حساب حسابه

موضوعات حسابداری اقتصاد بورس اکسل مالیاتی علمی بهداشتی دین و زندگی و اطلاعات عمومی

حساب حسابه

موضوعات حسابداری اقتصاد بورس اکسل مالیاتی علمی بهداشتی دین و زندگی و اطلاعات عمومی

روشهای تحلیل قیمت سهام


مقدمه :

یکی از عواملی که در توسعه و رشد بازار سرمایه نقش موثری دارد آشنایی سرمایه گذاران و

معامله گران بازار سرمایه با روشهای تجزیه و تحلیل اوراق بهادار و افزایش توان تحلیل گیری آنها

است . بی شک از طریق تجزیه و تحلیل دقیق و هوشیارانه می توان ریسک بازار سرمایه یا

مخاطره سرمایه گذاران را تقلیل داد و جلوی ضرر و زیان افراطی و ناشی گری حاصل از برآیند

سرمایه گذاری را خنثی نمود . با توجه به سیاست های اخیر بورس اوراق بهادار در خصوص

گسترش جغرافیایی و موضوعی بورس که در پی آن تالارهای متعدد منطقه ای در اقصی نقاط

کشور ایجاد شده است یقیناً می طلبد که فرهنگ عامه سرمایه گذاری در بازار سرمایه تقویت گردد 


یکی از این عوامل موثر و تقویت کننده که به نوبه خود می تواند سبب تداوم رشد و توسعه بورس

اوراق بهادار گردد و سر منشاء گفتمان بهتری در مدیریت نقدینگی جامعه و مبحث فاینانس شرکتها

باشد، بدون تردید گسترش آموزش های مورد نیاز جهت انجام معاملات سودمند و در وهله بعد

آموزشهای لازم در خصوص مهارت تحلیل گری و تجزیه و تحلیل اوراق بهادار است. زیرا هر اندازه که

بینش و درک سرمایه گذاران و معامله گران در این زمینه ها افزایش یابد از رکودهای لحظه ای ،

ترقی قیمت ها بصورت حبابی و واکنش های نابهنگام در معاملات جلوگیری می کند و نه تنها

شفافیت و روشنگری در معاملات را تقویت می کند بلکه بازار را به سمت و سوی کارا بودن سوق

خواهد داد . بدیهی است که این امر با افزایش انگیزش سهامداران ، رقم معاملات در بورس را نیز

ترقی داده و از نظر حجم معاملاتی فاصله بورس ایران را با کشور های همردیف خود کاهش خواهد

داد . با این مقدمه کوتاه مقاله حاضر بیان می دارد که در خصوص آنالیز قیمت سهام و سرمایه

گذاری در دارائیهای مالی در ادبیات مالی سه دیدگاه کلی وجود دارد که شامل روش بنیادین

(Fundamental) روش چارتیست یا تکنیکال (Technical) و روش تئوری مدرن پرتفولیو (MPT) است

که در ادامه این مبحث به آنها پرداخته می شود .


1- روش بنیادین


در بازار سرمایه ارزش سهام بر اساس میزان منافع آتی و اطمینان از تحقق آنها تعیین می گردد و

هر اندازه اطمینان نسبت به کسب بازده بیشتر باشد مخاطره از دست دادن اصل سرمایه و سود

آن کمتر می رسد .


عوامل و متغیرهای متعددی در بازار سرمایه و در سطح کلان کشور بر روی قطعیت یا عدم قطعیت

سود و نیز تغییرات قیمت دارائیهای مالی اثر می گذارد . به همین خاطر روش بنیادین به بررسی

دقیق عوامل محیطی که ممکن است بر روند حرکت قیمت سهام و به تبع آن بر بازده دارائیهای

مالی تاثیر گذارد می پردازد . در این روش به منظور تحلیل گزینه های سرمایه گذاری در بورس اوراق

بهادار قاعدتاً بایستی به سه مرحله اساسی ذیل که ارکان اصلی تحلیل بنیادین است توجه نمود .


الف- بررسی و تحلیل اوضاع اقتصادی کشور :


در نظام کنونی اقتصاد جهانی ، بورس اوراق بهادار نقش دماسنج اقتصادی را ایفاء می کند و

وضعیت اقتصادی و حتی سیاسی و اجتماعی کشور در حال و آینده تاثیر بسزایی بر میزان سود

آوری شرکتها خواهد گذاشت . بنابراین در تحلیل بنیادین ابتداً بایستی تغییر و تحولات اوضاع

اقتصادی حال و جهت گیری های آتی بدقت مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد .


این تجزیه و تحلیل شامل بررسی شاخص های کلان اقتصادی از قبیل نرخ تورم ، تولیدات ملی ،

نرخ بهره ، نرخ ارز ، میزان بیکاری ، نرخهای رشد اقتصادی و سیاستهای پولی و مالی دولت و سایر

نهادهای تاثیر گذار است که تحلیل گر با بررسی آنها پیش بینی های دقیق تری از وضعیت بازار

سهام و صنعت خاص بعمل می آورد و از دور نمای آتی سهام موجود در بازار و بالحض سهام شرکت

مورد نظر مطلع می گردد .


ب – بررسی صنعت مورد نظر : دومین مرحله از تحلیل بنیادین بررسی وضعیت و موقعیت فعلی

صنعت مورد نظر و روند رشد آتی آن است . سهامداران و معامله گران برای شرکتهایی که در صنایع

روبه رشد و سود آور فعالیت می کند ارزش بیشتری قایل هستند . عوامل مطلوب صنعت در این

تحلیل عبارتند از :


ب – 1- تقاضای رو به رشد و فزاینده برای محصولات یا خدمات آن صنعت


ب – 2- برخورداری از ویژگی ممتاز به گونه ای که محصولات مشابه خارجی یا رقیب تهدید جدی

برای نفوذ در بازار داخلی نباشند . ویژگی ممتاز می تواند از نیروی کار ماهر و متخصص ، اسم و

رسم تجاری مناسب ، فناوری پیشرفته تولید و سهم بازار در خور توجه ناشی شود .


ب – 3- محدود بودن کالاهای جانشین برای محصولات آن صنعت که در این حالت هر چقدر تعداد

کالاهای جانشین محدودتر باشد موقعیت بازاری آن صنعت ، مطلوبتر خواهد بود .


ب-4- دخالت محدود ارگانهای تصمیم گیرنده دولتی در تعیین قیمت محصولات صنعت و کم و کیف

فعالیت آنها یک عامل مثبت تلقی می گردد زیرا مداخله نهادهای دولتی در فعالیت شرکتها و اتخاذ

تصمیمات اثرگذار توسط آنها موجبات تضعیف حیطه عملکرد مدیریت و نوسانات حاد قیمت سهام و

بازده شرکت را فراهم می آورد .


ب-5- استراتژیک بودن محصولات صنعت و نیز گاهاً فشردگی بازار صنعت مورد نظر باعث می گردد

که رقباء جدید به آسانی وارد آن صنعت نگردند و بازار صنعت دستخوش نوسانات ناشی از ورود آنها

قرار نگیرد .


ج- تجزیه و تحلیل شرکت :


در مرحله سوم تحلیل بنیادین ، تحلیل گر بازار سرمایه بعد از انتخاب صنعت مناسب بایستی

شرکتی را از میان شرکتهای موجود در آن صنعت با توجه به معیارهای زیر انتخاب نماید .


