بالا بودن قیمت تمام شده کالاهای تولیدی در کارخانههای ایران نسبت به کارخانههای مشابه خارجی، حتی در کشورهای نهچندان پیشرفته، نقل محافل اقتصادی و صنعتی است و عمدتا به عنوان نقطه ضعف اساسی در کارخانه داری ایرانیان مطرح میشود.
واقعیت این است که قیمت تمام شده کالاهای تولیدی در ایران بالا است و حذف مزیتهایی از قبیل انرژی ارزان توان رقابتی کالاهای ایرانی در سطح جهان را از بین میبرد. اما با یک بررسی ساده میتوان دریافت سهم مولفههای حسابداری محاسبه قیمت تمام شده در افزایش این قیمت سهم کمی است و عوامل غیرمالی، یا نامشخص مالی، در آن سهم بیشتری دارد.
.
در فهرست بندی عوامل تاثیرگذار بر بالا بودن قیمت تمام شده کالاهای ایرانی باید به موارد زیر توجه کرد:
.
۱- قیمت تمام شده عوامل تولید در ایران بالا است و سهم بیشتری در افزایش قیمت تمام شده کالای خروجی از کارخانه دارد. به عبارت دیگر بسیاری از عوامل تولید از ابتدا گران وارد کارخانه میشود نه اینکه فرآیندهای تولیدی آن را گران کرده باشد. مثلا قیمت تمام شده پول و نرخ استفاده از تسهیلات در ایران بالا است. اتکای صنایع به بانکهایی که پول را بسیار گران در اختیار آنها قرار میدهد به طور طبیعی قیمت تمام شده محصولات آنان را افزایش خواهد داد.
.
۲- تعلل در سیستم اداری ایران زیاد است. ممکن است کالایی در گمرک، در کارخانه یا هر جای دیگری منتظر مجوزها یا تاییدیههای دولتی بماند. این تعللها نهتنها هزینههایی مانند انبارداری و حمل و نقل را افزایش میدهد بلکه باعث اخلال در گردش پول در کارخانه میشود.
.
۳- لایههای دوم وسوم عوامل تولید نیز در افزایش قیمت تمام شده موثرند. منظور از لایههای دوم و سوم ماهیت برخی پدیدهها و برخی تبصرههاست. مثلا اقتصاد ایران دولتی است و شرکتها و مجموعههای اقتصادی دولت که بیشترین سهم را از منابع توسعه ای کشور در اختیار دارند، از کارآیی پایینی برخوردارند.
از سوی دیگر بخش تولید خصوصی با حداقل منابع موجود ملی و عمومی مجبور به فعالیت است.
.
منابع حداقلی بخش خصوصی تولید باعث کوچک شدن و کوچک ماندن کارخانهها میشود و تولید با حداقل ظرفیت را پیش میبرد که خود یکی از عوامل بالا رفتن قیمت تمام شده است. این مورد یکی از نتایج لایهبرداری از فعالیت اقتصادی در ایران است. همچنین در خصوص نیروی انسانی چنین لایه برداری نشان میدهد، در حالی که دستمزدها در ایران بالا نیست، اما هزینه آموزش و به روزرسانی دانش فارغالتحصیلان برای فعالیتهای موثر در یک کارخانه بسیار بالاست. عمدتا فارغالتحصیلان که جذب کارخانهها میشوند برای موثر بودن به زمان طولانی نیاز دارند تا اصول اولیه و فنی را فراگیرند.
.
۴- گردش اطلاعات اقتصادی در کشورهمچنان ناقص و در برخی موارد رانتی است و همه به طور مساوی به اطلاعات دسترسی ندارند. گردش ناقص اطلاعات یکی از عوامل جلوگیری از فعالیتهای روان کارخانهها است. علاوه بر این فقدان یا کمبود اطلاعات به برخی شایعات دامن میزند و ممکن است برخی تولیدکنندگان در فضای روانی ایجاد شده از شایعات، برخی اقدامات را طراحی و اجرا کنند که بینتیجه باشد.
.
