکتها را دارد .
در روش پرتفوی مدرن مجموعه تلاشها وقف این است که بازده پرتفوی فرد سرمایه گذار به بازده
بازار نزدیک گردد و در وضعیت مطلوب ، بازدهی بیشتر از آن بدست آورد. در این حالت پرتفوی کل
بازار یک شاخص ارزیابی است که ریسک آن نیز با شاخص بتا (Beta)محاسبه می شود . این
تحلیل کاربرد زیادی در آنالیز ریسک و تجزیه و تحلیل بازار دارد و مبنای کار سرمایه گذاران حرفه ای
است .
نتیجه گیری :
در تجزیه و تحلیل قیمتهای سهام و گزینش تصمیمات سرمایه گذاری هر سه روش فوق الذکر کاربرد
زیادی دارند لیکن ترکیبی از هر سه متد قدرت تشخیص و رویه های انتخاب بهتری را به سرمایه
گذارعرضه می دارد . بطوریکه روش بنیادین از دید کلی وضعیت کنونی بازار و دور نمای آتی را
شناسایی می کند . روش تکنیکال با بررسی دقیق قیمتها می خواهد اشتباهات گذشته تصمیم
گیری را تکرار نکند و از لغزش ها دوری جوید و پیش بینی خود را بر منطق دقیق و عاری از هرگونه
احساسات فردی استوار نماید و نقاط ورود و خروج مناسب تر شناسایی شوند. در حالیکه روش
MPT نیز که اساس و پایه تحلیل های موجود بازار سرمایه است درصدد این است که از ریسک های
غیرسیستماتیک اجتناب نموده و یا کاهش داده و به کسب بازده معقول ( نسبت به ریسک آن )
بیاندیشد. اما تجربه نشان داده است که ترکیب روشهای فوق ابزاری به مراتب بهتر جهت تحلیل
قیمت و بازده سهام است مخصوصاً در بازارهای سهامی که سرمایه گذاران آن زیاد حرفه ای بنظر
نمی رسند .
روش تحلیل تکنیکی برپایة سه اصل اساسی بنا شده است که در تمام بازارهای جهان صدق
میکنند و عبارتند از :
1)همه چیز یک سهم، در قیمت آن سهم منعکس میگردد.
2)قیمتها به صورت روندهایی حرکت میکنند که این روندها در برابر تغییرات مقاومت میکنند.
3)روندهای بازار تکرار میشوند.
اصل اول تحلیل تکنیکی
همه چیز یک سهم در قیمت آن سهم منعکس میگردد. اولین و مهمترین اصل در تحلیل
تکنیکی این است که همه چیز و تمام اطلاعات موجود در مورد سهام، در قیمت بازار آن تبلور مییابد.
تکنسینها معتقدند که تمام اطلاعات و دانش موجود درباره یک سهم صرف نظر از اینکه بنیادی
اقتصادی، سیاسی یا روانشناختی باشد در قیمت بازار سهام نمایان میگردد. برخی تکنسینهای
متعصب وجود دارند که مطالعه اطلاعات و صورتهای مالی شرکتها و درآمد آنها و عوامل عرضه و تقاضا را
بیهوده میدانند. برخی تکنسینها نیز عاقلانه روشهای بنیادی را به موازات تحلیلهای تکنیکی خود
بکار میبرند.
اصل دوم تحلیل تکنیکی
قیمتها به صورت روندهایی حرکت میکنند که این روندها در برابر تغییرات مقاومت میکنند.
اصل دوم روش تحلیل تکنیکی این است که قیمتها به صورت مسیرها یا روندهای خاصی
حرکت میکنند و این روندها در مقابل تغییرات ناگهانی از خود مقاومت نشان میدهند. عرضه و
تقاضایی که برای یک محصول وجود دارد، باعث میشود روند حرکت قیمت سهام شرکت تولیدکننده
این محصول در حال تعادل قرار گیرد. وقتی حرکتی آغاز گردید، تغییری در آن پدیدار نمیشود مگر اینکه
خود به پایان رسد. اگر قیمت سهامی شروع به بالا رفتن کند افزایش قیمت آن ادامه خواهد یافت تا
اینکه به نقطه بازگشت مشخصی برسد.
اصل سوم تحلیل تکنیکی
روندهای بازار تکرار میشوند. آخرین اصل کلیدی روش تحلیل تکنیکی بازار سهام، این است
که روندهای بازار دائماً در حال تکرارند. یعنی الگوهای مشخصی را میتوان در فاصله زمانهای مختلف
روی نمودارها یافت. الگوهایی که دائم در حال تکرار شدن هستند. این اصل تحلیل تکنیکی به اصل
بسیار مهم روانشناختی باز میگردد که انسانها در شرایط مشابه عکسالعملهای مشابهی از خود
نشان میدهند. از آنجا که بازار سرمایه نیز انعکاسی از عملکرد انسانهاست، تأمینها این
عکسالعملها را مطالعه میکنند تا در موقعیتهای مشابه بتوانند عکسالعملهای مشابه را پیشبینی
نمایند.