ج-1- موقعیت رقابتی برتر شرکت : در هر صنعتی شاید دهها شرکت و موسسه به فعالیت بپردازند

لیکن ممکن است تنها چند شرکت عمده موفقیت چشمگیری در بازار داشته باشند بررسی

موقعیت رقابتی شامل میزان فروش و نرخ رشد آن ، سهم بازار شرکت از صنعت ، کیفیت محصولات

یا خدمات و تمایز آنها و سایر عوامل خاص رقابتی می باشد .


ج-2- کیفیت عملکرد مدیریت شرکت : از آنجا که موقعیت هر شرکت وابسته به قابلیت ها و

تواناییهای مدیریت آن است لذا بایستی در وهله اول به خصوصیات و ویژگیهای مدیران آن شرکت

همانند تجربه ، تحصیلات ، موفقیت های قبلی ، نوآوری ، ابتکارات و جدیت و تلاش آنها توجه نمود .

و در وهله دوم اعمال مدیریت یعنی کارایی مدیریت در اداره دارائیها ، تولید و عملیات ، فروش

محصولات ، به خدمت گرفتن فناوری جدید وعرضه محصولات جدید مورد بررسی و تجزیه و تحلیل

قرار می گیرد .


ج-3- بررسی موقعیت مالی شرکت از قبیل نسبت های سود آوری ، بدهی ، کارایی و نقدینگی و

مقایسه آن با گذشته شرکت و رقباء موجود در صنعت است .


بررسی ها نشان می دهد که تحلیل بنیادین از توان بالقوه ای برای تشخیص وضعیت کلان اقتصاد

حاکم برخوردار است و تغییر و تحولات جاری شرکتها را به خوبی در تیررس نگاه خود قرار میدهدو

نیز مهارت نگاه نمودن از بالا به پائین را به تحلیل گران می آموزاند و با این مشخصه ها ضمن اینکه

احتمال بدست آوردن منفعت مورد انتظار را تقویت می کند نوعی منطق گرایی مالی را نیز به

سرمایه گذاران عرضه می دارد . مزیت اصلی تحلیل بنیادین کاربرد فراوان اش در سرمایه گذاری

های میان مدت وبلند مدت است .


2- روش تکنیکال


متخصصین و معتقدین روش تکنیکال (Technical) بر این باورند که در بازار سهام ، تمامی اطلاعات

موردنیاز در قیمتها نهفته است . و با تمرکز بر روی قیمت های دوره های قبل و زمان حال سهام و

پیش بینی آتی آن می توان از یک انتخاب مناسب در بازار سود جست . در واقع تکنیکالیست ها بر

عکس بنیادگراها که به چرایی قیمت ها تاکید داشتند بر روی «چیستی قیمت تمرکز دارند» . این

نوع سرمایه گذاری با استفاده از مطالعه رفتار و حرکات قیمت سهام در گذشته و تعیین قیمت و

روند آینده آن و امکان تکرار الگوهایی مشابه صورت می پذیرد . زیرا تکنیکالها ابراز می دارند که

تمامی وقایع جاری اقتصادی کشور و نیز صنعت و انتظارات سهامداران نهایتاً بر قیمت سهام تاثیر

گذاشته است . لذا بایستی پیشینه تاریخی و نمودار قیمت سهام بدقت بررسی گردد .


در واقع تحلیل گر یا تکنسین صرفاً به یک روند قیمتی نیاز دارد که در قالب نمودار (Chart) عرضه می

شود به همین دلیل به تکنسین ها ، چارتیست نیز گویند . چارتیست ها عنوان می دارند که

قیمتهای کنونی یک سهم که به نظر تصادفی می رسد ممکن است بتدریج به الگوهای قابل

تکراری تبدیل شوند . این تکرار قیمتها یک روند (Trend) را ایجام می کند که می تواند حالت

صعودی (uptrend) یا نزولی (Down Trend) به خود گیرد و نوع معامله (Trade) در هر یک از حالت

متمایز از دیگری خواهد بود . استراتژی معامله گر ( یا سهامدار ) برای تعیین زمانهای خرید یا فروش

بستگی مستقیم به مدت انتظار او برای رسیدن به سود دارد. این زمانها می تواند بسیار کوتاه در

حد چند ساعت یا نسبتاً طولانی به چندین سال برسد . که عملاً در بازار سهام ایران بدلیل

محدودیت های قانونی موجود و فقدان سیستمهای خرید و فروش بلادرنگ (Real Time) خرید و

فروش در کمتر از یک هفته عملاً امکان پذیر نیست . این متد تحلیل نیاز به یک شعور باز و عاری از

هرگونه تعصب به سهام شرکت مورد نظر دارد تا تحت تاثیر شایعات و اطلاعات نادرست و گمراه

کننده قرار نگیرد و همچنین نیاز به نرم افزار محاسباتی است که اطلاعات شرکتها را بعنوان ورودی

پذیرفته و خروجی آن نموداری از روند قیمت ها باشد .


عوامل اصلی موفقیت در این روش نیازمند داشتن تبحر ، ممارست و یادگیری مداوم و توانایی در

مهارتهای زیر است .


1- مطالعه و بررسی عمیق که باید با صرف وقت و در آرامش و بدور از هیاهوی بازار و خصوصاً

شایعات صورت گیرد .


2- تصمیم گیری به موقع و قاطعانه خرید یا فروش که بلافاصله باید به آن عمل کرد .


3- بعد از اقدام ( خرید یا فروش سهم ) رفتار آن همواره زیر ذره بین قرار گیرد و بررسی و تحلیل

حالت استمرار داشته باشد .


مراحل بررسی قیمت سهام توسط چارتیست ها یا تکنیکالیست ها به قرار زیر است :


1- انتخاب نوع نمودار از لحاظ بعد زمانی ( همانند تغییرات قیمت در هر ساعت ، روز ، هفته ، ماه و

... ) و نیز انتخاب اشکال نمودار از قبیل میله ای ، خطی ، شمعی (Gandlistick) که معمولاً از مورد

آخری جهت نشان دادن روند ها استفاده بعمل می آورند .


2- بررسی روند شاخص کل


3- بررسی روند شاخص 50 شرکت برتر ( خصوصاً اگر سهم مورد نظر بین این شرکتها باشد )


4- روند قیمتی سهم که برای معاملات میان مدت و کوتاه مدت دوره های روزانه وهفتگی و برای

افق بلند مدت دوره های ماهانه بررسی می گردد .


5- تعیین سطح مقاومت (Risstance) یا حد بالای قیمت و سطح حمایت (Support) یا حد پائین

قیمت و نقطه پرش (Breakout) یا قیمتهای بالاتر از دو نقطه فوق الذکر است . در این حالت فرصت

های خرید یا فروش از راه برآورد محدوده نوسانات در دو سطح حمایتی و مقاومتی مشخص می

شود که نحوه تعیین اینگونه فرصتها خود به مهارت و تبحر و درک تکنسین ها بستگی دارد که بدقت

حرکات بازار را تشخیص می دهند و از روند گذشته نتیجه گیری بهتری داشته باشند .