۵- تغییر قوانین و مقررات و اعمال سلیقهها در اجرای قوانین نیز به بیاعتمادی و نامطمئن بودن فضای کسب و کار دامن میزند. سرمایهگذار در حالی که حداقل زمانی ۵ ساله برای پیشبینی افقهای آینده کار خود نیاز دارد، گاه با جابهجایی قوانین و بخشنامهها به صورت شبانه روزی و هفتگی مواجه میشود. طبیعی است که تعویض طرحهای سرمایهگذاری یا حداقل متناسبسازی آن با مقررات جدید باعث اتلاف منابع و صرف هزینههای بسیاری میشود.
.
۶- عوامل فرهنگی و اجتماعی نیز در افزایش قیمت تمام شده نقش دارند. اگر کارگری کارخانه را متعلق به خود دانسته و با تمام توان در آن مشارکت کند بسیاری از هزینههای کیفیت کاهش مییابد. ضایعات بالا و خسارات قابلتوجهی که به کالا و مواد اولیه در جریان تولید وارد میشود بیش از آنکه نتیجه فقدان یا کمبود دانش باشد، منتج از عوامل فرهنگی و اجتماعی است. به نظر میرسد در این خصوص انجام یک تحقیق دقیق میدانی لازم است تا نقش این عامل و راهکارهای کم اثر کردن آن در کارخانههای ایران را بررسی کند.
.
۷- عوامل خارجی و تحریمها نیز در این میان موثرند. در خوشبینانهترین شرایط اگر کارخانهای بتواند محصولات خود را در خارج از کشور با دور زدن تحریمها که مستلزم هزینه است، عرضه کند، باید بین ۵ تا ۱۰ درصد به عنوان کارمزد صرافی بپردازد که مبلغ قابل توجهی است.
.
۸- عوامل روانی و فشارهایی که گاهی در نتیجه برخی رقابتهای سیاسی و محلی، به ویژه در واحدهایی که در مناطق کوچک قرار دارند، به مدیران کارخانهها وارد میشود، نقش موثری در برخی اقدامات احتیاطی هزینهزا دارند. در حالی که برخی نمایندگان مجلس و مقامات محلی از توسعه کارخانههای مستقر در حوزه خود دفاع میکنند، برخی دیگر به بهانههای مختلف کارخانه را تحت فشار قرار میدهند تا جایی که مدیران مجبور میشوند طرحهای توسعه خود را خارج از آن حوزه پیگیری کنند.
.
در نهایت وقتی همه این عوامل در کنار هم چیده میشوند، نشان میدهد که قیمت تمام شده در ایران تنها منحصر به اعداد و ارقام حسابداری صنعتی نیست و فراتر ازآن، عوامل دیگری وجود دارند که این قیمت را بالا میبرند. نکته مهم این است که مدیر کارخانه در کاهش نقش این عوامل در قیمت تمام شده نقش چندانی ندارد. اگر مولفههای حسابداری صنعتی قیمت تمام شده را بالا ببرد، مدیر میتواند با افزایش بهرهوری و پیادهسازی سیستمهای کیفیت به کاهش آن اقدام کند اما وقتی عواملی چون ناهماهنگی رشتههای دانشگاهی و کارهای عملی کارخانهای و نقص در سیستم گردش اطلاعات یا تغییرات مکرر قوانین و بخشنامهها وجود دارد، مدیر واحد به هیچ عنوان نمی تواند نقش موثری ایفا کند.
.
بنابراین در کنار تلاش برای کاهش قیمت تمام شده در حوزه حسابداری صنعتی باید بهبود فضای کسب و کار در دستور کار قرار گیرد تا عوامل اصلیتر شناسایی و از بین برده شوند.
بانک مرکزی روش جدید رفع سوءاثر از سوابق چکهای برگشتی را اعلام کرد.
.
به گزارش ایسنا، در دستورالعمل جدید بانک مرکزی در مورد رفع سوءاثر از سوابق چکهای برگشتی اشاره شده که در صورت اقدام نکردن مشتری نسبت به رفع سوء اثر از چک برگشتی از طریق سایر روشها، سابقه هر چک برگشتی صرفا پس از انقضای مدت هفت سال از تاریخ صدور گواهی نامه عدم پرداخت آن، به صورت خودکار از سامانه اطلاعاتی بانک مرکزی رفع سوء اثر میشود.