با در نظر گرفتن اصول و توضیحاتی که آمد، میتوانیم تحلیل تکنیکی را به عنوان مطالعه اوراق
بهادار به طور اخص و کل بازار سرمایه به طور اعم، بر پایة عرضه و تقاضا تعریف نماییم. تکنسینها با
استفاده از انواع نمودارها، قیمتهای تاریخی و حجم سهام مبادله شده، روند آینده قیمتهای سهام را
پیشبینی میکنند.
زیبایی تحلیل تکنیکی این است که میتوان آن را در هر بازار و هر زمانی بکار برد. تکنسین
میتواند سهام، اوراق قرضه، صندوقهای سرمایهگذاری مشترک و سلفهای کالا و بسیاری از ابزارهای
دیگر سرمایهگذاری را با موقعیت تحلیل نماید. تکنسینها با بررسی نمودارهای بین روزی، روزانه،
هفتگی، ماهانه و زمانی، سهام را در کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت تحلیل مینمایند.
آرایشهای اصلی در تحلیل تکنیکی
قیمتها در بورس، با روندهای مشخصی حرکت میکنند که هر یک، تعاریف و دورههای زمانی
مشخصی دارند. هرگاه روندی شروع به تغییر کند، نوعی آرایش خاص بوجود میآورد که این آرایشهای
تحلیل تکنیکی را به نام آرایشهای نموداری برگشتی یا الگوهای نموداری برگشتی میشناسند.
کمک اساسی این آرایشها آن است که در هر موقعیتی جهت حرکت بازار به سمت بالا یا
پایین را نشان میدهند. این آرایشها کمک میکنند تا سهام را بیش از آنکه خیلی بالا رود، بخریم و
پیش از آنکه خیلی پایین آید بفروشیم. تکنسینها به مرور زمان و به تجربه، آرایشهای برگشتی
فراوانی را کشف نمودهاند که برخی به وفور و برخی کمتر اتفاق میافتد. برخی از این آرایشها از لحاظ
پیشبینی حرکت سهام بیشتر قابل اعتمادند و برخی کمتر.
نحوه ایجاد آرایشهای مختلف در نمودار سهام
تشکیل سقف بازار و بازگشت متعاقب قیمت به سمت پایین، نتیجه غلبه یافتن عرضه سهام
بر تقاضای آن است. یعنی وقتی عرضه زیاد و تقاضا کم میشود، در نتیجه قیمت سهام شروع به پایین
آمدن میکند. این روند را در تحلیل تکنیکی به نام توزیع میشناسیم.
حالت مخالف موقعی است که کف بازار تشکیل میگردد و متعاقب آن قیمت سهام بالا
میرود. این حالت نتیجه غلبه یافتن تقاضا بر عرضه سهام است که در تحلیل تکنیکی به نام تجمع
شناخته میشود.
در هر دو حالت بالا (توزیع و تجمع) غلبه تقاضا بر عرضه، عموماً به صورت تدریجی اتفاق
میافتد. به این صورت که قیمتها در موقعیتی شروع به نوسان میکنند تا اینکه بازگشت کاملی اتفاق
افتد.
خطهای روند و کانالها
همانگونه که بیان گشت یکی از اصول پایهای تحلیل تکنیکی این است که قیمتها به صورت
روند تغییر مییابند. این روندها میتوانند صعودی، نزولی یا خنثی باشند. ویژگی روند صعودی این است
که نقاط مورد نظر در این نوع نمودارها، به طور پی در پی بالا و بالاتر میروند و شکل کلی نمودار روبه
بالاست. در این نوع روند، سایه نقاط موجود، بالای خط روند قرار میگیرند. ویژگی روند نزولی این است
که تغییرات قیمت سهام به طور پی در پی پایین و پایینتر میرود و شکل کلی نمودار رو به پایین است.
در روند نزولی، سایر نقاط موجود، زیر خط روند قرار میگیرند.
ویژگی روندهای خنثی این است که تغییرات قیمت سهام به صورت افقی است. روندها
میتوانند در دورههای کوتاه یا بلند رخ دهند. معمولاً روندها را به سه دسته کوتاه، میان و بلندمدت
تقسیم میکنند. گرچه اجماع نظر عمومی در مورد تعریف این سه دوره وجود ندارد، با این حال، کوتاه
مدت به سه ماه آینده اشاره دارد. میان مدت بیانگر دورة 3 تا 6 ماه آینده است. به همین ترتیب،
بلندمدت نشان دهنده دورة 6 ماه تا یکسال آینده است.