3- روش تئوری مدرن پرتفولیو (MPT)


این روش که ابتدا توسط هری مارکویتزبصورت عملی بیان شد بر اساس یک سری مفروضات

خاصی است که اهم آن گویای این است که بازار کارا است و انتشار اطلاعات بصورت یکپارچه و در

اختیار همکان است و شفافیت اطلاعات در معاملات حاکم است .


مبنای این روش بر پایه این استدلال استوار است که احتمال خطر از دست دادن سرمایه یا سود

یک نوع سهام در بازار بسیار بیشتر از مجموعه یا ترکیب سهام است. لذا قاعدتاً سرمایه گذار حرفه

ای نباید تمامی سرمایه خود را دریک قلم دارایی سرمایه گذاری کند ( و منطق اقتصادی نیز این را

تایید می کند ) . بلکه بایستی آن را در مجموعه ای از سهام یا دارائیها سرمایه گذاری کند که این

مجموعه به پرتفوی معروف است . پرتفوی[3] یا سبد سهام متشکل از سهام متعدد شرکتهایی

است که در شرایط عادی احتمال کاهش بازده همه دارائیها تا حدودی به صفر نزدیک است . و

تلاشها بر این است که ریسک غیر سیستماتیک یا تنوع پذیر به حداقل ممکن تقلیل یابد . به

همین جهت ترکیب پرتفوی بهتر است به گونه ای باشد که نوسانات مشابهی نداشته باشند یعنی

زمانیکه بازده یکی کاهش پیدا می کند بازده دیگری افزایش یابد در این راستا مراحل زیر توسط

سرمایه گذار و یا معاملگر در بازار رعایت می گردد .


1- تعیین بازده مورد انتظار سبد سهام و تک تک سهام


2- ارزیابی وضعیت سهام مختلف و انتخاب آنها


3- بهینه نمودن ترکیب سهام ( پرتفوی )


4- ارزیابی پرتفوی و بازنگری در مجموعه سهام


تحلیل پرتفوی ، کاربرد زیادی در آنالیز ریسک و بازده و نیز تجزیه و تحلیل بازار دارد و به همین خاطر

نرم افزارهای طراحی شده است که قابلیت محاسبه ریسک بازار و مقایسه آن با ریسک صنعت و

شرکتها را دارد .


در روش پرتفوی مدرن مجموعه تلاشها وقف این است که بازده پرتفوی فرد سرمایه گذار به بازده

بازار نزدیک گردد و در وضعیت مطلوب ، بازدهی بیشتر از آن بدست آورد. در این حالت پرتفوی کل

بازار یک شاخص ارزیابی است که ریسک آن نیز با شاخص بتا (Beta)محاسبه می شود . این

تحلیل کاربرد زیادی در آنالیز ریسک و تجزیه و تحلیل بازار دارد و مبنای کار سرمایه گذاران حرفه ای

است .


نتیجه گیری :


در تجزیه و تحلیل قیمتهای سهام و گزینش تصمیمات سرمایه گذاری هر سه روش فوق الذکر کاربرد

زیادی دارند لیکن ترکیبی از هر سه متد قدرت تشخیص و رویه های انتخاب بهتری را به سرمایه

گذارعرضه می دارد . بطوریکه روش بنیادین از دید کلی وضعیت کنونی بازار و دور نمای آتی را

شناسایی می کند . روش تکنیکال با بررسی دقیق قیمتها می خواهد اشتباهات گذشته تصمیم

گیری را تکرار نکند و از لغزش ها دوری جوید و پیش بینی خود را بر منطق دقیق و عاری از هرگونه

احساسات فردی استوار نماید و نقاط ورود و خروج مناسب تر شناسایی شوند. در حالیکه روش

MPT نیز که اساس و پایه تحلیل های موجود بازار سرمایه است درصدد این است که از ریسک های

غیرسیستماتیک اجتناب نموده و یا کاهش داده و به کسب بازده معقول ( نسبت به ریسک آن )

بیاندیشد. اما تجربه نشان داده است که ترکیب روشهای فوق ابزاری به مراتب بهتر جهت تحلیل

قیمت و بازده سهام است مخصوصاً در بازارهای سهامی که سرمایه گذاران آن زیاد حرفه ای بنظر

نمی رسند .

اصول کلی تحلیل تکنیکی


  روش تحلیل تکنیکی برپایة سه اصل اساسی بنا شده است که در تمام بازارهای جهان صدق  

می‏کنند و عبارتند از :  

1)همه چیز یک سهم، در قیمت آن سهم منعکس می‏گردد. 

2)قیمتها به صورت روندهایی حرکت می‏کنند که این روندها در برابر تغییرات مقاومت می‏کنند. 

3)روندهای بازار تکرار می‏شوند.  

اصل اول تحلیل تکنیکی 

            همه چیز یک سهم در قیمت آن سهم منعکس می‏گردد. اولین و مهمترین اصل در تحلیل  

تکنیکی این است که همه چیز و تمام اطلاعات موجود در مورد سهام، در قیمت بازار آن تبلور می‏یابد.  

تکنسین‏ها معتقدند که تمام اطلاعات و دانش موجود درباره یک سهم صرف نظر از اینکه بنیادی  

اقتصادی، سیاسی یا روانشناختی باشد در قیمت بازار سهام نمایان می‏گردد. برخی تکنسین‏های  

متعصب وجود دارند که مطالعه اطلاعات و صورتهای مالی شرکتها و درآمد آنها  و عوامل عرضه و تقاضا را  

بیهوده می‏دانند. برخی تکنسین‏ها نیز عاقلانه روشهای بنیادی را به موازات تحلیل‏های تکنیکی خود  

بکار می‏برند.  

اصل دوم تحلیل تکنیکی  

            قیمتها به صورت روندهایی حرکت می‏کنند که این روندها در برابر تغییرات مقاومت می‏کنند. 

            اصل دوم روش تحلیل تکنیکی این است که قیمتها به صورت مسیرها یا روندهای خاصی  

حرکت می‏کنند و این روندها در مقابل تغییرات ناگهانی از خود مقاومت نشان می‏دهند. عرضه و  

تقاضایی که برای یک محصول وجود دارد، باعث می‏شود روند حرکت قیمت سهام شرکت تولیدکننده  

این محصول در حال تعادل قرار گیرد. وقتی حرکتی آغاز گردید، تغییری در آن پدیدار نمی‏شود مگر اینکه  

خود به پایان رسد. اگر قیمت سهامی شروع به بالا رفتن کند افزایش قیمت آن ادامه خواهد یافت تا  

اینکه به نقطه بازگشت مشخصی برسد.  

اصل سوم تحلیل تکنیکی  

            روندهای بازار تکرار می‏شوند. آخرین اصل کلیدی روش تحلیل تکنیکی بازار سهام، این است  

که روندهای بازار دائماً در حال تکرارند. یعنی الگوهای مشخصی را می‏توان در فاصله زمانهای مختلف  

روی نمودارها یافت. الگوهایی که دائم در حال تکرار شدن هستند. این اصل تحلیل تکنیکی به اصل  

بسیار مهم روانشناختی باز می‏گردد که انسانها در شرایط مشابه عکس‏العملهای مشابهی از خود  

نشان می‏دهند. از آنجا که بازار سرمایه نیز انعکاسی از عملکرد انسانهاست، تأمین‏ها این  

عکس‏العمل‏ها را مطالعه می‏کنند تا در موقعیتهای مشابه بتوانند عکس‏العمل‏های مشابه را پیش‏بینی  

نمایند.  