.
طبق این گزارش بانک مرکزی، دستورالعمل جدید مربوط به چکهای برگشتی موضوع مرور زمان جهت رفع سوءاثر از سوابق چکهای برگشتی را سختگیرانهتر از دستورالعمل قبلی در دستور کار داشته است. به نحوی که اگر شخصی حتی یک برگ چک برگشتی داشته باشد و نسبت به رفع سوءاثر از طریق سایر روشها اقدام نکند، تا مدت هفت سال دارای سوء سابقه در سامانه اطلاعاتی بانک مرکزی خواهد بود و محرومیتهای مربوط به آن در خصوص شخص مزبور اعلام خواهد شد.
.
طبق این دستورالعمل، محرومیتهای هر برگ چک برگشتی به طور مستقل مدنظر قرار خواهد گرفت و معیار محاسبه هفت سال توقف، از تاریخ آخرین چک، مورد محاسبه قرار میگیرد.
.
در دستورالعملهای قبلی بانک مرکزی، علاوه بر سایر شیوههای رفع سوء اثر از سوابق چکهای برگشتی، این امکان برای اشخاص حقیقی و حقوقی فراهم بود تا بدون ارائه مدرک مثبته و فقط بر مبنای مانده تعداد چکهای برگشتی و با مرور زمان، از خدمات بانکی نظیر افتتاح حساب جاری جدید و دریافت دسته چک جدید بهرهمند شوند. طبق مفاد مقررات مزبور، مدت نگهداری سوابق افراد دارای سابقه یک چک برگشتی در بانک اطلاعاتی شش ماه، دو فقره چک به مدت یک سال، سه فقره چک به مدت دو سال، چهار تا ۱۲ فقره چک به مدت سه سال، ۱۳ تا ۲۰ فقره به مدت چهار سال، ۲۱ تا ۵۰ فقره به مدت هشت سال، ۵۱ تا ۱۰۰ فقره به مدت ۱۰ سال و ۱۰۱ فقره و بیشتر به مدت ۱۵ سال بود. اما در دستورالعمل جدید این موضوع تغییر یافته است و محرومیتهای هر برگ چک برگشتی به طور مستقل مدنظر قرار خواهد گرفت و معیار محاسبه هفت سال توقف، از تاریخ آخرین چک، مورد محاسبه قرار میگیرد.
همیشه صادرکنندگان، طرفدار نرخ بالای ارز و واردکنندگان، طرفدار نرخ پایین ارز هستند. البتــه همه متفقالقول هستند که عدم نوسانات شدید نرخ ارز برایشان مهمتر از نرخ خود ارز است. فرمولی که اکثر اقتصاددانان معمولا با آن موافقند یا حداقل مخالف نیستند آن است که «نرخ واقعی ارز، نرخی است که در آن یک سبد متعادل کالایی در داخل و خارج کشور دارای ارزش یکسانی باشد» اینکه آیا در این سبد باید خدمات نیروی کار هم ملحوظ شود یا نه و بسیاری اما و اگرها در این زمینه وجود دارد، از مهمترین آنها میتوان به این واقعیت اشاره کرد که بسیاری از کشورها چه آزاد چه مختلط چه توسعه یافته و چه توسعه نیافته از این فرمول استفاده نمیکنند.
.
قدرمسلم آن است که دولتها نباید از کاهش نرخ برابری پول ملی خود یا افزایش آن نگران باشند. مثلا کشوری مثل چین با شرایط منحصربهفرد خود همواره بهدنبال کاهش ارزش پول ملی خود بوده و به توسعه پایدار خود نیز کاملا امیدوار است، کشورهایی هم بهخاطر پرقدرت کردن پول ملی خود در سراسر جهان (به جهات متعددی) روش معکوس دیگری را در پیش میگیرند.
.