سرمایهگذاران تلاش میکنند تا روندهای صعودی یا نزولی قیمتهای سهام را تعیین نمایند.
آنها از طریق تعیین کردن روندها و پیگیری این روندها تا هنگام بروز تحولات برگشتی، سود میبرند. از
میان بسیاری از ابزارهای نموداری موجود، خط روند گستردهترین ابزار مورد استفاده تحلیلگران تکنیکی
محسوب میشود. تحلیلگران تکنیکی به کمک خطهای روند سعی میکنند روندها و همچنین
روندهای برگشتی را تعیین نمایند.
کاربردهای میانگینهای متحرک
یکی از مهمترین و پراستفادهترین ابزارها در جبهه ابزار تکنسینها، میانگین متحرک است.
انواع گوناگون میانگین متحرک برای نمایش دادن نوسانهای قیمتها مورد استفاده قرار میگیرند و تصویر
شفافتری از روند تغییرات قیمت اوراق بهادار بدست میدهند.
قبل از بحث در مورد انواع میانگینهای متحرک، شناخت دقیق مفهوم میانگین متحرک اهمیت
دارد. میانگین عبارت است از مجموع چیزایی که در حال بررسی آن هستیم. برای مثال قیمتهای بسته
شدن سهام برای فواصل معین مثلاً 10 روزه تقسیم بر تعداد این فواصل (10 روز). بخش متحرک
میانگین نشان میدهد که به ازای هر فاصله اضافی (روز) میانگین مجدداً حساب شود.
میانگین متحرک ساده
بسیاری از تحلیلگران تکنیکی از میانگین متحرک ساده استفاده میکنند زیرا از لحاظ
محاسبه، سادهترین نوع میانگین متحرک است و تأثیر فراوانی در تحلیلها دارد. این میانگین به
میانگین متحرک حسابی نیز معروف است.
میانگین متحرک ساده از طریق جمع کردن قیمتها (معمولاً قیمتهای بسته شدن) برای چند
دوره (ساعت، روز، هفته و غیره) و تقسیم کردن آن بر تعداد این دورهها محاسبه میشود. انتقاد اصلی
بر میانگین متحرک ساده این است که وزن یکسانی به قیمت هر دوره میدهد، در حالی که ممکن
است وزن قیمتهای دورههای جدیدتر بییشتر از قیمتهای دورههای قبلی باشد. در پاسخ به این انتقاد
میانگینهای متحرک موزون و نمایی مورد استفاده قرار میگیرند.
میانگین متحرک موزون
میانگین متحرک موزون، به قیمت هر دوره، وزنی براساس قدمت آن دوره میدهد. قدیمیترین
قیمت، وزن 1 را میگیرد. قیمت بعد از قدیمیترین دوره، وزن 2 را اختیار میکند. قیمت دوره بعدی وزن
3 را میگیرد و قیمت بعد از آن وزن 4 را به خود اختصاص میدهد. وزنها از 1 آغاز میشود و تا دورة آخر
ادامه مییابد(دوره جاری).
قیمت هر دوره در وزن آن دوره ضرب میشود. حاصل این عمل جمع میشود و سپس به کل
وزنها تقسیم میگردد.
میانگین متحرک نمایی
یکی از انتقادهای وارد بر میانگین متحرک ساده و موزون این است که آنها اطلاعات را فقط
برای تعداد دورههای میانگین متحرک در نظر میگیرند. به عنوان مثال میانگین متحرک ساده یا موزون 5
روزه، فقط ارزش اطلاعات 5 روز را در بر میگیرد. اطلاعات قبل از این 5 روز، در محاسبه میانگین
متحرک دخالتی داده نمیشوند. برخی از تحلیلگران تکنیکی معتقدند که اطلاعات قبلی تأثیر مهمی
دارند و باید در محاسبات وارد شوند. این تحلیلگران غالباً برای کامل کردن تحلیل، از میانگین متحرک
نمایی استفاده میکنند.
میانگین متحرک نمایی وزن بیشتری به قیمتهای اخیر میدهد و وزن کمتری برای اطلاعات
گذشته در نظر میگیرد. برخلاف میانگین متحرک ساده و موزون اطلاعات قدیمیتر در محاسبه میانگین
متحرک نمایی نیز در نظر گرفته میشود.