            با در نظر گرفتن اصول و توضیحاتی که آمد، می‏توانیم تحلیل تکنیکی را به عنوان مطالعه اوراق  

بهادار به طور اخص و کل بازار سرمایه به طور اعم، بر پایة عرضه و تقاضا تعریف نماییم. تکنسین‏ها با  

استفاده از انواع نمودارها، قیمتهای تاریخی و حجم سهام مبادله شده، روند آینده قیمتهای سهام را  

پیش‏بینی می‏کنند.  

            زیبایی تحلیل تکنیکی این است که می‏توان آن را در هر بازار و هر زمانی بکار برد. تکنسین  

می‏تواند سهام، اوراق قرضه، صندوقهای سرمایه‏گذاری مشترک و سلف‏های کالا و بسیاری از ابزارهای  

دیگر سرمایه‏گذاری را با موقعیت تحلیل نماید. تکنسین‏ها با بررسی نمودارهای بین روزی، روزانه،  

هفتگی، ماهانه و زمانی، سهام را در کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت تحلیل می‏نمایند.  

آرایش‏های اصلی در تحلیل تکنیکی  

            قیمتها در بورس، با روندهای مشخصی حرکت می‏کنند که هر یک، تعاریف و دوره‏های زمانی  

مشخصی دارند. هرگاه روندی شروع به تغییر کند، نوعی آرایش خاص بوجود می‏آورد که این آرایش‏های  

تحلیل تکنیکی را به نام آرایش‏های نموداری برگشتی یا الگوهای نموداری برگشتی می‏شناسند.  

            کمک اساسی این آرایش‏ها آن است که در هر موقعیتی جهت حرکت بازار به سمت بالا یا  

پایین را نشان می‏دهند. این آرایشها کمک می‏کنند تا سهام را بیش از آنکه خیلی بالا رود، بخریم و  

پیش از آنکه خیلی پایین آید بفروشیم. تکنسین‏ها به مرور زمان و به تجربه، آرایش‏های برگشتی  

فراوانی را کشف نموده‏اند که برخی به وفور و برخی کمتر اتفاق می‏افتد. برخی از این آرایش‏ها از لحاظ  

پیش‏بینی حرکت سهام بیشتر قابل اعتمادند و برخی کمتر.  

نحوه ایجاد آرایش‏های مختلف در نمودار سهام  

            تشکیل سقف بازار و بازگشت متعاقب قیمت به سمت پایین، نتیجه غلبه یافتن عرضه سهام  

بر تقاضای آن است. یعنی وقتی عرضه زیاد و تقاضا کم می‏شود، در نتیجه قیمت سهام شروع به پایین  

آمدن می‏کند. این روند را در تحلیل تکنیکی به نام توزیع می‏شناسیم.  

            حالت مخالف موقعی است که کف بازار تشکیل می‏گردد و متعاقب آن قیمت سهام بالا  

می‏رود. این حالت نتیجه غلبه یافتن تقاضا بر عرضه سهام است که در تحلیل تکنیکی به نام تجمع  

شناخته می‏شود.  

            در هر دو حالت بالا (توزیع و تجمع) غلبه تقاضا بر عرضه، عموماً‌ به صورت تدریجی اتفاق  

می‏افتد. به این صورت که قیمتها در موقعیتی شروع به نوسان می‏کنند تا اینکه بازگشت کاملی اتفاق  

افتد.  

خطهای روند و کانالها  

            همانگونه که بیان گشت یکی از اصول پایه‏ای تحلیل تکنیکی این است که قیمتها به صورت  

روند تغییر می‏یابند. این روندها می‏توانند صعودی، نزولی یا خنثی باشند. ویژگی روند صعودی این است  

که نقاط مورد نظر در این نوع نمودارها، به طور پی در پی بالا و بالاتر می‏روند و شکل کلی نمودار روبه  

بالاست. در این نوع روند، سایه نقاط موجود، بالای خط روند قرار می‏گیرند. ویژگی روند نزولی این است  

که تغییرات قیمت سهام به طور پی در پی پایین و پایین‏تر می‏رود و شکل کلی نمودار رو به پایین است.  

در روند نزولی، سایر نقاط موجود، زیر خط روند قرار می‏گیرند.  

            ویژگی روندهای خنثی این است که تغییرات قیمت سهام به صورت افقی است. روندها  

می‏توانند در دوره‏های کوتاه یا بلند رخ دهند. معمولاً‌ روندها را به سه دسته کوتاه، میان و بلندمدت  

تقسیم می‏کنند. گرچه اجماع نظر عمومی در مورد تعریف این سه دوره وجود ندارد، با این حال، کوتاه  

مدت به سه ماه آینده اشاره دارد. میان مدت بیانگر دورة 3 تا 6 ماه آینده است. به همین ترتیب،   

بلندمدت نشان دهنده دورة 6 ماه تا یکسال آینده است.  

            سرمایه‏گذاران تلاش می‏کنند تا روندهای صعودی یا نزولی قیمتهای سهام را تعیین نمایند.  

آنها از طریق تعیین کردن روندها و پی‏گیری این روندها تا هنگام بروز تحولات برگشتی، سود می‏برند. از  

میان بسیاری از ابزارهای نموداری موجود، خط روند گسترده‏ترین ابزار مورد استفاده تحلیلگران تکنیکی  

محسوب می‏شود. تحلیلگران تکنیکی به کمک خطهای روند سعی می‏کنند روندها و همچنین  

روندهای برگشتی را تعیین نمایند.  

کاربردهای میانگین‏های متحرک 

            یکی از مهمترین و پراستفاده‏ترین ابزارها در جبهه ابزار تکنسین‏ها، میانگین متحرک است.  

انواع گوناگون میانگین متحرک برای نمایش دادن نوسانهای قیمتها مورد استفاده قرار می‏گیرند و تصویر  

شفافتری از روند تغییرات قیمت اوراق بهادار بدست می‏دهند.  

            قبل از بحث در مورد انواع میانگین‏های متحرک، شناخت دقیق مفهوم میانگین متحرک اهمیت  

دارد. میانگین عبارت است از مجموع چیزایی که در حال بررسی آن هستیم. برای مثال قیمتهای بسته  

شدن سهام  برای فواصل معین مثلاً 10 روزه تقسیم بر تعداد این فواصل (10 روز). بخش متحرک  

میانگین نشان می‏دهد که به ازای هر فاصله اضافی (روز) میانگین مجدداً‌ حساب شود.  

میانگین متحرک ساده 

            بسیاری از تحلیلگران تکنیکی از میانگین متحرک ساده استفاده می‏کنند زیرا از لحاظ  

محاسبه، ساده‏ترین نوع میانگین متحرک است و تأثیر فراوانی در تحلیل‏ها دارد. این میانگین به  

میانگین متحرک حسابی نیز معروف است.  

            میانگین متحرک ساده از طریق جمع کردن قیمتها (معمولاً‌ قیمتهای بسته شدن) برای چند  

دوره (ساعت، روز، هفته و غیره) و تقسیم کردن آن بر تعداد این دوره‏ها محاسبه می‏شود. انتقاد اصلی  

بر میانگین متحرک ساده این است که وزن یکسانی به قیمت هر دوره می‏دهد، در حالی که ممکن  

است وزن قیمتهای دوره‏های جدیدتر بییشتر از قیمتهای دوره‏های قبلی باشد. در پاسخ به این انتقاد  

میانگین‏های متحرک موزون و نمایی مورد استفاده قرار می‏گیرند.  