به هر حال این واقعیات حاکی از آن است که در تعیین نرخ ارز باید به دو عامل اساسی توجه ویژه کرد:
۱- شرایط توسعهای کشور و الزامات داخلی برای رسیدن به توسعه پایدار.
۲- مساله جهانی شدن و اینکه بالاخره کشور مصمم است تا به WTO بپیوندد. اگر این شرایط را همه طرفهای درگیر بپذیرند و تعصبات خود را کنار بگذارند، میتوان به نرخی عاقلانه برای کوتاه مدت و بلند مدت دسترسی پیدا کرد، تنها مشکل باقیمانده مساله دلارهای نفتی است که دولتها با افزایش آن، نرخ ارز را بدون دلیل اقتصادی پایین و با کاهش آن، این نرخ را افزایش میدهند. در واقع این بدترین روش تعیین نرخ ارز است که گاهی به صادرات، لطمه میزند و گاهی به واردات و پرهیز از آن مورد قبول همه است.
.
پیشبینی نرخ ارز
پیشبینی دقیق و تجربی نرخ ارز در آینده کار مشکلی است؛ ولی پیشگویی براساس عوامل موثری که از نظر تئوری بر بازار موثرند در واقع یک پیشبینی تقریبی و شرطی است. میتوان انتظار داشت که اگر تعهد بانک مرکزی برای کالاهای اساسی، تحقق نیابد، به همان نسبتی که متقاضیان از بانکها محروم گردند، فشار آن به بازار آزاد منتقل شود که در این شرایط تورم هم دور از انتظار نیست.
.
عامل مهم دیگر مساله مذاکرات هستهای در اواخر خرداد ماه است که اگر نتایج آن خنثی فرض شود، از این بابت اثری روی نرخ ارز متوجه بازار نیست. باید اذعان کرد که بانک مرکزی هم متاثر از تحریمها و نتایج مذاکرات است؛ چرا که اگر این واقعیت را انکار کنیم این سوال مطرح میشود که چرا بانک مرکزی که قبل از بحران ارزی متعهد به تامین ارز کلیه کالاها بود، بلافاصله بعد از آن این کالاها را به کمتر از نصف کاهش داد، بنابراین اقدام به دو نرخی کردن بازار نشاندهنده این است که تصورات عوامل اقتصادی و انتظارات آنها موهومی و روانی نبوده است؛ بلکه قسمت اعظم آن به واقعیت پیوسته است.
.
در پایان باید خاطرنشان کرد که اگر هیچ عاملی اثر مثبت و منفی روی نرخ ارز نگذارد یک عامل مهم باعث افزایش ملایم نرخ ارز خواهد شد و آن «واردات به تاخیر افتاده» است. آنها که از بازار و بازاریان مطلع هستند میدانند که در شرایط بحران و نوسانات شدید بازار ارز و کالا، عوامل اقتصادی دچار سردرگمی موقت میشوند و بهخاطر گرد و غباری که بازار را فراگرفته معمولا قادر به درک عملکرد واقعـی بازارها نیستنــد. معمولا شنیده شده که این عوامل اقتصـادی بیان میکنند که الان وقت تصمیمگیری و عمل اقتصادی نیست؛ بلکه باید نشست و نظاره گر شد. این تجربه این فرض را قوت میبخشد که واردکنندگان حتما واردات به تاخیر افتاده دارند و با شروع فعالیت مسلما تقاضای آنها برای ارزهای خارجی نیز افزایش مییابد که «با فرض ثابت انگاشتن تمام شرایط و عوامل دیگر» نوساناتی ملایم به سمت بالا در نرخ ارز دور از انتظار نیست.
.
آخر آنکه باید بستری بیش از پیش مهیا شود تا متخصصان مختلف در اقتصاد نظری توسعه، پول و ارز و اقتصادسنجی هریک به نوبه خود مطالب مربوط به حوزه خود را علمیتر و تخصصیتر مورد نقد و موشکافی قرار دهند، با این هدف که آناتومی کامل این مقوله، روشن و نمایان شده و باعث شود تا دور از تعصبات سیاسی و سلیقههای شخصی و احساسات غیرمنطقی، فضایی شفاف و الهام بخش برای کارگزاران اقتصادی، دولت و قانونگذاران به وجود آورد.