تحلیل قدرت نسبی
تحلیلگران تکنیکی به منظور تعیین کردن اینکه کدام گروههای قیمتی نسبت به بازار عملکرد
بهتر یا بدتری دارند، از تحلیل قدرت نسبی برای مقایسه کردن گروه صنعتی و کل بازار استفاده
میکنند. تحلیل قدرت نسبی مفهومی ساده است. این تحلیل صرفاً به مقایسه عملکرد دو چیز با
یکدیگر میپردازد (به عنوان مثال عملکرد سهام و گروه صنعتی). هدف از این تحلیل، تعیین کردن این
موضوع است که آیا قیمت قلم اول سریعتر یا کندتر از دومی رشد میکند. به عبارت دیگر آیا عملکرد
موضوع اول بهتر از دومی است یا نه؟ تحلیل قدرت نسبی معمولاً برای مقایسه کردن عملکرد یک گروه
صنعتی با کل بازار یا عملکرد یک سهم خاص نسبت به گروه صنعتی آن مورد استفاده قرار میگیرد. با
این حال این تحلیل میتواند برای مقایسه کردن هر دو چیزی که قیمت دارند، بکار رود مانند سهام، دو
کالا، دو گروه صنعتی و غیره.
براساس قدرت نسبی گروههای صنعتی مختلف میتوان آنها را رتبهبندی کرد. گروههای
صنعتی که رتبههای بالاتری به خود اختصاص میدهند، برای خرید مناسباند، در حالی که گروههای
صنعتی با رتبه پایین، برای فروش توصیه میشوند
برای آن دسته از شما که دوست دارید از یکنواختی همیشگی نجات پیدا کنید، در زیر ۱۵ پیشنهاد ساده آوردهایم که کمکتان میکند استفاده بیشتری از زندگیتان ببرید و زندگی را با تمام وجود تجربه کنید و از آن لذت ببرید.
جک لندن گفته است، « درست ترین عملکرد انسان زندگی کردن است، نه وجود داشتن. » خیلی وقت ها اجازه میدهیم زندگی هر طور که دوست دارد بگذرد، هرچه که برایمان پیش میآورد را میپذیریم و امروزمان تفاوتی با دیروزمان ندارد. این نسبتاً طبیعی و راحت به نظر میرسد، به جز آن ندای همیشگی در مغزتان که میگوید، « وقتش رسیده کمی تغییر ایجاد کنی.»
برای آن دسته از شما که دوست دارید از یکنواختی همیشگی نجات پیدا کنید، در زیر ۱۵ پیشنهاد ساده آوردهایم که کمکتان میکند استفاده بیشتری از زندگیتان ببرید و زندگی را با تمام وجود تجربه کنید و از آن لذت ببرید.
1 – قدردان آدمها و چیزهای خوب در زندگیتان باشید
گاهی اوقات کارهایی که دیگران برایمان میکنند را نمیبینیم تا وقتی که دیگر آن کارها را برایمان انجام نمیدهند. نباید اینطور باشید. برای چیزهایی که دارید، کسانی که دوستتان دارند و مراقبتان هستند، قدرشناس باشید. تا زمانی که روزی برسد که دیگر پیشتان نباشند، نمیفهمید که چه ارزشی برایتان دارند. از اطرافیانتان قدردانی کنید و خیلی زود خواهید دید که افراد بیشتری دورتان را میگیرند. قدردان زندگی باشید و خیلی زود متوجه میشوید که چیزهای بیشتری برای زندگی کردن در اختیار دارید.
2 – حرفهای منفی دیگران را نادیده بگیرید
اگر به دیگران اجازه دهید بیشتر از اینکه بازدهای به زندگیتان بدهند، از آن کسر کنند، تعادل زندگیتان بر هم خورده و بدون اینکه بفهمید اسیر منفی بافی خواهید شد. نظرات بیفایده و آزاردهنده دیگران را نادیده بگیرید. هیچکس حق قضاوت کردن در مورد شما را ندارد. ممکن است داستان زندگیتان را شنیده باشند اما مطمئناً نمیتوانند حس و حالتان را درک کنند. شما هیچ کنترلی روی حرفهای دیگران ندارید؛ اما کنترل اینکه به آنها اجازه بدهید این حرفها را به شما بزنند یا نه دست خودتان است. شما میتوانید حرفهای مسموم آنها را رد کنید تا به قلب و فکرتان آسیب نرسانند.
3 – کسانی که اذیت تان کردهاند را ببخشید
این که دیگران را ببخشید به این معنی نیست که باز به آنها اعتماد کنید. فقط نباید وقتتان را برای متنفر شدن از کسانی که اذیتتان کردهاند تلف کنید چون باید حسابی مشغول دوست داشتن کسانی باشید که دوستتان دارند. اولین کسی که عذرخواهی میکند همیشه شجاعترین است. و اولین کسی که میبخشد قویترین است. اولین کسی که میگذرد و از ناملایمات عبور میکند، شادترین است. پس شجاع باشید، قوی باشید و شاد. آزاد زندگی کنید.