میانگین متحرک موزون  

            میانگین متحرک موزون، به قیمت هر دوره، وزنی براساس قدمت آن دوره می‏دهد. قدیمی‏ترین  

قیمت، وزن 1 را می‏گیرد. قیمت بعد از قدیمی‏ترین دوره، وزن 2 را اختیار می‏کند. قیمت دوره بعدی وزن  

3 را می‏گیرد و قیمت بعد از آن وزن 4 را به خود اختصاص می‏دهد. وزنها از 1 آغاز می‏شود و تا دورة آخر  

ادامه می‏یابد(دوره جاری).  

            قیمت هر دوره در وزن آن دوره ضرب می‏شود. حاصل این عمل جمع می‏شود و سپس به کل  

وزنها تقسیم می‏گردد.  

میانگین متحرک نمایی 

            یکی از انتقادهای وارد بر میانگین متحرک ساده و موزون این است که آنها اطلاعات را فقط  

برای تعداد دوره‏های میانگین متحرک در نظر می‏گیرند. به عنوان مثال میانگین متحرک ساده یا موزون 5  

روزه، فقط ارزش اطلاعات 5 روز را در بر می‏گیرد. اطلاعات قبل از این 5 روز،  در محاسبه میانگین  

متحرک دخالتی داده نمی‏شوند. برخی از تحلیلگران تکنیکی معتقدند که اطلاعات قبلی تأثیر مهمی  

دارند و باید در محاسبات وارد شوند. این تحلیلگران غالباً‌ برای کامل کردن تحلیل، از میانگین متحرک  

نمایی استفاده می‏کنند.  

            میانگین متحرک نمایی وزن بیشتری به قیمتهای اخیر می‏دهد و وزن کمتری برای اطلاعات  

گذشته در نظر می‏گیرد. برخلاف میانگین متحرک ساده و موزون اطلاعات قدیمی‏تر در محاسبه میانگین  

متحرک نمایی نیز در نظر گرفته می‏شود.  

تحلیل  قدرت نسبی 

            تحلیلگران تکنیکی به منظور تعیین کردن اینکه کدام گروههای قیمتی نسبت به بازار عملکرد  

بهتر یا بدتری دارند، از تحلیل قدرت نسبی برای مقایسه کردن گروه صنعتی و کل بازار استفاده  

می‏کنند. تحلیل قدرت نسبی مفهومی ساده است. این تحلیل صرفاً به مقایسه عملکرد دو چیز با  

یکدیگر می‏پردازد (به عنوان مثال عملکرد سهام و گروه صنعتی). هدف از این تحلیل، تعیین کردن این  

موضوع است که آیا قیمت قلم اول سریعتر یا کندتر از دومی رشد می‏کند. به عبارت دیگر آیا عملکرد  

موضوع اول بهتر از دومی است یا نه؟ تحلیل قدرت نسبی معمولاً‌ برای مقایسه کردن عملکرد یک گروه  

صنعتی با کل بازار یا عملکرد یک سهم خاص نسبت به گروه صنعتی آن مورد استفاده قرار می‏گیرد. با  

این حال این تحلیل می‏تواند برای مقایسه کردن هر دو چیزی که قیمت دارند، بکار  رود مانند سهام، دو  

کالا، دو گروه صنعتی و غیره.  

            براساس قدرت نسبی گروههای صنعتی مختلف می‏توان آنها را رتبه‏بندی کرد. گروههای  

صنعتی که رتبه‏های بالاتری به خود اختصاص می‏دهند، برای خرید مناسب‏اند، در حالی که گروههای  

صنعتی با رتبه پایین، برای فروش توصیه می‏شوند

تحلیل بنیادی


این متغیرها بازده مورد انتظار همراه با سطح ریسک مشخص را ایجاد می کند. در تحلیل بنیادی برآورد ارزش ذاتی سهام از طریق ارزیابی متغیرهای بنیادی انجام می‌شود. ارزش ذاتی برآورد شده سپس با ارزش بازار سهام مقایسه می‌شود. اگر ارزش بازار کمتر از ارزش ذاتی باشد زمان برای خرید مناسب است و اگر ارزش بازار بیشتر از ارزش ذاتی باشد زمان برای فروش مناسب است .

تفاوت تحلیل‌گر بنیادی با تحلیل‌گر فنی
تحلیل‌گر بنیادی معتقد است که ارزش ذاتی و حقیقی اوراق بهادار را می‌توان با مطالعه و بررسی عواملی نظیر عواید، محصولات، مدیریت، صورتهای مالی شرکت و سایر عوامل بنیادی بدست آورد. تحلیل‌گران فنی تحلیل‌گران بنیادی را به خطا رفتن متهم نمی‌کنند. با این حال، اعتقاد دارند که تحلیل های بنیادی روشهای طولانی و دشوار هستند
. تحلیل‌گران فنی همچنین اعتقاد دارند که می‌توانند ابزارهای فنی مختلفی نظیر نمودارها را برای تعیین اوراق بهاداری که کمتر از ارزش ذاتی قیمت‌گذاری شده‌اند به کار ببرند .

چارچوب تحلیل بنیادی
در تحلیل بنیادی سرمایه‌گذاران ابتدا اقتصاد و بازار را به عنوان یک کل، تجزیه و تحلیل می‌کنند تا بتوانند زمان مناسب برای سرمایه‌گذاری را تشخیص دهند. سپس به تحلیل صنایع یا بخش‌هایی از اقتصاد می‌پردازند که دارای چشم اندازهای آتی مناسبی هستند. در خاتمه اگر تحلیل‌گر به این نتیجه برسد که زمان سرمایه‌گذاری مناسب است و صنایع مناسبی با بازده بالایی در چرخه اقتصاد فعالیت می کنند به تحلیل شرکتها می پردازد
.

تجزیه و تحلیل اقتصاد و بازار
بازار سهام قسمت مهم و حیاتی از کل اقتصاد به شمار می‌رود. واضح است که ارتباط قوی میان بازار سهام و اقتصاد وجود دارد. اگر شرایط اقتصادی نامناسب باشد عملکرد بیشتر شرکتها و در نتیجه بازار سهام نیز ضعیف خواهد بود. برعکس، اگر شرایط اقتصادی مناسب باشد عملکرد شرکتها نیز بهتر خواهد بود و در نتیجه شرایط بهینه اقتصادی در بازار سهام متبلور خواهد شد. اگر اقتصاد و فعالیت واحدهای اقتصادی را در قالب چرخه تجاری نگاه کنیم می‌بینیم که چرخه تجاری دارای چارچوب خاصی است یعنی از یک جا شروع می‌شود، به اوج می‌رسد و سپس پایان می‌یابد. بنابراین، فعالیتهای اقتصادی در یک حالت رکود شروع می‌شوند، یک مرحله توسعه را پشت‌سر می‌گذارند و سپس افول می‌کنند و منتظر خیزش دوباره هستند. بازار سهام و چرخه تجاری دارای ارتباط تنگاتنگی هستند. از نظر تاریخی، سهام عادی به عنوان یکی از شاخص‌های مهم چرخه تجاری بوده است. بنابراین باید به دنبال یک رابطه پیچیده باشیم. بازار و اقتصاد رابطة تنگاتنگی با هم دارند، اغلب طبق شواهد موجود قیمت‌های سهام قبل از تغییر در وضعیت اقتصاد تغییر می‌کند
. رابطه میان بازار سهام و چرخه تجاری چگونه می‌تواند قابل اتکا و اعتماد باشد؟ کاملاً واضح است که بازار علائم منفی از فعالیتهای آتی اقتصادی مخصوصاً در زمان رکود نشان می‌دهد و۳ این مطلب که بازار می‌تواند منعکس‌کننده، علائم منفی از شرایط اقتصادی باشد حائز اهمیت است. با این حال، توانایی بازار برای پیش‌بینی رونق اقتصادی بهتر از توانایی آن در پیش‌بینی بحران‌های اقتصادی است .