در یک شرکت بزرگ ژاپنی که تولید وسایل آرایشی را برعهده داشت، یک مورد به یاد ماندنی اتفاق افتاد:
شکایتی از سوی یکی مشتریان به کمپانی رسید. او اظهار داشته بود که هنگام خرید یک بسته صابون متوجه شده بود که آن قوطی خالی است.
بلافاصله با تاکید و پیگیریهای مدیریت ارشد کارخانه این مشکل بررسی، و دستور صادر شد که خط بسته بندی اصلاح گردد و قسمت فنی و مهندسی نیز تدابیر لازمه را جهت پیشگیری از تکرار چنین مسئله ای اتخاذ نماید.
مهندسین نیز دست به کار شده و راه حل پیشنهادی خود را چنین ارائه دادند : پایش (مونیتورینگ) خط بسته بندی با اشعه ایکس بزودی سیستم مذکور خریداری شده و با تلاش شبانه روزی گروه مهندسین، دستگاه تولید اشعه ایکس و مانیتورهائی با رزولوشن بالا نصب شده و خط مزبور تجهیز گردید. سپس دو نفر اپراتور نیز جهت کنترل دائمی پشت آن دستگاهها به کار گمارده شدند تا از عبور احتمالی قوطیهای خالی جلوگیری نمایند.
نکته جالب توجه در این بود که درست همزمان با این ماجرا، مشکلی مشابه نیز در یکی از کارگاههای کوچک تولیدی پیش آمده بود اما آنجا یک کارمند معمولی و غیر متخصص آنرا به شیوه ای بسیار ساده تر و کم خرج تر حل کرد : تعبیه یک دستگاه پنکه در مسیر خط بسته بندی تا قوطی خالی را باد ببرد !!!
دو دوست قدیمی در حال عبور از بیابانی بودند. در حین سفر این دو سر موضوع کوچکی بحث میکنند و کار به جایی میرسد که یکی کنترل خشم خودش را از دست میدهد و سیلی محکمی به صورت دیگری میزند. دوست دوم که از شدت ضربه و درد سیلی شوکه شده بود بدون اینکه حرفی بزند روی شنهای بیابان نوشت: "امروز بهترین دوست زندگیم سیلی محکمی به صورتم زد." آنها به راه خود ادامه دادند تا اینکه به دریاچه ای رسیدند. تصمیم گرفتند در آب کمی شنا کنند تا هم از حرارت و گرمای کویر خلاص شوند و هم اتفاق پیش آمده را فراموش کنند.
همچنانکه مشغول شنا بودند ناگهان همان دوستی که سیلی خورده بود حس کرد گرفتار باتلاق شده و گل و لای وی را به سمت پایین میکشد. شروع به داد و فریاد کرد و خلاصه دوستش وی را با هزار زحمت از آن مخمصه نجات داد. مرد که خود را از مرگ حتمی نجات یافته دید، فوری مشغول شد و روی سنگ کنار آب به زحمت حک کرد: "امروز بهترین دوست زندگیم مرا از مرگ قطعی نجات داد." دوستی که او را نجات داده بود وقتی حرارت و تلاش وی را برای حک کردن این مطلب دید با شگفتی پرسید: "وقتی به تو سیلی زدم روی شن نوشتی و حال که تو را نجات دادم روی سنگ حک میکنی؟"
مرد پاسخ داد: "وقتی دوستی تو را آزار میدهد آن را روی شن بنویس تا با وزش نسیم بخشش و عفو آرام و آهسته از قلبت پاک شود. ولی وقتی کسی در حق تو کار خوبی انجام داد، باید آنرا در سنگ حک کنی تا هیچ چیز قادر به محو کردن آن نباشد و همیشه خود را مدیون لطف وی بدانی."
نتیجه اخلاقی : یاد بگیریم آسیبها و رنجشها را در شن بنویسیم تا فراموش شود و خوبی و لطف دیگران را در سنگ حک کنیم تا هیچ گاه فراموش نشود.