4 – همان کسی باشید که واقعاً هستید
اگر آنقدر خوششانس باشید که چیزی داشته باشید که شما را از دیگران متمایز کند، به هیچ وجه آن را تغییر ندهید. خاص بودن باارزش است. در این دنیای دیوانه که سعی دارد شما را مثل بقیه کند، جرات این را پیدا کنید که خودِ فوقالعادهتان باشید. و اگر بخاطر متفاوت بودن بقیه به شما خندیدند، شما هم بخاطر یکسان بودن به آنها بخندید. تنها ایستادن جرات زیادی میخواهد اما ارزشش را دارد. اینکه خودتان باشید بسیار ارزشمند است!
5 – به ندای درونیتان گوش دهید
زندگی یا سفری پرمخاطره است یا هیچ چیز نیست. هیچوقت نمیتوانیم با ادامه کارهایی که همیشه میکنیم، به چیزی تبدیل شویم که میخواهیم. تصمیم بگیرید که به ندای درونیتان گوش دهید نه نقطهنظرات بقیه آدمها. همان کاری را بکنید که ته قلبتان مطمئن هستید درست است. راه، راه خودتان است. ممکن است بقیه در این مسیر با شما همراه شوند اما هیچکس نمیتواند این راه را بجای شما بپیماید. و یادتان نرود که قدردان همه روزهای زندگیتان باشید. روزهای خوب شما را غرق در خوشبختی میکنند و روزهای بد تجربهتان را بالا میبرند و بدترین روزها بهترین درسها را به شما میدهند.
6 – به استقبال تغییر بروید و از هرچه زندگی برایتان پیش میآورد لذت ببرید
سختترین قسمت رشد کردن این است که چیزهایی که به آن عادت کردهاید را کنار بگذارید و با چیزهایی جلو روید که برایتان جدید است. بعضیوقتها باید دست از نگران بودن، تعجب کردن، شک کردن بردارید و ایمان داشته باشید که همه چیز خوب پیش خواهد رفت. به سردرگمیهایتان بخندید، هوشیارانه در زمان حال زندگی کنید و از هر چه که زندگی برایتان پیش میآورد لذت ببرید. شاید آخر کار به آنجایی نرسید که ابتدا قصد داشتید، اما به همان جایی خواهید رسید که باید می رسیدید.
7 – روابطتان را هوشمندانه انتخاب کنید
بهترین روابط فقط زمانهایی نیست که اوقات خوشی را میگذرانید، موانع و مشکلاتی که با هم روبهرو میشوید و این واقعیت که آخر همه آنها باز هم بگویید، «دوستت دارم» هم اهمیت دارد. و دوست داشتن کسی به این نیست که هر روز به او بگویید دوستت دارم، باید هر روز به هر طریقی که میتوانید آن را به او نشان دهید. روابط باید عاقلانه انتخاب شوند. برای عشق ورزیدن عجله نکنید. آنقدر صبر کنید تا بالاخره عشقتان را پیدا کنید. اجازه ندهید تنهایی شما را به آغوش کسی بیندازد که میدانید به شما تعلق ندارد. زمانی عاشق شوید که آمادگی آن را داشته باشید، نه وقتی که تنها هستید. یک رابطه خوب ارزش صبر کردن را دارد.
8 – کسانی که دوستتان دارند را بشناسید
بهیادماندنیترین افراد زندگی شما کسانی خواهند بود که زمانی دوستتان داشتهاند که چندان دوستداشتنی نبودهاید. به این افراد در زندیگیتان خوب دقت کنید و شما هم دوستشان داشته باشید، حتی وقتی چندان دوستداشتنی رفتار نمیکنند.
9 – خودتان را هم دوست داشته باشید
اگر میتوانید بچهها را با وجود شلوغیهایی که میکنند دوست داشته باشید؛ اگر میتوانید مادرتان را باوجود غرغرهایی که میکند دوست داشته باشید؛ اگر میتوانید خواهر و برادرتان را بااینکه هیچوقت به حرفتان گوش نمیدهد دوست داشته باشید؛ اگر میتوانید دوستتان را بااینکه فراموش میکند چیزهایی که قرض گرفته را پس بدهد دوست داشته باشید؛ در این صورت میدانید چطور میتوان آدمهایی که کامل نیستند را دوست داشت. پس مطمئناً میتوانید خودتان را هم دوست بدارید.
10 – کارهای بکنید که در آینده از خودتان متشکر باشید
کارهایی که هر روز انجام میدهید مهمتر از کارهایی است که هرازگاهی انجام میدهید. آنچه امروز انجام میدهید مهم است چون یک روز از زندگیتان را به ازای آن میدهید. سعی کنید کاری باشد که ارزش آن را داشته باشد.