پیش‌بینی تغییرات در بازار
بسیاری از سرمایه‌گذاران به دنبال پیش‌بینی تغییرات در بازارهای مالی هستند. آنها نه‌‌تنها به دنبال چرایی و نحوة کار فعلی این بازارها هستند، بلکه به دنبال فهم وضعیت آینده آنها نیز هستند. سرمایه‌گذاران به‌عنوان قسمتی از این فرایند به تحلیل کلی اقتصاد نیاز دارند
. پیش‌بینی صحیح و پیوسته بازار سهام، مخصوصاً پیش‌بینی‌های کوتاه‌مدت، برای هر شخصی غیر‌ممکن است. شواهد قویی که از کارایی بازار وجود دارد نشان دهنده این است که تغییرات بازار را نمی‌توان براساس اطلاعات مربوط به تغییرات گذشته پیش‌بینی کرد. دلیل دیگر اینکه حتی مدیران حرفه‌ای پول هم قادر نیستند از طریق اطلاعات موجود، بازار را پیش‌بینی نمایند و شواهد موجود در عملکرد موفقیت سرمایه‌گذاران حرفه‌ای این ادعا را تائید می‌کند . آنچه که ما در اینجا به دنبال آن هستیم شناسایی نشانه‌ها و علائم کلی اقتصاد و جهت بازار و مدت تغییرات احتمالی آن است. برای مثال، اگر با اطمینان ادعا کنیم که شاخص بازار در یک سال از۵۰۰۰  به ۳۰۰۰ خواهد رسید کار عاقلانه‌ای به نظر نمی‌رسد. همچنین، یک پیش‌بینی قوی مانند افزایش۱۰ درصد سود سهام شرکت در سال آینده، چندان اساس محکمی نخواهد داشت. در واقع بسیاری از سرمایه‌گذاران و حتی برخی از سرمایه‌گذاران حرفه‌ای نمی‌توانند به طور پیوسته تغییرات را پیش‌بینی نمایند. بنابراین، با توجه به این وضعیت، آنها چه کار باید انجام دهند؟ بهترین روش برای بسیاری از سرمایه‌گذاران فهم این مطلب است که آنها نمی‌توانند به‌طور پیوسته تغییرات بازار را پیش‌بینی کنند، اما این مطلب را نیز باید درک کنند که شرایط ادواری می‌تواند به آنها کمک کند .

استفاده از چرخه تجاری برای پیش‌بینی بازار
در بخش‌های قبلی ایده‌ای را بیان کردیم که شاخص‌های ترکیبی خاصی می‌توانند در پیش‌بینی شرایط چرخه تجاری مفید باشند. با این حال، قیمت‌های سهام یکی از شاخص‌های مهمی است که می‌تواند وضعیت اقتصادی را از نظر رونق یا رکود نشان دهند. در این حالت سرمایه‌‌گذاران برای پیش‌بینی بازار چه کاری باید انجام دهند؟ این رابطه مهم میان قیمت سهام و اقتصاد باید در پیش‌بینی تغییرات قیمت سهام مورد استفاده قرار گیرد. قیمت‌های سهام معمولاً در حالت رکود کاهش می‌یابند و هرچه میزان رکود بیشتر باشد میزان کاهش نیز زیادتر خواهد بود. با این حال، سرمایه‌گذاران به منظور پیش‌بینی تغییرات بازار سهام باید در مورد تغییرات چرخه تجاری مطالبی را بدانند. اگر به نظر برسد که در آینده چرخه تجاری کاهش خواهد یافت بعد از گذشت چند ماه از افول اقتصادی، احتمالاً بازار سهام نیز با افول روبرو خواهد شد. اقتصاد، بازده کل سهام (براساس سالانه) می‌تواند در شرایط رونق (افول) چرخه تجاری، منفی (مثبت) باشد. وقتی که چرخه تجاری به نقطه پایین خود می‌رسد قیمتهای سهام تقریباً همیشه افزایش می‌یابد. میزان این افزایش زیاد است به طوری که سرمایه‌گذاران در طول این دوره عملکرد خوبی دارند. به علاوه، وقتی چرخه تجاری وارد اولین مرحله رونق می‌شود قیمت‌های سهام اغلب ثابت می‌ماند و یا حتی به صورت ناگهانی کاهش می‌یابد
.

طبق این تحلیل‌ها می‌توان گفت :

+ اگر سرمایه‌گذاران بتوانند قبل از وقوع رکود اقتصاد آن را تشخیص دهند می‌توانند حداقل براساس تجربیات گذشته افزایش در بازار سهام را پیش‌بینی کنند .

+ هر چه که اقتصاد رونق می ‌یابد قیمتهای سهام ممکن است کاهش یابد . بنابراین، دومین حرکت مهم در بازار ممکن است براساس تجربیات گذشته قابل پیش‌بینی باشد .

+ طبق رکودهای اقتصادی گذشته، P/E بازار معمولاً قبل از پایان رکود افزایش می‌ یابد و تقریباً در طول سال آینده بدون تغییر باقی می‌ماند .

تجزیه و تحلیل صنعت
در نگاه اول به نظر می‌رسد واژة صنعت واژه ‌گویایی باشد و هرکس با صنعت‌های همچون صنعت خودروسازی، صنعت داروسازی، صنعت الکترونیک آشنایی داشته باشد. آیا این صنعت‌ها آن طور که به نظر می‌رسند گویا هستند؟ برای مثال، یک مصرف کننده می‌تواند نوشابه‌ای را در ظرف شیشه‌ای، یا قوطی آلومینیومی یا استیل بنوشد. آیا همه این موارد شامل یک صنعت مانند صنعت ظروف است یا سه صنعت شیشه، استیل و آلومینیوم (یا دو صنعت شیشه و فلزات) را شامل می‌شود. وقتی‌که شرکتها براساس خطوط متنوع تجاری مورد بررسی قرار گیرند قضیه از این هم پیچیده‌تر می‌شود. بنابراین، تحلیل‌گران و سرمایه‌گذاران نیاز به روشهایی دارند که بتوانند صنایع را طبقه‌بندی نمایند
.
سرمایه‌گذاری که تشخیص می‌دهد اقتصاد و بازار برای سرمایه‌گذاری جذاب است بایستی دست به تحلیل صنایعی بزنند که در آنها فرصت‌هایی در سالهای آتی دیده می‌شود. مفاهیم اصلی تحلیل صنعت ارتباط نزدیکی با بحث قبلی ما یعنی اصول ارزشیابی دارد. سرمایه‌گذاران می‌توانند با توجه به میزان اطلاعات در دسترس و مدل‌های خاص از این مفاهیم به روشهای مختلف استفاده نمایند. آنچه که در این جا در نظر داریم به آن دست پیدا کنیم این است که یاد بگیریم به صورت تحلیلی در مورد صنایع فکرکنیم. از طریق بررسی عملکرد صنایع مختلف در طول چندین دوره می‌توان به اهمیت تحلیل صنعت پی‌برد. از طریق این تجزیه و تحلیل می‌توان فهمید چه صنایعی ارزش سرمایه‌گذاری دارند. مزایایی که تحلیل صنعت در پی دارد، باعث توجیه هزینه‌های تجزیه و تحلیل صنایع می‌شود
.