11 – بخاطر همه مشکلاتی که ندارید، متشکر باشید
پولدار شدن دو صورت دارد: اینکه هر چه بخواهید داشته باشید و دیگری اینکه به آنچه که دارید راضی باشید. همین حالا قدردان همه چیز باشید و مطمئن باشید که با این روش از هر لحظه از زندگیتان لذت خواهید برد. خوشبختی زمانی میآید که دست از شکایت کردن درمورد مشکلاتی که داریم برداریم و بخاطر همه مشکلاتی که نداریم شکرگزار باشیم. و به خاطر داشته باشید، برای به دست آوردن روزهای خوب، باید با روزهای بد زندگی بجنگید.
12 – برای تفریح کردن وقت کافی بگذارید
گاهی اوقات لازم است که چند قدم عقب بروید تا به همه چیز خوب نگاه کنید. هیچوقت نگذارید زندگیتان آنقدر با کار مشغول شود، ذهنتان آنقدر درگیر نگرانی شود، قلبتان آنقدر انباشته از ناراحتیها و کینههای قدیمی شود که هیچ جایی برای تفریح کردن و لذت بردن نداشته باشید.
13 – از کوچکترین چیزهای زندگی لذت ببرید
بهترین چیزهای زندگی رایگان هستند. میتوانید از سادهترین لجظات زندگی نهایت لذت و شادی را ببرید. تماشای غروب آفتاب یا وقت گذراندن با یکی از اعضای خانواده و هزاران لذت کوچک دیگر رایگان در اختیار شماست. از آنها لذت ببرید چون ممکن است یک روز که به عقب نگاه کنید متوجه شوید که چیزهای بزرگی بودهاند.
14 – این واقعیت را بپذیرید که گذشته امروز نیست
اجازه ندهید گذشته حال و آینده شما را بدزدد. شاید به کارهایی که در گذشته کردید مفتخر نباشید اما اشکالی ندارد. گذشته گذشته است و قابل تغییر، قابل فراموشی یا پاک کردن از زندگیتان نیست. فقط باید آن را قبول کرد. همه ما دچار اشتباه میشویم، همه ما دچار مشکل میشویم و گاهی افسوس اتفاقات مختلف در گذشتهمان را میخوریم. اما شما اشتباهاتتان نیستید، مشکلاتتان هم نیستید، و الان با قدرت شکل دادن به زمان حال و آیندهتان اینجایید.
15 – زمانی که باید بگذرید
همیشه موضوع ترمیم چیزی که شکسته است نیست. بعضی روابط و موقعیتها قابل ترمیم نیستند. اگر بخواهید به زور آنها را به هم بچسبانید، همه چیز فقط بدتر خواهد شد. گاهیاوقات باید از نو شروع کنید و چیزی بهتر بسازید. قدرت نه فقط در توانایی ادامه دادن بلکه در توانایی شروع دوباره با لبخندی روی لب و عشقی در دل پدیدار میشود.
تفاوت تحلیلگر بنیادی با تحلیلگر فنی چارچوب تحلیل بنیادی تجزیه و تحلیل اقتصاد و بازار پیشبینی تغییرات در بازار استفاده از چرخه تجاری برای پیشبینی بازار طبق این تحلیلها میتوان گفت : +
اگر سرمایهگذاران بتوانند قبل از وقوع رکود اقتصاد آن را تشخیص دهند
میتوانند حداقل براساس تجربیات گذشته افزایش در بازار سهام را پیشبینی
کنند . + هر چه که اقتصاد رونق می یابد قیمتهای سهام ممکن است کاهش یابد . بنابراین، دومین حرکت مهم در بازار ممکن است براساس تجربیات گذشته قابل پیشبینی باشد . + طبق رکودهای اقتصادی گذشته، P/E بازار معمولاً قبل از پایان رکود افزایش می یابد و تقریباً در طول سال آینده بدون تغییر باقی میماند . تجزیه و تحلیل صنعت تجزیه و تحلیل صنایع صنایع
نیز مانند بازار و شرکتها، از طریق مطالعه دادههایی همچون دادههای فروش،
سود سهام، سود تقسیمی، ساختار سرمایه، خطوط تولید، قوانین، ابتکارات و
غیره مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرند. این چنین تحلیلهایی مستلزم تخصص
عالی است که اغلب توسط تجزیه و تحلیلگران صنعت و از طریق شرکتهای کارگزاری
و سایر موسسات سرمایهگذاری صورت میگیرد . یکی از مفیدترین روشها برای تحلیل صنعت براساس مراحل چرخة عمر آنها است . مرحله اول این روش بررسی وضعیت کلی و موقعیت فعلی صنعت است . مرحله دوم بررسی موقعیت صنعت در رابطه با چرخه تجاری و وضعیت اقتصاد کلان است . مرحله سوم شامل تجزیه و تجلیل کیفی ویژگیهای صنعت به منظور تعیین افق دید آتی صنعت است .
تحلیلگر
بنیادی معتقد است که ارزش ذاتی و حقیقی اوراق بهادار را میتوان با مطالعه
و بررسی عواملی نظیر عواید، محصولات، مدیریت، صورتهای مالی شرکت و سایر
عوامل بنیادی بدست آورد. تحلیلگران فنی تحلیلگران بنیادی را به خطا رفتن
متهم نمیکنند. با این حال، اعتقاد دارند که تحلیل های بنیادی روشهای
طولانی و دشوار هستند . تحلیلگران
فنی همچنین اعتقاد دارند که میتوانند ابزارهای فنی مختلفی نظیر نمودارها
را برای تعیین اوراق بهاداری که کمتر از ارزش ذاتی قیمتگذاری شدهاند به
کار ببرند .
در
تحلیل بنیادی سرمایهگذاران ابتدا اقتصاد و بازار را به عنوان یک کل،
تجزیه و تحلیل میکنند تا بتوانند زمان مناسب برای سرمایهگذاری را تشخیص
دهند. سپس به تحلیل صنایع یا بخشهایی از اقتصاد میپردازند که دارای چشم
اندازهای آتی مناسبی هستند. در خاتمه اگر تحلیلگر به این نتیجه برسد که
زمان سرمایهگذاری مناسب است و صنایع مناسبی با بازده بالایی در چرخه
اقتصاد فعالیت می کنند به تحلیل شرکتها می پردازد .
بازار
سهام قسمت مهم و حیاتی از کل اقتصاد به شمار میرود. واضح است که ارتباط
قوی میان بازار سهام و اقتصاد وجود دارد. اگر شرایط اقتصادی نامناسب باشد
عملکرد بیشتر شرکتها و در نتیجه بازار سهام نیز ضعیف خواهد بود. برعکس، اگر
شرایط اقتصادی مناسب باشد عملکرد شرکتها نیز بهتر خواهد بود و در نتیجه
شرایط بهینه اقتصادی در بازار سهام متبلور خواهد شد. اگر اقتصاد و فعالیت
واحدهای اقتصادی را در قالب چرخه تجاری نگاه کنیم میبینیم که چرخه تجاری
دارای چارچوب خاصی است یعنی از یک جا شروع میشود، به اوج میرسد و سپس
پایان مییابد. بنابراین، فعالیتهای اقتصادی در یک حالت رکود شروع میشوند،
یک مرحله توسعه را پشتسر میگذارند و سپس افول میکنند و منتظر خیزش
دوباره هستند. بازار سهام و چرخه تجاری دارای ارتباط تنگاتنگی هستند. از
نظر تاریخی، سهام عادی به عنوان یکی از شاخصهای مهم چرخه تجاری بوده است.
بنابراین باید به دنبال یک رابطه پیچیده باشیم. بازار و اقتصاد رابطة
تنگاتنگی با هم دارند، اغلب طبق شواهد موجود قیمتهای سهام قبل از تغییر در
وضعیت اقتصاد تغییر میکند . رابطه
میان بازار سهام و چرخه تجاری چگونه میتواند قابل اتکا و اعتماد باشد؟
کاملاً واضح است که بازار علائم منفی از فعالیتهای آتی اقتصادی مخصوصاً در
زمان رکود نشان میدهد و۳ این مطلب که بازار میتواند منعکسکننده، علائم
منفی از شرایط اقتصادی باشد حائز اهمیت است. با این حال، توانایی بازار
برای پیشبینی رونق اقتصادی بهتر از توانایی آن در پیشبینی بحرانهای
اقتصادی است .
بسیاری
از سرمایهگذاران به دنبال پیشبینی تغییرات در بازارهای مالی هستند. آنها
نهتنها به دنبال چرایی و نحوة کار فعلی این بازارها هستند، بلکه به
دنبال فهم وضعیت آینده آنها نیز هستند. سرمایهگذاران بهعنوان قسمتی از
این فرایند به تحلیل کلی اقتصاد نیاز دارند . پیشبینی
صحیح و پیوسته بازار سهام، مخصوصاً پیشبینیهای کوتاهمدت، برای هر شخصی
غیرممکن است. شواهد قویی که از کارایی بازار وجود دارد نشان دهنده این است
که تغییرات بازار را نمیتوان براساس اطلاعات مربوط به تغییرات گذشته
پیشبینی کرد. دلیل دیگر اینکه حتی مدیران حرفهای پول هم قادر نیستند از
طریق اطلاعات موجود، بازار را پیشبینی نمایند و شواهد موجود در عملکرد
موفقیت سرمایهگذاران حرفهای این ادعا را تائید میکند . آنچه
که ما در اینجا به دنبال آن هستیم شناسایی نشانهها و علائم کلی اقتصاد و
جهت بازار و مدت تغییرات احتمالی آن است. برای مثال، اگر با اطمینان ادعا
کنیم که شاخص بازار در یک سال از۵۰۰۰ به ۳۰۰۰ خواهد رسید کار عاقلانهای
به نظر نمیرسد. همچنین، یک پیشبینی قوی مانند افزایش۱۰ درصد سود سهام
شرکت در سال آینده، چندان اساس محکمی نخواهد داشت. در واقع بسیاری از
سرمایهگذاران و حتی برخی از سرمایهگذاران حرفهای نمیتوانند به طور
پیوسته تغییرات را پیشبینی نمایند. بنابراین، با توجه به این وضعیت، آنها
چه کار باید انجام دهند؟ بهترین روش برای بسیاری از سرمایهگذاران فهم این
مطلب است که آنها نمیتوانند بهطور پیوسته تغییرات بازار را پیشبینی
کنند، اما این مطلب را نیز باید درک کنند که شرایط ادواری میتواند به آنها
کمک کند .