تجزیه و تحلیل صنایع

صنایع نیز مانند بازار و شرکتها، از طریق مطالعه داده‌هایی همچون داده‌های فروش، سود سهام، سود تقسیمی، ساختار سرمایه، خطوط تولید، قوانین، ابتکارات و غیره مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرند. این چنین تحلیل‌هایی مستلزم تخصص عالی است که اغلب توسط تجزیه و تحلیل‌گران صنعت و از طریق شرکتهای کارگزاری و سایر موسسات سرمایه‌گذاری صورت می‌گیرد . یکی از مفیدترین روش‌ها برای تحلیل صنعت‌ براساس مراحل چرخة عمر آنها است .

مرحله اول این روش بررسی وضعیت کلی و موقعیت فعلی صنعت است .

مرحله دوم بررسی موقعیت صنعت در رابطه با چرخه تجاری و وضعیت اقتصاد کلان است .

مرحله سوم شامل تجزیه و تجلیل کیفی ویژگی‌های صنعت به منظور تعیین افق دید آتی صنعت است .

مزایای سهام در مقایسه با سایر اوراق بهادار

شاید این سوال برای شما بوجود آمده باشد که اساسا خرید و فروش سهام در مقایسه با اوراق بهادار با درآمد ثابت مانند اوراق مشارکت و اوراق اجاره، چه مزایایی دارد و چرا بسیاری از سرمایه گذاران، سهام را به سایر انواع اوراق بهادار، ترجیح می دهند. در این بخش، قصد داریم چهار مزیت اصلی سهام را تشریح کنیم.

1- اولین مزیت سرمایه‌گذاری در سهام، امکان کسب بازدهی بیشتر در ازای پذیرش ریسک بالاتر است. اگر به خاطر داشته باشید، در معرفی اوراق مشارکت گفتیم که اگرچه نرخ سود این اوراق، علی‌الحساب است و نرخ سود قطعی پروژه در سررسید محاسبه و پرداخت می‌گردد، اما معمولا نرخ سود قطعی تفاوت زیادی با نرخ سود علی‌الحساب نمی کند، بنابراین، آنچه که سرمایه‌گذار می‌تواند به عنوان بازدهی قطعی خود تلقی کند، حدودا معادل همان مبلغی است که به عنوان سود علی‌الحساب به وی پرداخت می‌گردد که این میزان بازدهی، ممکن است برای بسیاری از سرمایه‌گذاران، بویژه سرمایه‌گذاران جذاب نباشد. در مورد اوراق اجاره هم اینچنین است، زیرا بازدهی این اوراق نیز مبلغ ثابتی است که در قالب اجاره بها، بصورت دوره‌ای به خریداران اوراق پرداخت می‌شود.

اما برخلاف اوراق مشارکت و اوراق اجاره، دارندگان سهام یک شرکت، به میزان سهامی که دارند، در کلیه منافع شرکت، ازجمله سود سالیانه و افزایش قیمت سهام، شریک هستند و اگر برای مثال، شرکت در طول یکسال فعالیت خود، حتی صد درصد هم سود کند، این سود به سهامداران تعلق دارد. البته، باید توجه داشت که همواره، چنین سودهایی نصیب سهامداران نمی‌شود و گاهی اوقات ممکن است شرکت سود بسیار اندکی داشته باشد و حتی زیان دهد که در این موارد نیز سهامداران، در زیان شرکت سهیـم خواهند بود. پس ریسک سرمایه‌گذاری در سهام بیشتر و البته، بازدهی موردانتظار خریداران سهام نیز بالاتر از اوراق مشارکت و اوراق اجـاره است. بنابراین، بررسی کامل شرکت‌ها و انتخاب هوشمندانه سهام آنها، بسیار حائز اهمیت است.

2- دومین مزیت سهام در مقایسه با اوراق بهادار با درآمد ثابت، امکان مشارکت سهامدار در نحوه اداره شرکت است. اگر به خاطر داشته باشید، در توضیح اوراق مشارکت و اوراق اجاره گفتیم که خریداران این اوراق، در طول دوره سرمایه‌گذاری (مثلا 4 سال) سود مشخصی را دریافت کرده و در پایان دوره هم اصل سرمایه‌شان را دریافت کرده و به سرمایه‌گذاری خود پایان می‌دهند، بدون آنکه دخالتی در نحوه انجام کار داشته باشند. اما در سهام، اینطور نیست. سهامداران به نسبت سرمایه خود، دارای حق رأی هستند و می‌توانند با شرکت در مجامع عمومی شرکتی که سهامش را در اختیار دارند، درباره مسائل اساسی شرکت مانند انتخاب اعضای هیئت مدیره، نحوه تقسیم سود و... اظهارنظر کنند.

3- سومین مزیتی که شامل حال سهامداران یک شرکت می شود، اولویت آنها برای خرید سهام جدید آن شرکت است. لازم است در این خصوص، کمی توضیح دهیم. وقتی شرکت‌ها برای اولین‌بار سهام خود را منتشر می‌کنند، قیمت پایـه سهام آنها که اصطلاحا قیمت اسمی نام دارد، هزار ریال (100 تومان) است، به این معنـا که اگر مثلا سرمایه شرکت صد میلیون تومان باشد، شرکت باید یک میلیون سهم 100 تومانی منتشر کند. اما قیمت سهم در بورس، لزوما همیشه معادل قیمت اسمی یعنی 100 تومان نیست، زیرا براساس نوع عملکرد شرکت و میزان تقاضایی که برای آن سهم در بورس وجود دارد، قیمت سهام ممکن است با افزایش یا کاهش مواجه شود. کافیست نگاهی به قیمت سهام شرکت‌های مختلفی که هم اکنون در بورس خرید و فروش می شوند، بیاندازید. خواهید دید که قیمت سهام اغلب شرکت‌ها بالاتر از 100 تومان، یعنی بالاتر از ارزش اسمی است. حال فرض کنید شرکتی که هم‌اکنون سهامش مثلا با قیمت 180 تومان در بورس خرید و فروش می شود، قصد دارد برای تامین منابع مالی بیشتر، سهام جدید منتشر کند. طبیعتا براساس قانون، اولا شرکت باید براساس قیمت اسمی، یعنی 100 تومان، سهام منتشر کند و ثانیا، سهامداران فعلی شرکت، در اولویت برای خرید سهام این شرکت می باشند، نتیجه کاملا مشخص است. سهامداران فعلی با خرید سهام جدید شرکت می توانند به ازای هر سهم، 80 تومان سود کسب کنند، زیـرا سهمی را که در بورس، با قیمت 180 تومان خریدار دارد، به قیمت 100 تومان (ارزش اسمی سهم) خریداری می‌کنند.

4- چهارمین مزیت خرید سهام، امکان دریافت سهام جایزه از شرکت است. همانطور که گفتیم، شرکت‌ها معمولا در پایان هر سال، مبلغی را به عنوان سود بدست می‌آورند. نحوه استفاده از سود سالیانه در شرکت‌ها متفاوت است. برخی شرکت‌ها تصمیم می‌گیرند درصدی از سود را بین سهامدارانشان توزیع کنند، اما برخی دیگر ترجیح می‌دهند بجای آنکه با توزیع سود، نقدینگی را از شرکت خارج کنند، سود بدست آمده را صرف توسعه شرکت نمایند. به همین دلیل، از محل سود سالیانـه، سرمایه خود را افزایش می‌دهند.

برای مثال، شرکتی با سرمایه 10 میلیارد تومانی را درنظر بگیرید. فرض کنید این شرکت در پایان سال، 3 میلیارد تومان سود بدست آورده و تصمیم گرفته است از این مبلغ، 2 میلیارد تومان را به افزایش سرمایه اختصاص دهد. بنابراین، سرمایه شرکت 20 درصد افزایش یافته و از 10 میلیارد تومان به 12 میلیارد تومان می رسد. همانطور که قبلا هم توضیح دادیم، چون این سود متعلق به سهامداران فعلی شرکت است، بنابراین منافع حاصل از افزایش سرمایه نیز به سهامداران فعلی شرکت تعلق خواهد داشت. پس میزان سرمایـه سهامداران نیز باید به میزان 20 درصد افزایش یابد. به عنوان مثال، فردی که تا پیش از افزایش سرمایه، مالک 100 سهم شرکت بوده است، پس از افزایش سرمایه مالک 120 سهم شرکت خواهد بود، یعنی 20 سهم جدید را به عنوان سهام جایزه دریافت کرده است. چون سهامداران شرکت برای دریافت این سهام، پولی پرداخت نمی‌کنند، به این سهام، سهام جایزه گفته می‌شود

پیش بینی بازار بورس

چشم‌انداز بازار در 8 ماه آینده

بازار سرمایه ایران با وجود اینکه 46 سال از عمر آن می‌گذرد، هنوز نتوانسته به جایگاه واقعی خود در اقتصاد دست یابد از نواقص این بازار می‌توان به تنوع کم ابزارهای مالی مورد معامله، تعداد کم شرکت‌های پذیرفته شده، ضعف‌های ساختاری، نقش اندک سهامداران حقیقی به نسبت کل جمعیت کشور (تعداد کل کدهای بورسی 6 میلیون نفر نسبت به جمعیت 76 میلیونی خیلی ناچیز است)، نسبت پایین ارزش بازار به کل تولید ناخالص ملی و بعضی نسبت‌های پایین دیگر همچون گردش پایین معاملات روزانه اشاره کرد. 
در سال 1391 دو اتفاق یکی افزایش نرخ دلار در بازار آزاد و دیگری افزایش شدید نقدینگی در سطح جامعه باعث شد که سودآوری بعضی از صنایع همچون پتروشیمی، فلزات، کاشی و ... افزایش قابل توجهی یابد. از طرفی وارد شدن درصد کمی از نقدینگی 460 هزار میلیارد تومانی به بورس در سال 1392 باعث افزایش قابل ملاحظه حجم ریالی معاملات شده است. از آنجا که تقریبا اکثر اقتصاددانان بیان می‌کنند که بهترین نرخ دلار برای اقتصاد کشورمان بین 3000 تا 3200 تومان است و تیم اقتصادی دولت آینده نیز احتمالا از این نرخ حمایت خواهد کرد بنابراین کاهش دلار به زیر 3000 تومان بعید است و با توجه به اینکه دولت به دنبال توسعه و بهبود سیاست خارجی است، تصور می‌شود که دلار  به بالای 3500 تومان برای باقیمانده سال نرسد بنابراین با توجه به اینکه نقدینگی در سطح جامعه وجود دارد و سرمایه‌گذاران امید چندانی به رشد دلار، سکه و حتی مسکن ندارند پیش‌بینی می‌شود که در مدت زمان باقیمانده از سال 1392 نیز بورس مکان مناسبی برای سرمایه‌گذاران و حتی دولت آینده باشد تا به کمک بازار سرمایه نقدینگی در سطح بازار را کنترل نماید پس انتظار می‌رود که بازار با توجه به ثبات و وجود نقدینگی به رشد خود ادامه دهد البته نه به شدت 4 ماه گذشته. در این بین به نظر می‌رسد صنایع پیشرو شامل موارد زیر باشند: صنعت بانکداری: این صنعت در سالیان گذشته به دلیل تحریم‌ها، برداشت شبانه از حساب آنها، تمایل کمتر مردم به سپرده گذاری به دلیل سود کمتر از تورم سپرده‌ها، اختلاس و تغییرات پی در پی مدیریتی به‌جایگاه واقعی خود نرسیده است. هم‌اکنون ارزش این صنعت 11 درصد کل بورس است در حالی‌که با نگاهی به صورت‌های مالی شرکت‌ها متوجه می‌شویم که بیش از 3 برابر این نسبت در تامین مالی شرکت‌ها نقش دارند. پیش‌بینی می‌شود که با ثبات در سایر بازارهای موازی یکی از راه‌های دولت آینده تشویق بانک‌ها برای جذب نقدینگی در سطح جامعه باشد. صنعت سیمان: قیمت سیمان هم اکنون در کشورمان در مقایسه با همه کشورهای منطقه و جهان از پایین‌ترین نرخ برخوردار است. این شکاف قیمتی و نابرابری قیمت‌ها در سایر کالاها مانند فولاد، شکر، مس و غیره وجود ندارد. یادآور می‌شود قیمت سیمان در طول 10 سال گذشته حتی به اندازه نرخ تورم هم رشد نکرده و مقایسه قیمت‌های فولاد و سیمان هم‌اکنون با سال 1383 گویای همه چیز است. واگذاری قیمت‌گذاری سیمان به انجمن صنفی و گزارش‌های مناسب 3 ماهه شرکت‌هایی همانند سیمان غرب، بهبهان و ارومیه آینده روشنی برای این صنعت متصور است.گروه تجهیزات: افزایش سرمایه‌گذاری‌ها و حمایت از تولید داخلی و ورود به بازارهای منطقه چشم انداز روشنی پیش روی این صنعت قرار داده است.گروه IT: ازدیگر صنایعی که از افزایش قیمت دلار، افزایش نرخ تورم و تحریم‌ها صدمه دید صنعتIT و شرکت‌هایی همانند مخابرات، همراه اول، انفورماتیک و ... بوده است که امید می‌رود با بهبود شرایط این صنایع نیز به ارزش واقعی خود برسند. از دیگر صنایعی که امید می‌رود تا 8 ماه آینده سود خوبی عاید سهامداران کنند می‌توان به گروه‌هایی همچون فلزات اساسی و معدن، پتروشیمی‌ها و فرآورده های نفتی، حمل‌ونقل‌ و بیمه و لیزینگ و بعضی از شرکت‌های سرمایه‌گذاری اشاره کرد.