در
بخشهای قبلی ایدهای را بیان کردیم که شاخصهای ترکیبی خاصی میتوانند در
پیشبینی شرایط چرخه تجاری مفید باشند. با این حال، قیمتهای سهام یکی از
شاخصهای مهمی است که میتواند وضعیت اقتصادی را از نظر رونق یا رکود نشان
دهند. در این حالت سرمایهگذاران برای پیشبینی بازار چه کاری باید انجام
دهند؟ این رابطه مهم میان قیمت سهام و اقتصاد باید در پیشبینی تغییرات
قیمت سهام مورد استفاده قرار گیرد. قیمتهای سهام معمولاً در حالت رکود
کاهش مییابند و هرچه میزان رکود بیشتر باشد میزان کاهش نیز زیادتر خواهد
بود. با این حال، سرمایهگذاران به منظور پیشبینی تغییرات بازار سهام باید
در مورد تغییرات چرخه تجاری مطالبی را بدانند. اگر به نظر برسد که در
آینده چرخه تجاری کاهش خواهد یافت بعد از گذشت چند ماه از افول اقتصادی،
احتمالاً بازار سهام نیز با افول روبرو خواهد شد. اقتصاد، بازده کل سهام
(براساس سالانه) میتواند در شرایط رونق (افول) چرخه تجاری، منفی (مثبت)
باشد. وقتی که چرخه تجاری به نقطه پایین خود میرسد قیمتهای سهام تقریباً
همیشه افزایش مییابد. میزان این افزایش زیاد است به طوری که سرمایهگذاران
در طول این دوره عملکرد خوبی دارند. به علاوه، وقتی چرخه تجاری وارد اولین
مرحله رونق میشود قیمتهای سهام اغلب ثابت میماند و یا حتی به صورت
ناگهانی کاهش مییابد .
در
نگاه اول به نظر میرسد واژة صنعت واژه گویایی باشد و هرکس با صنعتهای
همچون صنعت خودروسازی، صنعت داروسازی، صنعت الکترونیک آشنایی داشته باشد.
آیا این صنعتها آن طور که به نظر میرسند گویا هستند؟ برای مثال، یک مصرف
کننده میتواند نوشابهای را در ظرف شیشهای، یا قوطی آلومینیومی یا استیل
بنوشد. آیا همه این موارد شامل یک صنعت مانند صنعت ظروف است یا سه صنعت
شیشه، استیل و آلومینیوم (یا دو صنعت شیشه و فلزات) را شامل میشود.
وقتیکه شرکتها براساس خطوط متنوع تجاری مورد بررسی قرار گیرند قضیه از این
هم پیچیدهتر میشود. بنابراین، تحلیلگران و سرمایهگذاران نیاز به
روشهایی دارند که بتوانند صنایع را طبقهبندی نمایند .
سرمایهگذاری
که تشخیص میدهد اقتصاد و بازار برای سرمایهگذاری جذاب است بایستی دست به
تحلیل صنایعی بزنند که در آنها فرصتهایی در سالهای آتی دیده میشود.
مفاهیم اصلی تحلیل صنعت ارتباط نزدیکی با بحث قبلی ما یعنی اصول ارزشیابی
دارد. سرمایهگذاران میتوانند با توجه به میزان اطلاعات در دسترس و
مدلهای خاص از این مفاهیم به روشهای مختلف استفاده نمایند. آنچه که در این
جا در نظر داریم به آن دست پیدا کنیم این است که یاد بگیریم به صورت
تحلیلی در مورد صنایع فکرکنیم. از طریق بررسی عملکرد صنایع مختلف در طول
چندین دوره میتوان به اهمیت تحلیل صنعت پیبرد. از طریق این تجزیه و تحلیل
میتوان فهمید چه صنایعی ارزش سرمایهگذاری دارند. مزایایی که تحلیل صنعت
در پی دارد، باعث توجیه هزینههای تجزیه و تحلیل صنایع میشود .